شهید غلام علی عظیمی بزوشک: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| سطر ۱۶: | سطر ۱۶: | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | *غلامعلی یک شب در حیاط منزل عبای پدرش را برداشته بود و در آنجا نماز شب می خواند یکی از همسایه ها در تاریکی شب او را دیده بود و به او گفته بود، چرا اینجا نماز می خوانی؟ ایشان گفته بودند که الان در مسجد بسته است. و از طرفی مادرم هم مریض است و اگر داخل خانه نماز می خواندم ایشان بیدار می شوند. | + | *غلامعلی یک شب در حیاط منزل عبای پدرش را برداشته بود و در آنجا نماز شب می خواند یکی از همسایه ها در تاریکی شب او را دیده بود و به او گفته بود، چرا اینجا نماز می خوانی؟ ایشان گفته بودند که الان در مسجد بسته است. و از طرفی مادرم هم مریض است و اگر داخل خانه نماز می خواندم ایشان بیدار می شوند.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14858 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | |||
| + | |||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ ۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۴
کد شهید: 6309650 تاریخ تولد : نام : غلامعلی محل تولد : مشهد نام خانوادگی : عظیمیبزوشک تاریخ شهادت : 1363/12/28 نام پدر : محمد مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : بهشترضا
خاطرات
نوافل و نماز شب موضوع نوافل و نماز شب راوی لیلا حسین پور متن کامل خاطره
- غلامعلی یک شب در حیاط منزل عبای پدرش را برداشته بود و در آنجا نماز شب می خواند یکی از همسایه ها در تاریکی شب او را دیده بود و به او گفته بود، چرا اینجا نماز می خوانی؟ ایشان گفته بودند که الان در مسجد بسته است. و از طرفی مادرم هم مریض است و اگر داخل خانه نماز می خواندم ایشان بیدار می شوند.[۱]