*به یاد دارم برادرم علی اکبر موقع رفتن به جبهه به یکی از دوستانش گفته بود: این دفعه که به جبهه بروم حتماً شهید خواهم شد و به پدرم بگوئید که یک عکس با کلاه دارم که در شاهرود گرفته ام. آن را بزرگ کنید و در مسجد کنار عکس شهید علی اصغر همت آبادی بگذارید. که همین طور هم شد و علی اکبر به آرزویش که همان شهادت در راه خدا و اسلام بود رسید. و دوستش موضوع را به ما گفت و اکنون همان عکس در مسجد کنار عکس شهید علی اصغر همت آبادی قرار دارد.
*یکی از همرزمان فرزندم علی اکبر برای ما نقل کرد هنگامی که در منطقه بودیم، در یک عملیات، عراقی ها پاتک زدند. من به علی اکبر گفتم بیا به عقب برگردیم که در جوابم گفت: من نمی یایم تو اگر می خواهی برو من هم امدادگر بودم برانکاردم را برداشتم و به سنگرهای عقب رفتم ولی ایشان اسلحه اش را برادشت و با سرعت به سنگرهای نگهبانی یا به قولی سنگرهای کمین که در جلوی خاکریز بود حرکت کرد بعد از چند ساعت که منطقه از صدای تیر و خمپاره آرام شده بود، یکی از دوستان آمد و گفت: برو که بچه روستایتان شهید شد. پرسیدم چه کسی؟ گفت علی سهلی. من برانکارد را برداشتم و به سوی او رفتم. ناگهان علی اکبر را دیدم که در سنگر افتاده بود که ترکش خمپاره به چشم و طرف چپ سرش اصابت کرد و به درجه رفیع شهادت نائل گردیده است.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11872 سایت یاران رضا]</ref>
منبع: سایت یاران رضا
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11872
==پانویس==
<references/>
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:علی اکبر سهلی}}