شهید حسینعلی رجایی: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «نام : رجایی / حسینعلی نام پدر : محمد على تاریخ تولد : ۱۳۴۶-۰۱-۲۳ محل تولد : اصفها...» ایجاد کرد) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
نام : رجایی / حسینعلی | نام : رجایی / حسینعلی | ||
| + | |||
نام پدر : محمد على | نام پدر : محمد على | ||
| + | |||
تاریخ تولد : ۱۳۴۶-۰۱-۲۳ | تاریخ تولد : ۱۳۴۶-۰۱-۲۳ | ||
| + | |||
محل تولد : اصفهان | محل تولد : اصفهان | ||
| + | |||
تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۲-۹ | تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۲-۹ | ||
| + | |||
محل شهادت : فاو - والفجر8 | محل شهادت : فاو - والفجر8 | ||
| + | |||
شهرستان : اصفهان | شهرستان : اصفهان | ||
| + | |||
یگان : | یگان : | ||
| + | |||
مسئولیت : | مسئولیت : | ||
| + | |||
تحصیلات : | تحصیلات : | ||
| + | |||
محل تحصیل : مدرسه علمیه ذوالفقار اصفهان | محل تحصیل : مدرسه علمیه ذوالفقار اصفهان | ||
| + | |||
گلزار : گلستان شهدای اصفهان | گلزار : گلستان شهدای اصفهان | ||
| + | |||
| − | + | ==زندگی نامه== | |
پنج سال حضور در جبهة جهاد و شهادت، پنج سال جانفشانى و رشادت، زیر بارانى از آتش با مسئولیت هاى مختلف. طلبه مدرسه ذوالفقار اصفهان براى تبلیغ دین و کمک به مردم محروم کردستان، یک سال براى تبلیغ به آن سامان رفت. بعدها در مناطق جنوب، مسئول واحد تخریب لشکر نجف اشرف شد و در اکثر عملیات ها شرکت کرد. چندین بار زخمى شد و یک بار هم در کانالى افتاد که چند روز مفقود بود. قبل از عملیات فاو، تعلیم غواصى دید و در عملیات والفجر 8 با رزمندگان دیگر، از راه آب، موانع را بر طرف و مقدمات عملیات پیاده والفجر 8 را فراهم نمود. وقتى پرونده پر افتخار این شهید والامقام را ورق مى زنى، نامه هاى فراوانى که به خانواده اش و دوستانش نوشته است تو را مجذوب حکمت ها و حکایت هاى عبرت انگیز خود مى کند. سوز و گداز عشقى که به پروردگارش داشت، در تک تک نامه هایش موج مى زند. ظلم ستیزى، دشمن ستیزى، دین دارى و اخلاق او جذبه هایى داشت که او را در مصاف نفس اماره و شیطان خارجى قرار داده بود. | پنج سال حضور در جبهة جهاد و شهادت، پنج سال جانفشانى و رشادت، زیر بارانى از آتش با مسئولیت هاى مختلف. طلبه مدرسه ذوالفقار اصفهان براى تبلیغ دین و کمک به مردم محروم کردستان، یک سال براى تبلیغ به آن سامان رفت. بعدها در مناطق جنوب، مسئول واحد تخریب لشکر نجف اشرف شد و در اکثر عملیات ها شرکت کرد. چندین بار زخمى شد و یک بار هم در کانالى افتاد که چند روز مفقود بود. قبل از عملیات فاو، تعلیم غواصى دید و در عملیات والفجر 8 با رزمندگان دیگر، از راه آب، موانع را بر طرف و مقدمات عملیات پیاده والفجر 8 را فراهم نمود. وقتى پرونده پر افتخار این شهید والامقام را ورق مى زنى، نامه هاى فراوانى که به خانواده اش و دوستانش نوشته است تو را مجذوب حکمت ها و حکایت هاى عبرت انگیز خود مى کند. سوز و گداز عشقى که به پروردگارش داشت، در تک تک نامه هایش موج مى زند. ظلم ستیزى، دشمن ستیزى، دین دارى و اخلاق او جذبه هایى داشت که او را در مصاف نفس اماره و شیطان خارجى قرار داده بود. | ||
در عملیات والفجر 8 تا پشت خاکریز دشمن پیشروى مى کند و در محلى به نام "سنگر تانکى" تنها مى ماند، از ناحیه سینه هدف تیر قرار مى گیرد، تا صبح مقاومت مى کند و مانند مولایش در نهایت غربت و تشنگى شهید مى گردد. | در عملیات والفجر 8 تا پشت خاکریز دشمن پیشروى مى کند و در محلى به نام "سنگر تانکى" تنها مى ماند، از ناحیه سینه هدف تیر قرار مى گیرد، تا صبح مقاومت مى کند و مانند مولایش در نهایت غربت و تشنگى شهید مى گردد. | ||
| − | وصیتنامه | + | ==وصیتنامه== |
فرازی از وصیت نامه: | فرازی از وصیت نامه: | ||
| − | خدایا! هرچه فکر می کنم که ببینم آیا صفتى نیکو یا خدا پسندانه در من پیدا می شود که بخواهم امید به شهادت داشته باشم ولى می بینم به جز کوله بارى از گناه و معصیت چیزى ندارم ولى اى خداى کریم! من فقط امید به رحمانیت و کرامتت دارم. | + | خدایا! هرچه فکر می کنم که ببینم آیا صفتى نیکو یا خدا پسندانه در من پیدا می شود که بخواهم امید به شهادت داشته باشم ولى می بینم به جز کوله بارى از گناه و معصیت چیزى ندارم ولى اى خداى کریم! من فقط امید به رحمانیت و کرامتت دارم.<ref>[http://khayyen.ir/shahid/479 سایت خین]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | |||
| + | |||
| + | Image:310.jpg | ||
| − | + | </gallery> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۶
نام : رجایی / حسینعلی
نام پدر : محمد على
تاریخ تولد : ۱۳۴۶-۰۱-۲۳
محل تولد : اصفهان
تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۲-۹
محل شهادت : فاو - والفجر8
شهرستان : اصفهان
یگان :
مسئولیت :
تحصیلات :
محل تحصیل : مدرسه علمیه ذوالفقار اصفهان
گلزار : گلستان شهدای اصفهان
زندگی نامه
پنج سال حضور در جبهة جهاد و شهادت، پنج سال جانفشانى و رشادت، زیر بارانى از آتش با مسئولیت هاى مختلف. طلبه مدرسه ذوالفقار اصفهان براى تبلیغ دین و کمک به مردم محروم کردستان، یک سال براى تبلیغ به آن سامان رفت. بعدها در مناطق جنوب، مسئول واحد تخریب لشکر نجف اشرف شد و در اکثر عملیات ها شرکت کرد. چندین بار زخمى شد و یک بار هم در کانالى افتاد که چند روز مفقود بود. قبل از عملیات فاو، تعلیم غواصى دید و در عملیات والفجر 8 با رزمندگان دیگر، از راه آب، موانع را بر طرف و مقدمات عملیات پیاده والفجر 8 را فراهم نمود. وقتى پرونده پر افتخار این شهید والامقام را ورق مى زنى، نامه هاى فراوانى که به خانواده اش و دوستانش نوشته است تو را مجذوب حکمت ها و حکایت هاى عبرت انگیز خود مى کند. سوز و گداز عشقى که به پروردگارش داشت، در تک تک نامه هایش موج مى زند. ظلم ستیزى، دشمن ستیزى، دین دارى و اخلاق او جذبه هایى داشت که او را در مصاف نفس اماره و شیطان خارجى قرار داده بود. در عملیات والفجر 8 تا پشت خاکریز دشمن پیشروى مى کند و در محلى به نام "سنگر تانکى" تنها مى ماند، از ناحیه سینه هدف تیر قرار مى گیرد، تا صبح مقاومت مى کند و مانند مولایش در نهایت غربت و تشنگى شهید مى گردد.
وصیتنامه
فرازی از وصیت نامه: خدایا! هرچه فکر می کنم که ببینم آیا صفتى نیکو یا خدا پسندانه در من پیدا می شود که بخواهم امید به شهادت داشته باشم ولى می بینم به جز کوله بارى از گناه و معصیت چیزى ندارم ولى اى خداى کریم! من فقط امید به رحمانیت و کرامتت دارم.[۱]
