{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = محمدعارفی
|تصویر =
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد = [[سرخس]]
|شهادت = [[۱۳۶۲/۶/۹]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن = [[بهشت نبی]]
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها = رزمنده
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر[[علی اصغر]]
}}
کد شهید: 6216273 تاریخ تولد :
نام : محمد محل تولد : سرخس
نام خانوادگی : عارفی تاریخ شهادت : 1362/06/09
نام پدر : علیاصغر مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشتنبی
==خاطرات==
عشق شهادت
موضوع عشق شهادت
راوی مریم صفدری
*یک شب محمد آمد و به من گفت: مادر جان از شما خواهش می کنم در کنار من بنشین و من دعا می کنم و تو آمین بگو. می گویند دعای مادر زودتر مستجاب می شود. من در آن شب نمی دانستم از خدا چه می خواهد اما بعد متوجه شدم که از خدا خواسته تا شهید شود و من هم برایش آمین گفتم. محمد در وصیت نامه اش گفته بود که اگر من شهید شدم برایم گریه نکنید و نروید هر جا بگویید که من پدر یا مادر شهید هستم. چون شما تنها نیستید که فرزندتان شهید شده، زیاد هستند کسانی حتی چند فرزندشان را از دست داده اند. به همین خاطر در هنگام شهادتش خدا چنان صبری به ما داده بود که برای خودمان جای تعجب بود.
*عشق به جهاد
موضوع عشق به جهاد
راوی احمد عارفی
*به خاطر دارم یک روز محمد پیش من آمد و گفت: مادر جان دعای تو زودتر مستجاب می شود خواهش می کنم بیا و کنار من بنشین تا خواسته ام را از خدا بخواهم و تو هم دعا کن. از او پرسیدم محمد جان خواسته ات چیست؟ گفت: بگذار پیش خودم بماند. من هم چیزی به او نگفتم و با خودم گفتم جوان است حتما آرزویی دارد که نمی خواهد من بدانم. رفتم و در کنارش نشستم. و هر چیزی گفت: آمین گفتم. بعد ها متوجه شدم که دعایش شهادت بوده است.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14134 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />