زمانی که همسرم علی اکبر جعفری به مرخصی آمده بود برای من تعریف کرد که در عملیات کربلای 4 با یکی از همرزمانم در یکی از باتلاق های منطقه شلمچه گیر افتاده بودیم که بعد از ساعت ها تلاش توانستیم از آنجا جان سالم درآوریم ولی به علت اینکه راهی برای برگشت به عقب نداشتیم و در چند صد متری ما عراقی ها جلو آمده بودند به طوری که صدای صحبت های آنها را می شنیدیم در آنجا گیر افتاده بودیم و حدود سه روز را با چند عدد بیسکویت که از جیره خشک ما مانده بود سر کردیم تا اینکه عملیات شد و عراقی ها به عقب رفتند و ما نجات پیدا کردیم.
منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5799یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references/>