ویرایش‌ها

شهید بهمن ابراهیمی

۲۳۸ بایت اضافه‌شده، ‏۲۴ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۴
آبادی :
==زندگی نامه==ایشان در تاریخ [[19/6/1351 ]] در روستای مرزیکلای [[بابل ]] در خانواده ای مذهبی و تنگدست چشم به جهان گشود.تحصیلات را تا مقطع راهنمایی گذراند.بسیار مهربان و دلسوز بود و بسیار رفتار خوبی داشت در کارها به آن ها کمک می کرد. و در تاریخ 15/7/66 از [[سپاه ]] بانه بابل برای عملیات [[والفجر ده ]] به [[جبهه ]] اعزام شد. و در نهایت در تاریخ [[1/12/66 ]] بر اثر اصابت [[ترکش ]] در عملیات [[کربلای 10 ]] به شهادت رسید و در تاریخ 7/12/66 در گلزار شهدای مرزیکلا به خاک سپرده شد.
==خاطرات==
خواهر شهید : شهید یک روز به خانه آمد و گفت من برای رفتن به جبهه ثبت نام کردم و ما همه ناراحت شدیم و گفتیم سن تو کم است . و آخرین باری که می خواست به جبهه برود من و خواهر سرتاپای او را بوسیدیم انگار به ما الهام شده بود که آخرین دیدار است .
مادر شهید : زمانی که شهید نوزاد بود بنده به اتفاق همسرم برای وجین به باغ رفتیم . زمین منطقه شیب دار بود و نوزاد به پایین غلط می زد . همسرم گودالی کند و نوزاد را داخل آن گذاشتیم . هوا بسیار گرم بود یک سایبان هم درست کردیم و ما مشغول کار شدیم مدت زیادی طول کشید و نوزاد هنوز بیدار نشده بود . از همسرم خواستم تا یه سری به او بزند .شهید خیلی آرام بود وقتی به بالینش رسیدم دیدم کنار نوزاد ماری خوابیده بود . از همسرم شاکی شدم گفتم خوش انصاف حداقل یک ننویی درست می کردی که بتوانم بچه را در آن بگذارم . بچه را وقتی از گودال خارج کردم مار ناپدید شد.
==وصیت نامه==به شما عزیزان توصیه می کنم که مطیع امر رهبر باشید و از روحانیون متعهد پیروی کنید. در دفاع از میهن از هیچ چیز دریغ نکنید . نماز اول وقت را فراموش نکرده ودر انجام فرائض دینی کوشا باشید. از خواهرانم می خواهم که در حفظ حجاب خود نهایت کوشش را داشته باشند که حجاب آنان کوبنده تر از خون شهیدان است. منبع سایت جنگ و درنگ HYPERLINK "<ref>[http://jangoderang.ir/shohada/information/25" http:سایت جنگ و درنگ]</ref>==پانویس==<references /jangoderang.ir/shohada/information/25>==رده=={{ترتیب‌پیش‌فرض:بهمن_ابراهیمی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان مازندران]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش