ویرایشها
وقتی پدرم شهید شده بود پارچه ی سیاهرنگی بر سر در خانه مان نصب شده بود و فضایی پر از معنویت کوچه و محله را عطرآگین ساخته بود مادرم گریه می کرد و همه ما مات و مبهوت مانده بودیم در حالی که پدرم به افتخار والائی دست یافته بود که تمام رزمندگان اسلام آرزوی رسیدن به آن مقام را داشتند .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2014593 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==