شهید حسین باغشینی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Kolahkaj9706 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۳۱: | سطر ۳۱: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | اولین باری که پسرم حسین می خواست به جبهه اعزام گردد. بدلیل سن کمی که داشت او را قبول نمی کرند، او رفته بود یک کاغذ را پر کرده و انگشت زده بود و برده شناسنامه اش را نیز از بهشهر گرفته بود که قبول کنند تا او بتواند بهجبهه برود، ایشان با بزرگنمایی شناسنامه و دستکاری آن توانست راهی جبهه شود و هر موقع ما حرف می زدیم که به جبهه نرو می گفت: همه شما ضدانقلابی هستید(خدیجه | + | اولین باری که پسرم حسین می خواست به جبهه اعزام گردد. بدلیل سن کمی که داشت او را قبول نمی کرند، او رفته بود یک کاغذ را پر کرده و انگشت زده بود و برده شناسنامه اش را نیز از بهشهر گرفته بود که قبول کنند تا او بتواند بهجبهه برود، ایشان با بزرگنمایی شناسنامه و دستکاری آن توانست راهی جبهه شود و هر موقع ما حرف می زدیم که به جبهه نرو می گفت: همه شما ضدانقلابی هستید(خدیجه باغشی)<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3551 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3551 | + | <references /> |
نسخهٔ ۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۲
| حسین باغشینی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | نیشابور |
| شهادت | ۱۳۶۲/۱۲/۴ |
| یگانهای خدمت | شکر۲۱ امام رضا |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدر شکرالله |
خاطرات
اولین باری که پسرم حسین می خواست به جبهه اعزام گردد. بدلیل سن کمی که داشت او را قبول نمی کرند، او رفته بود یک کاغذ را پر کرده و انگشت زده بود و برده شناسنامه اش را نیز از بهشهر گرفته بود که قبول کنند تا او بتواند بهجبهه برود، ایشان با بزرگنمایی شناسنامه و دستکاری آن توانست راهی جبهه شود و هر موقع ما حرف می زدیم که به جبهه نرو می گفت: همه شما ضدانقلابی هستید(خدیجه باغشی)[۱]