ویرایش‌ها

شهید غلام رضا ترکانلو

۳۶ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۱
==خاطرات==
- بعد از عملیات کربلای 4 برادر ترکانلو جهت رفع خستگی نیروها و آمادگی بیشتر جهت شرکت در عملیات کربلای 5 به مدت او روز به همه بچه ها مرخصی دادند خودنش نیز همراه ما به مرخصی آمد . در پایان مرخصی وقتی می خواستیم به جبهه برگردیم ایشان که گویا شهادتش به وی الهام شده بود با هر کس که خداحافظی می کرد گفت : حلالم کنید چرا که من این دفعه دیگر بر نخواهم گشت و به فیض شهادت خواهم رسید و همین طور هم شد که گفته بود .
- - مدتی بود که شخصی در ده دزدی می کرد و کسی هم نمی توانست او را شناسایی کند. تا اینکه یکروز ما متوجه شدیم که چه کسی دزدی می کند . من به اتفاق برادر ترکانلو رفتم و آن دزد را دستگیر و به پایگاه آوردیم و به اتفاق مسؤول پایگاه او را در آب انداختیم . وقتی خواستیم دزد را روانه زندان کنیم برادر ترکانلو مانع ما شد و خودش طی مدتی با رفتار مناسب و اخلاق خوش خود آن دزد را راهنمایی نمود تا اینکه از کارش دست برداشت .
- یک سال زمستان در روستای ما فردی فقیر از دنیا رفت. وقتی پدرم متوجه این موضوع شد برای تهیه وسایل کفن و دفن آن فرد صبح زود با پای پیاده به طرف شهر حرکت کرد و شب هنگام بود که برگشت و خودش به تنهایی قبری برای آن فرد کند و او را به خاک سپرد، نزدیکی های صبح بود که پدر به منزل برگشت .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5209 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==
منبع سایت یاران رضا http:<references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 5209>
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش