ویرایش‌ها

شهید علی اکبر شیرودی

۱٬۷۵۷ بایت اضافه‌شده، ‏۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۰
/* خاطرات */
== خاطرات ==
 
=== ارتش چرا ؟ ===
اواسط سال تحصیلی 1351 بود. اکبر حاضر بود با درآمد ناچیز زندگی کند ولی از فعالیت‌های سیاسی-مذهبی خود در تهران دور نشود. تقریباً تمام تلاش هایش بی نتیجه ماند. عده‌ای به او پیشنهاد می کردند که وارد [[ارتش جمهوری اسلامی ایران|ارتش]] شود. اما او با خود می اندیشید. کدام [[ارتش جمهوری اسلامی ایران|ارتش]]؟ [[ارتش جمهوری اسلامی ایران|ارتش]]ی که [[کشور آمریکا|آمریکا]] آن را تشکیل داده و ضامن حکومت [[دوران سلطنت محمدرضا پهلوی‎‏|طاغوت]] است. این سؤال و صدها سؤال دیگر ذهن علی اکبر را به خود مشغول ساخته بود. که ناگهان جرقه‌ای در فکرش آرامش را برای او به ارمغان آورد. او می توانست به مانند موسی مدتی را در دستگاه فرعون بگذراند و سپس در خدمت [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] باشد. هنوز مردد بود اما امید به آینده شیرودی را در ادامه راه مصمم نمود. با چنین تحلیلی وارد [[ارتش جمهوری اسلامی ایران|ارتش]] شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی خلبانی به پادگاه [[هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران|هوانیروز]] اصفهان منتقل شد تا خلبانی کارآمد و لایق باشد. در دوران آموزش با مسایل خرید اسلحه جنگی از خارج کشور بیشتر آشنا گشت. اطلاعات لازم را در اختیار افراد مطمئن و روحانیون قرار داد و از توسل به ائمه زیارت امامزاده ها و مطالعه کتب مذهبی غافل نشد. تا اینکه جرقه [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] بر دامن حکومت [[دوران سلطنت محمدرضا پهلوی‎‏|پهلوی]] افتاد و خلبان علی اکبر شیرودی عاشقانه در راه دفاع از اسلام حماسه ها آفرید.<ref name="sobh" />
در شب هشتم اردیبهشت ماه سال 1360 به خلبان شیرودی خبر دادند که [[تانک اصلی میدان نبرد|تانک]] های [[ارتش رژیم بعث عراق|عراقی]] به سمت قره بلاغ [[سرپل ذهاب|دشت ذهاب]] در حرکتند. او که جنگیدن را تکلیف شرعی خود می دانست. شب را به راز و نیاز پرداخت. پس از اقامه نماز صبح لباس رزم پوشید و آخرین تعلقاتش را بر زمین نهاد و با [[بالگرد|هلی کوپتر]] به مصاف با دشمن شتافت و پس از انهدام چندین [[تانک اصلی میدان نبرد|تانک]] دشمن [[بالگرد|هلی کوپتر]] وی مورد اصابت قرار گرفت و روح پرفتوحش ندای ارجعی پرودرگارش را لبیک گفت سینه پاکش که صفحه رنگین تاریخ [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] بود خونین شد و او عاشقانه در خون غلطید. [[حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(قدس الله نفسه الزکیه)|امام]] عاشقان [[حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(قدس الله نفسه الزکیه)|خمینی کبیر]] (ره) پس از شنیدن خبر شهادت سردار رشید اسلام علی اکبر شیرودی به فکر فرو رفت و به جای آنکه برای او طلب آمرزش کند گفت :« شیرودی آمرزیده شده است».<ref name="sobh" />
 
==آیت الله هاشمی رفسنجانی==
در پادگان ابوذر موفق شدم این مرد بزرگ را درست بشناسم. در این ملاقات ایشان از رادیو و تلویزیون سخت گله داشت و می گفت که از اوائل جنگ کردستان تا امروز همیشه در میدان جنگ خط مقدم بوده و هرجا خطری جبه ها را تهدید می کرده، شخصا به مقابله می پرداخته و جلوی سقوط پادگان اباذر را گرفته است. در رادیو و تلویزیون بارها با ایشان مصاحبه کرده اند ولی چون با برخی از فرمانده هان مکتبی برخورد می کرد، مصاحبه اش پخش نشده است. ولی به من می گفت اگر خدمت امام رسیدی به ایشان بگو که امروز در جبهه مکتب می جنگد نه تخصص و بگو که تخصص ارزش زیادی دارد ولی در خدمت مکتب و اگر مکتب ترویج نشود چیزی حافظ مملکت در درگیری با عراق نیست. پیش از اینکه شیرودی شهید شود من نظر خود را درباره او بیان کردم و گفتم که من در قیافه شیرودی مالک اشتر را دیدم و واقعا ابهت، شجاعت، رشادت و نفوذ کلام او در همکارانش مالک اشتر را تداعی می کرد. او و دو شهید دیگر، شهیدان سهیلیان و کشوری، حق عظیمی بر این کشور دارند و مبارزات غرب کشور تا حد زیادی مرهون فداکاری های این سه خلبان شهید است.»
منبع:سایت نویدشاهد
== عملیات‌های مرتبط ==
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش