==زندگینامه==
داور يسرى، در 28 فروردين 1332 در كوچه معمار اردبيل، از مادرى به نام سلمه نجدنبادى و در خانواده موسى يسرى - كه خانوادهاى متدين و مذهبى و كمدرآمد بود - به دنيا آمد. سلمهخانم كه در درستى و صداقت گفتار در نزد خويشان و بستگان زبانزد است تعريف مىكند كه:
«دو ماه قبل از تولد داور، شبى در خواب، سيدى از اولياء به من بشارت فرزند پسرى را داد كه از صالحان زمين است. او قُنداق و پيشانىبندى كه نام علىاصغر بر آن نقش بسته بود به من داد و سفارش كرد كه نام علىاصغر را براى فرزندت انتخاب كن و از طفل خود مراقبت نما كه وى مورد توجه است.»
هر موقع در مدرسه امكان اقامه نماز نمىشد بعد از تعطيلى مدرسه نماز ظهر را در سر راهش در مسجد سرچشمه مىخواند.
يكى از ويژگيهاى اخلاقى داور تواضع و سادهزيستى بود. زمانى كه فرمانده سپاه اردبيل بود، فردى به اتاق فرماندهى سپاه وارد شد و از كسى كه مشغول جارو كردن اتاق بود درخواست كرد نامهاى جهت امضا به فرمانده سپاه - برادر يسرى - برساند. داور هم نامه را گرفته و امضا مىكند. آن فرد بعد از خارج شدن از اتاق متوجه مىشود كه فردى كه اتاق را جارو مىكرده، فرمانده سپاه بوده است. در همان زمان، به ندرت از محافظ و وسيله نقليه كه در اختيارش قرار مىدادند استفاده مىكرد. داور، در ديگر ابعاد زندگى هم فردى ساده و متواضع بود. لباس و پوشش سادهاى داشت معمولاً از دو دست پيراهن، يكى معمولى و ديگرى رنگ مشكى استفاده مىكرد و همسرش مجبور بود شب لباس را بشويد تا براى فردا آماده شود. همسر وى، خانم منصوره كاظمى شيرزاد، در مورد سلوك خانوادگى داور مىگويد:
«در منزل هميشه در كارها به من كمك مىكردند و اجازه كارهاى سنگين به من نمى دادند. بعضى اوقات كه از كار برمىگشتند، بدون اينكه استراحت كنند و لباسشان را عوض كنند شروع به كار مىكردند. يادم نمىآيد تا زمانى كه با ايشان بودم به تنهايى سفره را پهن و جمع كرده باشم. علاوه بر خريد، جارو كردن، گردگيرى، قند شكستن و خرد كردن گوشت، حتى در بعضى مواقع سبزى را خودشان تميز مىكردند. با اين احوال مىگفتند اگر امكان داشت فردى را مىآوردم تا در كارهاى منزل به شما كمك كند. زمانى كه خسته بودند و مىخواستند استراحت كنند با عذرخواهى زياد استراحت مىكردند و با وجود قطع عصب پا - كه هنگام نشستن قادر به جمع كردن پا نمى شدند - با اين وصف با ناراحتى زياد عذرخواهى مىكردند و پاى خود را دراز مىكردند. داور به اين حقيقت نائل آمده بودند كه همه چيز عوامل و اسباب براى حركت به سوى محبوب است. اگر مىخوردند، اگر مىخوابيدند، و اگر صحبتى مىكردند براى قرب الىالله و نيرو گرفتن براى انجام فرايض الهى بود. به ايشان تفضل فرموده بودند كه خودشان را به او شناسانده و محبت خود را در دل او جارى ساخته و با ادب خودشان مويدشان فرموده بودند.» ==وصیتنامه==
داور يسرى در 27 مهر 1365 وصيتنامهاى نوشت كه در آن ديدگهها، آرمانها و باورهاى خود را تبيين كرده است. وصيتنامه را با حديث قدسى، اين چنين آغاز كرده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
يكى از دوستان داور مىگويد:
«وقتى خبر شهادتش در محله پيچيد همه همسايگان در خانه جمع شدند... عصر بود خواستيم از مهمانها با چاى پذيرايى كنيم. تصور مىكرديم با توجه به سمتهايى كه داور داشت امكانات لازم براى تعدادى ميهمان را داشته باشد. اما هر چه گشتيم بيشتر از يك دست وسايل پذيرايى - استكان و نعلبكى - پيدا نكرديم. ناگزير از خانه همسايگان تعدادى به امانت آورديم... وقتى شام آماده كرديم. باز متوجه شديم كه بيشتر از يك دست قاشق و چنگال در خانه موجود نيست.»
پيكر پاك شهيد داور يسرى پس از تشييع باشكوه، در گلزار شهداى اردبيل (قبرستان ججين) به خاك سپرده شد. منبع سایت نوید شاهد<ref>[http://navideshahed.com/fa/news/392194سایت نوید شاهد]</ref>==پانویس==<references />