ویرایش‌ها

شهید حشمت الله سهرابی

۳۶۰ بایت حذف‌شده، ‏۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۰
شهید حشمت [[شهیدحشمت الله سهراب یسهرابی]]
نام پدر: برومند
محل تولد: دره شهر ا ی لامایلام
تار ی خ [[تاریخ تولد: ۴۸]]
تار ی خ [[تاریخ شهادت: ۹۲/۴/۲]]
محل شهادت: حلب، سور ی هسوریه
محل دفن: دره شهر ا ی لامایلام
وصعبت تاهل: متاهل
تعداد فرزندان : ۲
rId4==زندگینامه==حشمت سهرابی فرزند برومند به سال ۴۸ شمسی ، در روستای «ارمو» (توابع شهرستان «دره شهر» در استان «ایلام» ) متولد شد. وی پس از آغاز نبرد علیه «مزدوران سعودی » و «پیروان اسلام آمریکایی » در «سوریه»، جهت دفاع از حرم «بانوی مقاومت» حضرت زینب کبری (سلام الله علیها ) راهی این کشور شد و سرانجام به تاریخ دوم تیرماه ۹۲ شمسی ، در منطقه «حماء» بال در بال ملائک گشود. پیکر پاک «حشمت سهرابی » در زادگاهش درجوار امامزاده سید سیف الدین محمد(ع) شهرستان دره شهر ایلام تشییع و تا ظهور مولایش به امانت سپرده شد .
زندگ ی نامه :از این مدافع حرمِ شهید، دو پسر به نام های حسین ۱۱ ساله و محمد ۷ ساله به یادگار مانده است .
حشمت سهراب ی فرزند برومند به سال ۴۸ شمس ی ، در روستا ی «ارمو» (توابع شهرستان «دره شهر» در استان «ا ی لام» ) متولد شد. و ی پس از آغاز نبرد عل ی ه «مزدوران سعود ی » و «پ ی روان اسلام آمر ی کا یی » در «سور ی ه»، جهت دفاع از حرم «بانو ی مقاومت» حضرت ز ی نب کبر ی (سلام الله عل ی ها ) راه ی ا ی ن کشور شد و سرانجام به تار ی خ دوم ت ی رماه ۹۲ شمس ی ، در منطقه «حماء» بال در بال ملائک گشود. پ ی کر پاک «حشمت سهراب ی » در زادگاهش درجوار امامزاده س ی د س ی ف الد ی ن محمد(ع) شهرستان دره شهر ا ی لام تش یی ع و تا ظهور مولا ی ش به امانت سپرده شد . از ا ی ن مدافع حرمِ شه ی د، دو پسر به نام ها ی حس ی ن ۱۱ ساله و محمد ۷ ساله به ی ادگار مانده است . مزار ی ادبود شه ی د یادبود شهید حشمت الله سهراب ی سهرابی در قطعه ۲۹ بهشت زهرا ی زهرای تهران، در جوار مزار شه ی د شهید احمد کاظم ی کاظمی احداث شد تا محل ی محلی باشد برا ی برای مراجعه دوستان و اقوام ی اقوامی که امکان حضور بر سر مزار اصل ی ا ی ن شه ی د اصلی این شهید بزرگوار برا ی شان برایشان فراهم ن ی ست نیست .
1. به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق،
ا ی ن این روزها بازار [[شهادت ]] فرزندانِ حضرت روح الله، گرم است و مدافعان حرم ز ی نب ی زینبی ، ی ک یک به ی ک یک به عهد خود با «س ی د «سید الشهدا(صلوات الله عل ی ه علیه )» وفا م ی می کنند. در ا ی ن م ی ان، تعداد ی این میان، تعدادی از مدافعان حرم، به واسطه ی دور ی دوری از پا ی تخت پایتخت و قرار نداشتن در جوار کانون‌ها ی خبر ی کانون‌های خبری ، پشت ابر ی ابری از گم نام ی گمنامی و ب ی نشان ی بی نشانی پنهان مانده اند. گرچه ساحت قدسِ آن مجاهدان، از چن ی ن ابتلائات ی مبر ی چنین ابتلائاتی مبری است اما، برا ی برای جامانده گان و رهروان آن شه ی دان، شهیدان، زشت است که از شناختن پرچم داران فردا ی ا ی ن فردای این امت محروم باشند. «حشمت سهراب ی سهرابی » ی ک ی یکی از آن مدافعان حرم ی حرمی است که متاسفانه تقر ی تقری با در افکار عموم ی عمومی ملت مسلمان ا ی ران ایران شناخته شده ن ی ستندنیستند.
2. عکس فرزندان شه ی د شهید حشمت سهراب ی سهرابی در کنار حاج قاسم سل ی مان یسلیمانی
rId5
3. شه ی دن ی وز : شه ی د حشمت سهراب ی ی ک ی از مدافعان حرم حضرت ز ی نب (س) است که برا ی پاسدار ی از حرم آل‌الله به شامات رفت و در همانجا ن ی ز به شهادت رس ی د .
امروز اگر اقتدار، آرامش و امن ی ت ا ی ران اسلام ی در جهان طن ی ن‌انداز است، از جان‌نثار ی‌ ها ی عز ی زان ی است که با تقد ی م جانشان، ی ت ی م ی فرزندان خود را به جان خر ی دند تا کس ی جرئت تعد ی به کشورمان را نداشته باشد و در حال ی که تمام ی منطقه در آتش فتنه‌انگ ی ز داعش و استکبار جه ان ی م ی‌ سوزد، ‌ا ی ران اسلام ی سربلند و آرام، مدافع تمام ی مظلومان منطقه ن ی ز باشد3. شه ی د شهید نیوز : شهید حشمت سهراب ی ی ک ی سهرابی یکی از مدافعان حرم حضرت ز ی نب زینب (س) است که برا ی پاسدار ی برای پاسداری از حرم آل‌الله به شامات رفت و در همانجا ن ی ز نیز به [[شهادت رس ی د . در گفت‌وگو با نج ی به ش ی خ ی همسر ا ی ن شه ی د، شمه‌ا ی از زندگ ی و منش او را تقد ی م حضورتان م ی‌ کن ی م ]] رسید .
برا ی شروع از زندگ ی امروز اگر اقتدار، آرامش و نحوه آشنا یی‌ تان امنیت ایران اسلامی در جهان طنین‌ انداز است، از جان‌نثاری‌ های عزیزانی است که با شه ی د بگو یی د تقدیم جانشان، یتیمی فرزندان خود را به جان خریدند تا کسی جرئت تعدی به کشورمان را نداشته باشد و در حالی که تمامی منطقه در آتش فتنه‌انگیز [[داعش]] و استکبار جهانی می‌ سوزد، ‌ایران اسلامی سربلند و آرام، مدافع تمامی مظلومان منطقه نیز باشد. شهید حشمت سهرابی یکی از مدافعان حرم حضرت زینب (س) است که برای پاسداری از حرم آل‌الله به شامات رفت و در همانجا نیز به [[شهادت]] رسید . در گفت‌وگو بانجی به شیخی همسر این شهید، شمه‌ای از زندگی و منش او را تقدیم حضورتان می‌ کنیم .
همسرم سال۱۳۴۸در روستا ی ارمو دره شهر استان ا ی لام متولد شد. پدرش کشاورز و زحمتکش بود برای شروع از زندگی و نحوه آشناییتان با رزق حلال فرزندانش را ترب ی ت م ی‌ کرد . من با شه ی د سهراب ی سال۱۳۷۹ ازدواج کردم و دل ی ل انتخاب همسرم محجبه بودنم بود. حاصل زندگ ی‌ مان دو پسر شش ساله و ۱۰ساله است شهید بگویید .
چه همسرم سال۱۳۴۸در روستای ارمو دره شهر استان ایلام متولد شد که همسرتان مس ی ر مجاهدت . پدرش کشاورز و شهادت زحمتکش بود و با رزق حلال فرزندانش را در پ ی ش گرفت؟تربیت می‌ کرد . من با شهید سهرابی سال۱۳۷۹ ازدواج کردم و دلیل انتخاب همسرم محجبه بودنم بود. حاصل زندگی‌ مان دو پسر شش ساله و ۱۰ساله است .
همسرم از ۱۳- ۱۲سالگ ی برا ی تحص ی ل به اهواز رفته بود، همانجا ن ی ز روح شهادت‌طلب ی او ب ی دار چه شد که همسرتان مسیر مجاهدت و عازم جبهه‌ها ی نبرد حق عل ی ه باطل شد و زمان جنگ تحم ی ل ی بارها شهادت را در جبهه حضور ی افته بود. بعد از جنگ هم همچنان آمادگ ی خود برا ی دفاع از ارزش‌ها را حفظ کرده بود، تا ا ی نکه قض ی ه جسارت سلف ی‌ ها به حرم حضرت ز ی نب (س) پ ی ش آمد و غ ی رتش به جوش آمد. م ی‌ گفت با ی د بروم و از حر ی م آل‌الله دفاع کنم، د ی گران م ی‌ گفتند چرا م ی‌ رو ی ؟ ! گفت شما نم ی‌ دان ی د آنجا چه خبر است اگر بدان ی د خودتان هم م ی‌ رو ی د و از حر ی م رسول خدا دفاع م ی‌ کن ی د . همسرم م ی‌ گفت من س ی مم ب ه س ی م حضرت ز ی نب (س) وصل است. منظورش ا ی ن بود که ارتباط قلب ی ز ی اد ی با ب ی‌ ب ی ز ی نب (س)‌برقرار کرده است .پیش گرفت؟
همسرم از نحوه شهادتش اطلاع دار ی د؟۱۳- ۱۲سالگی برای تحصیل به اهواز رفته بود، همانجا نیز روح شهادت‌طلبی او بیدار شد و عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد و زمان جنگ تحمیلی بارها در جبهه حضوری افته بود. بعد از جنگ هم همچنان آمادگی خود برای دفاع از ارزش‌ها را حفظ کرده بود، تا اینکه قضیه جسارت سلفی‌ ها به حرم حضرت زینب (س) پیش آمد و غیرتش به جوش آمد. می‌ گفت باید بروم و از حریم آل‌الله دفاع کنم، دیگران می‌ گفتند چرا می‌ روی ؟ ! گفت شما نمی‌ دانید آنجا چه خبر است اگر بدانید خودتان هم می‌ روید و از حریم رسول خدا دفاع می‌ کنید . همسرم می‌ گفت من سیمم به سیم حضرت زینب (س) وصل است. منظورش این بود که ارتباط قلبی زیادی با بی‌ بی زینب (س)‌برقرار کرده است .
همسرم با تله انفجار ی تکف ی ر ی‌ ها در منطقه (حما) سور ی ه به شهادت رس ی د . با من راجع به شهادتش حرف ی نم ی‌ زد . به دوستش گفته بود: «خواب د ی دم بالا ی سر دوستم که شه ی د بود گر ی ه م ی‌ کنم . آن شه ی د از خاک ب ی رون آمد و گفت گر ی ه نکن، پشت سرت را نگاه کن، پشت سرم را نگاه کردم د ی دم سرم را بر ی ده‌اند و رو ی س ی نه‌ام گذاشته‌اند.» حشمت با دوست و همرزمش سردار ماشاء‌الله ش ی بان ی دهقان با تله انفجار ی تکف ی ر ی‌ ها به شهادت رس ی د .نحوه شهادتش اطلاع دارید؟
کدام ی ک همسرم با تله انفجاری تکفیری‌ ها در منطقه (حما) سوریه به شهادت رسید. با من راجع به شهادتش حرفی نمی‌ زد . به دوستش گفته بود: «خواب دیدم بالای سر دوستم که شهید بود گریه می‌ کنم . آن شهید از خصوص خاک ب ی ات اخلاق رون آمد و گفت گر ی ا ه نکن، پشت سرت را نگاه کن، پشت سرم را نگاه کردم دیدم سرم را بریده‌اند و روی سینه‌ام گذاشته‌اند.» حشمت با دوست و همرزمش سردار ماشاء‌الله ش یبان ی شان بارزتر بود؟دهقان با [[تله انفجاری تکفیری‌ ها]] به شهادت رسید .
همسرم عاشق س ی دالشهدا بود. هرسال ماه محرم لباس مشک ی به تن م ی‌ کرد و نسبت به ائمه اطهار(ع) تعصب داشت. وقت ی م ی‌ شن ی د تکف ی ر ی‌ ها به حرم حضرت ز ی نب‌ (س) نزد کدام ی ک شدند، م ی‌ گفت غ ی رتم اجازه نم ی‌ دهد تحمل کنم به ناموس اهل ب ی ت (س) تعرض شود. اواخر خ ی ل ی وابسته حضرت ز ی نب‌ (س) بود. حشمت خ ی ل ی صبور و با گذشت بود و آرامش خاص ی داشت. او مانند ی ار ی صد ی ق و مهربان بود، بعد از شهادتش هم هروقت به مشکل ی برم ی‌ خورم از روح بلندش مدد م ی‌ طلبم و به فرموده قرآن که شهدا زنده‌اند خ خصوص ی ل ات اخلاق ی زود مشکلم حل م ی‌ شود .ایشان بارزتر بود؟
فرزندانتان همسرم عاشق سیدالشهدا بود. هرسال ماه محرم لباس مشکی به تن می‌ کرد و نسبت به ائمه اطهار(ع) تعصب داشت. وقتی می‌ شنید تکفیری‌ ها به حرم حضرت زینب‌ (س) نزدیک شدند، می‌ گفت غیرتم اجازه نمی‌ دهد تحمل کنم به ناموس اهل بیت (س) تعرض شود. اواخر خیلی وابسته حضرت زینب‌ (س) بود. حشمت خیلی صبور و با شهادت پدر چطور روبه‌روشدند؟گذشت بود و آرامش خاصی داشت. او مانند یاری صدیق و مهربان بود، بعد از شهادتش هم هروقت به مشکلی برمی‌ خورم از روح بلندش مدد می‌ طلبم و به فرموده قرآن که شهدا زنده‌اند خیلی زود مشکلم حل می‌ شود .
پسر بزرگم م ی‌ گو ی د تا عمر دارم بابا ی ادم نم ی‌ رود . پسرم نم ی‌ خواهد من ناراحت شوم. وقت ی به مداح ی گوش م ی‌ کنم و اشک م ی‌ ر ی زم مانع م ی‌ شود . پسر کوچکم م ی‌ گو ی د هر وقت به ی اد بابام م ی‌ افتم اشک در چشمانم جمع م ی‌ شود دلم برا ی فرزندانم م ی‌ سوزد . د ی گر فرزندانتان با ی د برا ی شان هم شهادت پدر با شم و هم مادر، ی ت ی م ی فرزندانم فدا ی حضرت ز ی نب (س). دوست دارم پسرانم راه پدرشان را ادامه دهند، همسر شه ی دم م ی‌ گفت پسرم حس ی ن با ی د احکام اسلام را ی اد بگ ی رد ی عن ی روحان ی و پسر کوچکم با ی د پاسدار اسلام شود و برا ی تبل ی غ و حما ی ت از اسلام دفاع کند. پسر کوچکم م ی‌ گو ی د من با ی د راه پدرم را ادامه بدهم و شه ی د شوم .چطور رو به‌ رو شدند؟
حضور شه ی دتان را پسر بزرگم می‌ گوید تا عمر دارم بابا یادم نمی‌ رود . پسرم نمی‌ خواهد من ناراحت شوم. وقتی به مداحی گوش می‌ کنم و اشک می‌ریزم مانع می‌ شود . پسر کوچکم می‌ گوید هر وقت به یاد بابام می‌ افتم اشک در زندگ ی احساس م ی‌ کن ی د؟چشمانم جمع می‌ شود دلم برای فرزندانم می‌ سوزد . دیگر باید برایشان هم پدر باشم و هم مادر، یتیمی فرزندانم فدای حضرت زینب (س). دوست دارم پسرانم راه پدرشان را ادامه دهند، همسر شهیدم می‌ گفت پسرم حسین باید احکام اسلام را یاد بگیرد یعنی روحانی و پسر کوچکم باید پاسدار اسلام شود و برای تبلیغ و حمایت از اسلام دفاع کند. پسر کوچکم می‌ گوید من باید راه پدرم را ادامه بدهم و شهید شوم .
بعض ی وقت‌ها که مشکل ی برا ی م پ ی ش م ی‌ آ ی د و خسته م ی‌ شوم به حشمت م ی‌ گو ی م نگذار عذاب بکشم، انگار صدا ی م حضور شهیدتان را م ی‌ شنود و مشکلم رفع م ی‌ شود . برا ی کارها ی روز‌مره‌ام روحش کمکم م ی‌ کند، او به من ی اد داده دن ی ا محل آزما ی ش است، محل آسا ی ش ن ی ست .در زندگی احساس می‌ کنید؟
بعضی وقت‌ها که مشکلی برایم پیش می‌ آید و خسته می‌ شوم به نظرتان همسر شما خود حشمت می‌ گویم نگذار عذاب بکشم، انگار صدایم را لا ی ق شهادت کرده بود؟می‌ شنود و مشکلم رفع می‌ شود . برای کارهای روز‌مره‌ام روحش کمکم می‌ کند، او به من یاد داده دنیا محل آزمایش است، محل آسایش نیست .
خودم عق ی ده‌ام ا ی ن است که امام حس ی ن (ع) انتخابش کرد. امام حس ی ن (ع) محرم سال ۶۱ هجر ی که به مصاف دشمنان اسلام ناب محمد ی رفت زن و بچه و اهل ب ی ت نظرتان همسر شما خود را با خودش همراه کرد، اهل‌ب ی ت امام حس ی ن‌ (ع) مص ی بت را تحمل کردند. ما هم با ی د ا ی ن راه را ادامه ده ی م . من وقت ی شوهرم ش ه ی د شد، از عق ی له بن ی‌ هاشم خواستم به ما صبر بدهد و کمک کند .لایق شهادت کرده بود؟
راجع خودم عیده‌ام این است که امام حسین (ع) انتخابش کرد. امام حسین (ع) محرم سال ۶۱ هجری که به مظلوم ی ت مردم سور ی ه چه م ی‌ گفت؟مصاف دشمنان اسلام ناب محمدی رفت زن و بچه و اهل بیت خود را با خودش همراه کرد، اهل‌بیت امام حسین‌ (ع) مصیبت را تحمل کردند. ما هم باید این راه را ادامه دهیم . من وقتی شوهرم شهید شد، از عقیله بنی‌ هاشم خواستم به ما صبر بدهد و کمک کند .
م ی‌ راجع به مظلومیت مردم سوریه چه می‌ گفت؟می‌ گفت مردم ب ی چاره‌ا ی بی چاره‌ای هستند مردم سور ی ه خ ی ل ی آدم‌ها ی خوب ی سوریه خیلی آدم‌های خوبی هستند منطقه لازق ی ه لازقیه و حما منطقه ش ی عه شیعه و سن ی‌ نش ی ن سنی‌ نشین بود اما مردم در کمال دوست ی دوستی و آرامش زندگ ی م ی‌ زندگی می‌ کردند . امن ی ت ی امنیتی که ما دار ی م کشورها ی داریم کشورهای منطقه ما ندارند، مردم سور ی ه سوریه رهبر ما را خ ی ل ی خیلی دوست دارند. ی ک ی یکی پدرش شه ی د شهید شد ع رب ی م ی‌ عربی می‌ گفت فدا ی فدای رهبرم آ ی ت‌الله خامنه‌ا ی آیت‌الله خامنه‌ای شوم. آقا امام‌حس ی ن امام‌حسین (ع) قبول کند پدرم فدا ی آقا ی خامنه‌ا ی فدای آقای خامنه‌ای . شوهرم م ی‌ می‌ گفت من از محبت آنها به رهبرم تعجب کردم.<ref>[http://www.takrimeshahid.ir/2016/12/06/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B4%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%80-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%85/ سایت تکریم شهدای مدافع حرم]</ref>==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
منبعImage:1189267_369-150x150.jpgImage:1189263_123-150x150.jpg
http:</gallery>==پانویس==<references /www.takrimeshahid.ir/2016/12/06/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B4%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%80-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%85/>
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش