شهید محمد علی عربخانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «rId4 کد شهید : 6009007 نام : محمدعلی‌ محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : عربخانی‌...» ایجاد کرد)
 
 
سطر ۶۹: سطر ۶۹:
  
  
روزی یکی از برادران سپاه به در خانه آمدند وگفتند : با خانم عرب کارداریم من رفتم و ایشان وقتی من را دیدند چون می خواستند برای دادن خبر شهادت محمد علی من را آماده کنند کمی در مورد ایثار و فداکاری برایم صحبت کردند من پی به منظور ایشان نمی بردم تا اینکه وقتی فهمیدند من چیزی از صبحبتهای ایشان نفهمیدم خودشان گفتند : شوهر شماشهیده شده است باور کردن آن برای من خیلی سخت ومشکل بود .
+
روزی یکی از برادران سپاه به در خانه آمدند وگفتند : با خانم عرب کارداریم من رفتم و ایشان وقتی من را دیدند چون می خواستند برای دادن خبر شهادت محمد علی من را آماده کنند کمی در مورد ایثار و فداکاری برایم صحبت کردند من پی به منظور ایشان نمی بردم تا اینکه وقتی فهمیدند من چیزی از صبحبتهای ایشان نفهمیدم خودشان گفتند : شوهر شماشهیده شده است باور کردن آن برای من خیلی سخت ومشکل بود .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2014586 سایت یاران رضا]</ref>
 
+
==پانویس==
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 14586
+
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۶

rId4

کد شهید : 6009007

نام : محمدعلی‌

محل تولد : نیشابور

نام خانوادگی : عربخانی‌

تاریخ شهادت : 1360/11/19

نام پدر : حسین‌

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار :

خاطرات

عشق شهادت

موضوع عشق شهادت

راوی

متن کامل خاطره


یکی از دوستانش بعد از شهادت همسرم می گفت : ایشان به دیگر دوستان توصیه می کرد بیایید برویم غسل شهادت بکنیم باشد که خدا شهادت را نصیبمان کند انشاءا …

خواب و رویای دیگران درمورد شهید

موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی

متن کامل خاطره


بعد از شهادت محمدعلی خواب دیدم که اودر باغی است ولباس سفید بر تن دارد به ما سفارش کرد تا هیچوقت حرفی بر علیه انقلاب نزنید وهمیشه راه خدا را داشته باشید .

خاطرات سیاسی

موضوع خاطرات سياسي

راوی

متن کامل خاطره


محمد علی اولین نفری بود که تظاهرات را علیه نظام طاغوت درروستای ما به راه انداخت روی همین مسئله بود که از طرف پاسگاه آمدند واو را گرفتند و یک شبانه روز در پاسگاه بازداشت کردند و با وساطت بزرگان روستا از زندان آزاد شد

خبر شهادت

موضوع خبر شهادت

راوی

متن کامل خاطره


روزی یکی از برادران سپاه به در خانه آمدند وگفتند : با خانم عرب کارداریم من رفتم و ایشان وقتی من را دیدند چون می خواستند برای دادن خبر شهادت محمد علی من را آماده کنند کمی در مورد ایثار و فداکاری برایم صحبت کردند من پی به منظور ایشان نمی بردم تا اینکه وقتی فهمیدند من چیزی از صبحبتهای ایشان نفهمیدم خودشان گفتند : شوهر شماشهیده شده است باور کردن آن برای من خیلی سخت ومشکل بود .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا