ویرایش‌ها

شهید محمدرضا چشمی

۴۶ بایت اضافه‌شده، ‏۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۱
گلزار :
خاطرات
خواب و روياي شهيد
راوی رضا چسمی
متن کامل خاطره
یادم هست یک روز دریکی از خیابان های سبزوار به همراه برادرم رضا نشسته بودیم. ایشان به مرخصی آمده بودند و همانطورکه با هم صحبت می کردیم به من گفت: محمدرضا جان. در خواب دیده ام که ترکش به سرم می خورد و به شهادت می رسم. به ایشان گفتم: این چه حرفی است که می زنی خدا نکند که در جواب من گفت: شهادت آرزوی هر رزمنده است و نصیب هرکس نمی شود.
معجزات جنگ
راوی رضا چسمی
متن کامل خاطره
یکبار که برادرم به همراه پدرم به صحرا رفته بود وقتی که به خانه برگشت به مادرم گفت: مادر جان موقع اذان ظهرکه خواستم نماز بخوانم در بیابان وضو گرفتم و درحال نمازخواند بودم که دیدم تمام صحرا به یک باغ سر سبز تبدیل شده است و همینکه نمازم تمام شد دوباره مثل اولش شد.منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6266سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==  <references />
مدیر
۱٬۸۴۲
ویرایش