کتاب سفر به حوالی عشق: تفاوت بین نسخهها
Atashbar97 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «rId5 پدیدآورنده : مجید محبوبی نوبت چاپ : اول / 1396 قیمت : 8000 تومان معرفی سفر به...» ایجاد کرد) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۸: | سطر ۸: | ||
| − | معرفی | + | ==معرفی== |
| − | سفر به حوالی عشق ( سفرنامه عتبات عالیات و عراق ) ، روایتی است از سفر زیارتی نویسنده همراه با دوستانی از اهل قلم به عتبات عالیات در سال 1394 که در این کتاب نویسنده از حالوهوای کشور عراق و شهرهایی که در آن قدم نهاده است، تصویرسازی میکند . | + | سفر به حوالی عشق ( سفرنامه عتبات عالیات و عراق ) ، روایتی است از سفر زیارتی نویسنده همراه با دوستانی از اهل قلم به عتبات عالیات در سال 1394 که در این کتاب نویسنده از حالوهوای کشور [[عراق]] و شهرهایی که در آن قدم نهاده است، تصویرسازی میکند . |
| − | نمونه محتوا | + | ==نمونه محتوا== |
سید وسط صحن میایستد و اشاره میکند به جایی در بیرون از صحن . میگوید : « آنجا خرابههای کوفه است !» و من تا آخرش میخوانم . همان جایی که بعد از وقایع عاشورا، حضرت زینب ( س ) و اُسرا را در آنجا نگه داشتهاند . جای متروکی است و جز آثاری که با خاک یکسان شده، چیزی دیده نمیشود . اما حس و حال و نگاههای من به جایی که سید عباس نشان داده، مرا به آن روزها میبرد . | سید وسط صحن میایستد و اشاره میکند به جایی در بیرون از صحن . میگوید : « آنجا خرابههای کوفه است !» و من تا آخرش میخوانم . همان جایی که بعد از وقایع عاشورا، حضرت زینب ( س ) و اُسرا را در آنجا نگه داشتهاند . جای متروکی است و جز آثاری که با خاک یکسان شده، چیزی دیده نمیشود . اما حس و حال و نگاههای من به جایی که سید عباس نشان داده، مرا به آن روزها میبرد . | ||
| − | راه رفتن زیر آفتاب سوزان و روی زمین داغ تجربة جدید من است . تا به روی فرش برسم، حسابی سوختهام . خدا کند کف پاهایم تاول نزند . میرسم روی فرش قرمزی که زیر پای زائران پهن است . قدم تند میکنم تا همراهانم را گم نکنم . آنها از پلههای مسجد کوفه پایین میروند . میرویم زیارت قبور مختار، هانی بن عروه، مسلمبن عقیل که هر کدام در گوشهای از این صحن بزرگ آرمیدهاند و صاحب مقبرهای بسیار باشکوه . به هر کدام از این مردانی که زیر این ضریحهای نقرهای خفتهاند، دست مریزاد باید گفت . روزگاری که زمین با کمبود مرد مواجه بود، اینها برخاستند و مردانگی کردند و نگذاشتند زمین خالی از مرد شود . | + | راه رفتن زیر آفتاب سوزان و روی زمین داغ تجربة جدید من است . تا به روی فرش برسم، حسابی سوختهام . خدا کند کف پاهایم تاول نزند . میرسم روی فرش قرمزی که زیر پای زائران پهن است . قدم تند میکنم تا همراهانم را گم نکنم . آنها از پلههای مسجد کوفه پایین میروند . میرویم زیارت قبور مختار، هانی بن عروه، مسلمبن عقیل که هر کدام در گوشهای از این صحن بزرگ آرمیدهاند و صاحب مقبرهای بسیار باشکوه . به هر کدام از این مردانی که زیر این ضریحهای نقرهای خفتهاند، دست مریزاد باید گفت . روزگاری که زمین با کمبود مرد مواجه بود، اینها برخاستند و مردانگی کردند و نگذاشتند زمین خالی از مرد شود.<ref>[http://nashreshahidkazemi.ir سایت نشر شهید کاظمی]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ||
| − | http://nashreshahidkazemi.ir | + | |
نسخهٔ کنونی تا ۱۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۲
rId5
پدیدآورنده : مجید محبوبی
نوبت چاپ : اول / 1396
قیمت : 8000 تومان
معرفی
سفر به حوالی عشق ( سفرنامه عتبات عالیات و عراق ) ، روایتی است از سفر زیارتی نویسنده همراه با دوستانی از اهل قلم به عتبات عالیات در سال 1394 که در این کتاب نویسنده از حالوهوای کشور عراق و شهرهایی که در آن قدم نهاده است، تصویرسازی میکند .
نمونه محتوا
سید وسط صحن میایستد و اشاره میکند به جایی در بیرون از صحن . میگوید : « آنجا خرابههای کوفه است !» و من تا آخرش میخوانم . همان جایی که بعد از وقایع عاشورا، حضرت زینب ( س ) و اُسرا را در آنجا نگه داشتهاند . جای متروکی است و جز آثاری که با خاک یکسان شده، چیزی دیده نمیشود . اما حس و حال و نگاههای من به جایی که سید عباس نشان داده، مرا به آن روزها میبرد .
راه رفتن زیر آفتاب سوزان و روی زمین داغ تجربة جدید من است . تا به روی فرش برسم، حسابی سوختهام . خدا کند کف پاهایم تاول نزند . میرسم روی فرش قرمزی که زیر پای زائران پهن است . قدم تند میکنم تا همراهانم را گم نکنم . آنها از پلههای مسجد کوفه پایین میروند . میرویم زیارت قبور مختار، هانی بن عروه، مسلمبن عقیل که هر کدام در گوشهای از این صحن بزرگ آرمیدهاند و صاحب مقبرهای بسیار باشکوه . به هر کدام از این مردانی که زیر این ضریحهای نقرهای خفتهاند، دست مریزاد باید گفت . روزگاری که زمین با کمبود مرد مواجه بود، اینها برخاستند و مردانگی کردند و نگذاشتند زمین خالی از مرد شود.[۱]