متن کامل خاطره
- یکی از همسایه هایمان که علیرضا را قبل از شهادت ندیده بود او را در خواب می بیند. فرزندم خودش را به او معرفی می کند و می گوید: «این دسته گل را به مادرم بدهید و بگویید گریه نکند، جای من خوب است.»منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15062سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
== ردهها ==