ویرایش‌ها

شهید عبدالله جاویدی

۵۶ بایت اضافه‌شده، ‏۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۷
گلزار : بهشت‌رضا
 
rId6
- ایشان طلبه ای بود و می خواست درس خارج بخواند . می گفتم : بابا بیا لباس روحانیت بپوش . می گفت : ای بابا من لیاقت پوشیدن لباس پیامبر را ندارم . مگر پوشیدن لباس پیامبر شوخی است . مگر به همین سادگی می شود که من لباس پیامبر را بپوشم . من لیاقتش را ندارم . تا اینکه رفت و به درجه شهادت رسید .
- درعملیات میمک عبدا… جاویدی هنگام اذان مجروح شد و ترکش به رانش اصابت کرد من به ایشان گفتم: آقای جاویدی شما با این وضعیت باید به عقب برگردی گفت : من به خط نیامده ام که برگردم اینجا آمدم دفاع کنم . گفتم: آقای جاویدی محل ترکش ممکن است عفونت کند بهتر است شما برگردی گفت : نه و من بعد از گفته ایشان از او دور شدم و چرخی دراطراف زدم و بعد به نزد ایشان برگشتم تا او را راضی کنم که به عقب برگردد. وقتی او را دیدم گفتم : عبدا… جان بیا به عقب برو . ایشان گفت : برادر من خوب می فهمم فرمانده یعنی چه اطاعت پذیری از فرمانده ام را هم اطلاع دارم و همه ی مسائل فرمانده و غیره را در امر اطاعت پذیری می دانم ولی شما این عنایت را در حق من بکن که ظلم نشود من به عقب نمی روم اینجا راحت هستم شما زخم من را می بینی ولی من درد آن را با این وجود احساس راحتی می کنم .<ref>[http://%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%205648 5648 سایت یاران رضا]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery> Image:5648 (1).jpg 
</gallery>
==پانویس==
۱٬۳۰۷
ویرایش