ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید محمد عارفی.

۵۴ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۱
متن کامل خاطره
*به خاطر دارم یک روز محمد پیش من آمد و گفت: مادر جان دعای تو زودتر مستجاب می شود خواهش می کنم بیا و کنار من بنشین تا خواسته ام را از خدا بخواهم و تو هم دعا کن. از او پرسیدم محمد جان خواسته ات چیست؟ گفت: بگذار پیش خودم بماند. من هم چیزی به او نگفتم و با خودم گفتم جوان است حتما آرزویی دارد که نمی خواهد من بدانم. رفتم و در کنارش نشستم. و هر چیزی گفت: آمین گفتم. بعد ها متوجه شدم که دعایش شهادت بوده است.منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14134سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==  <references />
۶٬۷۳۸
ویرایش