ویرایش‌ها

شهید علی رمضانی عارفخانی

۵۵ بایت اضافه‌شده، ‏۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۸
متن کامل خاطره
یادم هست زمانیکه همسرم رمضانعلی می خواست به جبهه برود من مانع شدم و گفتم شما دیگر نمی خواهد به جبهه بروی شما سهم و حق خود را به جبهه ادا نموده ای.دیدم ایشان از این حرف من ناراحت شد و گفت:جبهه رفتن حق و غیر حق و سهم ندارد .هنگامیکه من گریه کردم که نرو از مصیبت های حضرت زینیب و امام حسین (ع) در دشت کربلا برایم صحبت کرد و گفت :شما پیرو چنین کسانی باید باشید و آنها را در زندگی سر مشق خود قرار دهید زیرا آنها رهبران و امامان ما بوده اند و به خاطر بر پایی اسلام چنین فداکاری هایی کرده اند که با این حرفها دلم آرام گرفت و اجازه دادم که به جبهه برود و به آرزویش که شهادت بود برسد.منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14128سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==  <references /> 
==رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:علی رمضانی عارفخانی}}
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش