شهید حسین حجی مقدم: تفاوت بین نسخهها
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | ||
| − | + | کد شهید: 6705609 تاریخ تولد : | |
| − | + | نام : حسین محل تولد : مشهد | |
| − | + | نام خانوادگی : حجیمقدم تاریخ شهادت : 1367/04/04 | |
| − | + | نام پدر : خانلر مکان شهادت : | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| + | تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : | ||
| + | شغل : یگان خدمتی : | ||
| + | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
| + | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
| + | گلزار : | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
بدون موضوع | بدون موضوع | ||
| سطر ۳۶: | سطر ۱۷: | ||
من در تاریخ 65/6/29 در یکی از گردانهای رزمی به اتفاق سایر برادران مؤمن به انقلاب اعزام به جبهه های حق علیه باطل گردیدیم . که در مدت 45 روز در منطقه غرب کشور بودیم و مدت ده روز به مرخصی آمدیم و مجددا اعزام گشتیم به جنوب و به منطقه اهواز رهسپار گشتیم ،از آنجائیکه فداکاریهای سایر رزمندگان را میدیدیم . روز به روز عشق و علاقه ما بیشتر ی گردید و از آن مذوران صدامی که چه کارهای خانمان سوزی انجام می داند و خون ما را به جوش می آورند تا اینکه در یکی از عملیاتهای که به نام کربلای 4 بود توفیق یافتیم که به قلب دشمنان هجوم ببریم و در منطقه شلمچه به ما مأموریت دادند و از آنجائیکه که عشق و ایمانی بسیار به دلهایمان نقش بسته است هیچ مانعی اعم از غذا و استراحت و ... سد را همان نبود و فقط هدفمان انجام وظیفه و ادای دینمان به جمهوری اسلامی ایران بوده است . در شب 65/10/3 ساعت 11/30 دقیقه همانطور که در حال پیشروی بودیم یک مرتبه پای چپم به مینی بر خورد کرده و مجروح گردیدم و بسیاری از بیرون نخواهد رفت . پس مرا بوسیله آمبولانسی به طور فوری بیمارستان انتقال داده و چند واحد خونی به من وصل نمودند و پس از آن مرا به شیراز منتقل کردندو در یکی از بیمارستانهای شیراز به مدت 10 روز بستری بودم و بعدا به مشهد انتقال یافتم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6579 سایت یاران رضا]</ref> | من در تاریخ 65/6/29 در یکی از گردانهای رزمی به اتفاق سایر برادران مؤمن به انقلاب اعزام به جبهه های حق علیه باطل گردیدیم . که در مدت 45 روز در منطقه غرب کشور بودیم و مدت ده روز به مرخصی آمدیم و مجددا اعزام گشتیم به جنوب و به منطقه اهواز رهسپار گشتیم ،از آنجائیکه فداکاریهای سایر رزمندگان را میدیدیم . روز به روز عشق و علاقه ما بیشتر ی گردید و از آن مذوران صدامی که چه کارهای خانمان سوزی انجام می داند و خون ما را به جوش می آورند تا اینکه در یکی از عملیاتهای که به نام کربلای 4 بود توفیق یافتیم که به قلب دشمنان هجوم ببریم و در منطقه شلمچه به ما مأموریت دادند و از آنجائیکه که عشق و ایمانی بسیار به دلهایمان نقش بسته است هیچ مانعی اعم از غذا و استراحت و ... سد را همان نبود و فقط هدفمان انجام وظیفه و ادای دینمان به جمهوری اسلامی ایران بوده است . در شب 65/10/3 ساعت 11/30 دقیقه همانطور که در حال پیشروی بودیم یک مرتبه پای چپم به مینی بر خورد کرده و مجروح گردیدم و بسیاری از بیرون نخواهد رفت . پس مرا بوسیله آمبولانسی به طور فوری بیمارستان انتقال داده و چند واحد خونی به من وصل نمودند و پس از آن مرا به شیراز منتقل کردندو در یکی از بیمارستانهای شیراز به مدت 10 روز بستری بودم و بعدا به مشهد انتقال یافتم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6579 سایت یاران رضا]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | + | <references /> | |
| − | <references /> | + | |
| − | + | ||
==رده== | ==رده== | ||
{{ترتیبپیشفرض:حسین حجی مقدم}} | {{ترتیبپیشفرض:حسین حجی مقدم}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۷
کد شهید: 6705609 تاریخ تولد : نام : حسین محل تولد : مشهد نام خانوادگی : حجیمقدم تاریخ شهادت : 1367/04/04 نام پدر : خانلر مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار :
خاطرات
بدون موضوع راوی متن کامل خاطره
من در تاریخ 65/6/29 در یکی از گردانهای رزمی به اتفاق سایر برادران مؤمن به انقلاب اعزام به جبهه های حق علیه باطل گردیدیم . که در مدت 45 روز در منطقه غرب کشور بودیم و مدت ده روز به مرخصی آمدیم و مجددا اعزام گشتیم به جنوب و به منطقه اهواز رهسپار گشتیم ،از آنجائیکه فداکاریهای سایر رزمندگان را میدیدیم . روز به روز عشق و علاقه ما بیشتر ی گردید و از آن مذوران صدامی که چه کارهای خانمان سوزی انجام می داند و خون ما را به جوش می آورند تا اینکه در یکی از عملیاتهای که به نام کربلای 4 بود توفیق یافتیم که به قلب دشمنان هجوم ببریم و در منطقه شلمچه به ما مأموریت دادند و از آنجائیکه که عشق و ایمانی بسیار به دلهایمان نقش بسته است هیچ مانعی اعم از غذا و استراحت و ... سد را همان نبود و فقط هدفمان انجام وظیفه و ادای دینمان به جمهوری اسلامی ایران بوده است . در شب 65/10/3 ساعت 11/30 دقیقه همانطور که در حال پیشروی بودیم یک مرتبه پای چپم به مینی بر خورد کرده و مجروح گردیدم و بسیاری از بیرون نخواهد رفت . پس مرا بوسیله آمبولانسی به طور فوری بیمارستان انتقال داده و چند واحد خونی به من وصل نمودند و پس از آن مرا به شیراز منتقل کردندو در یکی از بیمارستانهای شیراز به مدت 10 روز بستری بودم و بعدا به مشهد انتقال یافتم.[۱]