شه ی د حم ی د شهید حمید دل خوش
تار ی خ تاریخ تولد :1339/02/01
تار ی خ تاریخ شهادت : 1361/01/31
محل شهادت : نامشخص
ش.ش: 1905
محل صدور شناسنامه: كناره
تاریخ شهادت: 1361/01/31
نوع حادثه: حوادث مربوط به جنگ تحمیلى
شرح حادثه: حوادث ناشى از در گیرى مستقیم با دشمن-توسط دشمن در جبهه
بسم رب الشهدا و الصدیقین
درود فراوان به رهبر كبیر انقلاب امام خمینى ان الله یحب الذین یقاتلون فى سبیله صفا كانهم بنیان مرصوص خدا آن مومنانى را كه در صف جهاد با كافران مانند سد آهنین همه بدست و پا دارند بسیار دوست مى دارد محضر مبارك پدر بزرگوارم آقاى محمد دلخوش سلام علیكم ضمن سلام و احوالپرسى سلامتى شما را از درگاه ایزد متعال آرزو دارم واگر جویاى حالات فرزندتان حمید را خواسته باشید بحمدالله سالم هستم امام پدر جان این چندمین بار كه با عرض معذرت در چند مدتى كه شما را ناراحت كردم و از خدمت سربازى سر پیچى نمودم وضمن نامه ها مكررا در خواست پوزش و عفو نمودم كه یك از نامه هایت مرا خوشحال كرد ى باز هم عذر خواهى میكنم و امیدوارم كه مرا ببخشى جاى داردكه مرا عفو كردى اما احساسات من نسبت به انقلاب و امام عزیز و آن مهر ومحبتى كه ناگهان شامل من شد وجدانم ناراحت است كه چرا چون برادران رزمنده و دلیرو حماسه آفرین در جبهه نباشم كه درراه مبارزه در صف جهاد با برادران هم گام باشم و به نداى ذریه پیغمبر حسین زمان امام خمینى كه نداى الله است لبیك گویم وسهمى از انقلاب داشته باشم ناگفته نماند مدتى كه لغزش ازمن سرزد افرادى چون شیطان كه من با آنها دوستى نداشتم فریبم دادند وقتى كه نصایاى شما پدر عزیزم بگوشم رسید ناگهان بخود آمدم و با دادن نامه هاى مكرر به فرمانده ام مدتى اقدام نكردند تا اینكه پس از پایان سربازى و وارد شدن به 6 ماهه احتیاط موافقت نامه به دستم رسید و از مادرم نگفتم جون احساساتش نسبت مهر ومحبت بامن عمیق بود هم اكنون كه این وصیت نامه را مى نویسم در جبهه كرخه نور هستم با كفار بعثى عراق لشكر شیطان آن سد زنجیرى صدام آمریكایى مى جنگم تا بیارى امام زمان كه فرماند ه اصلى در جبهه او مى باشد پوزه جنایتكاران را بخاك خواهیم مالید وتوصیه مى كنم چون خدا خواست كه من ناگهان عوض شدم و از جلدى به جلد دیگر ى رفته مثل اینكه لباس شهادت پوشیدم و اگر لیاقت شهید شدن نصیبم شد از مادرم بگو براى رضاى پروردگار گریه نكند و چون خون من از حسین عزیزتر نیست و به خواهرم بگو همچون همچون خواهران وقتى كه برادرشان شهید مى شود فقط تكبیر مى گویند همچنان كه در مسجدها برایم قرآن بخوان و باشهامت سخن رانى كن وبه دائى علایم بگو گفتم شهید مى شوم اگرشهید شدم بدان كه دروغ نگفتم و به آرزویم رسیدم و باریختن خون خود اعلام كردم اگر دركربلا نبودم كه حسین را یارى كنم اما در كربلاى ایران فرزندش امام خمینى را لبیك گفتم و یك پیامى به جوانان دارم كه با رفیقان شیطان صفت دوست نشوند كه آنها را از خد ا دور خواهد كر د و این فرصت گرانبها را از دست ندهند با ملت قهرمان وشهید پرور مان همراه شده وحدت و یگانگى را از دست ندهند و امام را كه قلب امت است یارى كرده تنها نگذارند چون این جسمى كه زنده است زنده بودنش از وجود قلب است اگر قلب نباشد تن مى میرد گوش به فرمان امام دهید كه قلب امت است تا از وجود قلب زنده بعنى یك انسان على وار و خدا گونه شوید غیر از این باشد مرده اى متحركیم در پایان از خدا سعادت كامل وپیروزى جمهورى اسلامى و امام و امت قهرمان را خواهانم به امید پیروزى اسلام بر كفر جهانى درود بر امت وسلام بر شهیدان ومرگ بر امپریالیسم جهان خوار این یك نامه وهم وصیت نامه است كه براى پدر بزرگوارم فرستادم امیدوارم فرزند خوبى براى شما بوده باشم..
والسلام.
==یادداشت==