==زندگی نامه==
خداکرم آقابابایی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
به پدر گفت: ایرادی ندارد، اگر شما راضی نیستید من به جبهه نمیروم اما در قیامت اگر حضرت زهرا (س) از من پرسید چرا فرزندم امام خمینی را یاری نكردی، شما باید جوابش را بدهی، چون من جوابی ندارم! این را که گفت: اشک در چشمان پدر جمع شد، بیآنکه چیزی بگوید...
*تولد
[ویرایش]
خداکرم سال ۱۳۴۲ در طاقانک به دنیا آمد. از دوران كودكی و نوجوانی متانت و رفتار مردانهای در وجودش موج میزد.دوران دبستان و راهنمایی را در طاقانک طی كرد. او در دوران متوسطه یكی از فعالترین اعضاء انجمن اسلامی مرکز تربیتمعلم شهركرد بود.
او برای خدا قیام کرده بود و تو میدانی کسی که برای خدا قیام کند تمام عوالم خلقت دلیل راه او میشوند چون کمال خود را در فنای او میبیند. اگر انسان برای خدا قیام کند همه عوالم وجود سر راه او صف میکشند تا آنچه را در خوددارند به او عرضه کنند و راهنمای او باشند
و وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا .<ref>عنکبوت(۲۹)آیه۶۹</ref> [۱] مصداق پیدا کند و کسی که کمال خود را در فنای پروردگار میبیند بارها حدیث قدسی در خاطره زنده میشود که «مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقَتَهُ قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ فَعَلی دِیَتَهُ وَ مَن عَلی دِیَتَهُ فَاِنّا دِیَتُهُ.<ref>پایگاه اطلاعرسانی حوزه علمیه</ref> [۲] و خدا میفرماید:... و کسی که عاشقم شد میکشم او را و کسی را که کشتم پس دیه و خون بهایی طلب دارد، پس من خود (خدا) دیه او هستم!
بچههای بسیجی دیگر و دوستان و اقوام آنها آمده بودند برای بدرقه و خداحافظی، دستهدسته باهم صحبت میکردند دعا میخواندند و ... آیا تاکنون به این فکر کردهاید وقتی کسی میخواهد به مسافرت برود چگونه او را بدرقه و خداحافظی میکنند ولی این خداحافظی با بقیه بدرقهها متفاوت بود.
هوا کمکم تاریک میشد به خودم گفتم چرا اتوبوسها برای سوار کردن بچهها نمیآیند؟ شاید حکمتی باشد و ... انگار زمان دیر حرکت میکرد و گویا همه منتظر بودند کسی از راه برسد و عزیزش را ببیند. ما نمیدانستیم او کیست شاید هم بلی، ولی درست است پدر خداکرم بود، پیش خود گفتم او باید فرزندش را میدید و با او خداحافظی مینمود. از دور آنها را زیر نظر داشتم ولی احساس کردم پدر خداکرم از اعزام فرزندش راضی نیست! او با خداکرم صحبت میکرد، ولی خداکرم باحالتی که اطرافیان متوجه نشوند پدر و خانوادهاش را به کناری میبرد و سعی داشت آنها را متقاعد کند که پدر هم راضی باشد. ولی احساس پدر را درک میکردم، خداکرم برحسب وظیفه و احترام پدر با او بهطرف خانه برگشتند.
سنگینی زمان و کند حرکت کردن آن محسوس بود نمیدانم چرا من باید این اطلاعیه را از طریق میکروفون اعلام میکردم اعلام چنین خبری سخت و سنگین است درعینحال که بعض گلویم را گرفته بود و توان اعلام خبر را نداشتم به خاطرم آمد که جهاد درراه خدا، دری از درهای بهشت است که خدا آن را به روی بندگان بخصوص خود گشوده است. امیرمومنان علی علیهالسلام فرمود: جهاد لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداوند است. کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند، خدا لباس ذلت و خواری بر او میپوشاند و دچار بلا و مصیبت میشود و کوچک و ذیل میگردد.
علیرغم میل باطنی باطن میکروفون را به دست گرفته و بادلی پر از غم و اندوه از دست دادن بهترین فرزندان اهالی طاقانک و درحالیکه اسامی شهدا را که رؤیت کردم اسم شهید خداکرم هم جزء شهدا بود! خدایا به تو پناه میبرم. خاطرم هست که گفتم: بسم رب الشهداء و الصدقین وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیاء عِندَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ. [<ref> آل عمران(۳] )،آیه۱۶۹</ref>
مپندارید آنان که درراه خدا کشته میشوند مردهاند بلکه زندهاند و در نزد خدا روزی میخورند.
بعدازآن تعداد و اسامی شهدا و چگونگی تشییع شهدا به اطلاع مردم شهیدپرور طاقانک رسید.
ردههای این صفحه : شهیدان استان چهارمحال و بختیاری | شهیدان بسیج | شهیدان تیپ44قمربنیهاشم(ع) | شهیدان دانش آموز | شهیدان طاقانک | شهیدان متولد1342 | شهیدان1361
==پانویس==[ویرایش] <references />
== ردهها ==۱. ↑ عنکبوت(۲۹)آیه۶۹ {{ترتیبپیشفرض:خداکرم_اقابابایی}}۲. ↑ پایگاه اطلاعرسانی حوزه علمیه ۳. ↑ آل عمران(۳)،آیه۱۶۹ [[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]] ردههای این صفحه [[رده: شهیدان شهدای استان چهارمحال و بختیاری | شهیدان بسیج | شهیدان تیپ44قمربنیهاشم(ع) | شهیدان دانش آموز | شهیدان طاقانک | شهیدان متولد1342 | شهیدان1361]][[رده: شهدای شهرستان شهرکرد]]