محمد سيار - يكى از دوستانش - مىگويد: قبل از عمليات كربلاى 5 عمل جراحى داشتم و قرار بود تركشى را از گردنم بيرون بياورند. حسين به مرخصى آمده بود. به او گفتم صبر كن با هم به جبهه برويم. به شوخى گفت: «تو ديگر پير شدهاى، ماشين از كار افتاده اى و من به جاى تو خواهم رفت.»
حسين رفت و در عمليات كربلاى 5 شركت كرد اما در حين عمليات، مجروح شد و به بيمارستان منتقل گرديد، ليكن از پنجره بيمارستان فرار كرد و به جبهه رفت و خود را به همرزمانش رساند و در ادامه عمليات شركت كرد. دشمن وجب به وجب منطقه را با توپ و خمپاره می کوبيد. املاكى - مسئول اطلاعات و عمليات - به نيروهاى اطلاعات اعلام می کند چون مأموريت نيروهاى اطلاعات به پايان رسيده به عقب برگردند. حسين به همراه چند نفر ديگر از نيروهاى اطلاعات كه بعضى از آنها مجروح بودند، براى استراحت به سوى عقبه حركت می کند. آنها سوار ماشين تويوتا مى شوند و حسين مى گويد: «خودم رانندگى می کنم.» آنها حركت می کنند و به ميدان امام رضا در شلمچه مى رسند. هواپيماى دشمن منطقه را بمباران می کرد. ناگهان موشكى در نزديكى ماشين حامل آنها اصابت كرد و در اثر انفجار، ماشين واژگون شد. در نتيجه دو نفرى كه در جلوى ماشين در كنار حسين نشسته بودند، مجروح شدند و دو نفر ديگر از همراهان به شهادت رسيدند و حسين دچار موج گرفتى شديدى شد. همراهانش تعريف می کنند كه او سرش را بلند می کرد و زيارت عاشورا مى خواند و آرام به اطراف نگاه می کرد. هنگامى كه آنها را از ماشين واژگون شده بيرون آوردند متوجه شدند كه حسين شهيد شده است. جنازه آنها را در كنار جاده مى گذارند. در منطقه عملياتى خودروهاى زرهى در تردد بودند دود و غبار غليظى روى جنازهها نشست به طورى كه چهره آنها سياه شده و شناسايى آنها مشكل بود. آقاى حضرتى - نماينده سابق مردم رشت در مجلس شوراى اسلامى - جنازه او را در معراج الشهدا شناسايى كرد و اسم او را روى جنازه اش نوشت. پس از مدتى جنازه اش به رشت منتقل شد. به اين ترتيب، حسين شفائيه مسئول محور يك اطلاعات عمليات كربلاى 16 قدس گيلان كه بعد از چهل و پنج ماه حضور مستمر در جبهه هاى نبرد - از شانزده تا بيست و يك سالگى - در 22 دى 1365 در منطقه علمياتى كربلاى 5 به شهادت رسيد.
پيكر شهيد حسين شفائيه با حضور گسترده مردم رشت تشييع و در گلزار شهداى رشت به خاك سپرده شد. از شهيد حسين شفائيه، سيصد جلد كتاب به يادگار باقى مانده بود كه خانواده او چند جلد را به رسم يادگارى نگه داشته و بقيه را به كتابخانه مسجد هديه كرده اند.منبع سایت نوید شاهدHYPERLINK "<ref>[http://navideshahed.com/fa/news/440970" http:سایت نوید شاهد]</ref> ==پانویس==<references /navideshahed.com/fa/news/440970>