ویرایشها
راوی محمد خارستانی
یک روز با برادرم حسن خارستانى قصد رفتن به مزرعه و کمک به پدر را داشتیم. مزرعه ما از کنار مزرعه شهید قاسم )بلال( علیایى مىگذشت و چون ما مقدارى دیر حرکت کرده بودیم، نزدیک به اذان ظهر به مزرعه شهید بلال علیایى رسیدیم. ایشان آن روز با تیلر کشاورزى کار مىکردند که وقت اذان فرا رسید. تیلر را خاموش کرد و روى آن ایستاد و با وجودى که پدر و برادرانش مشغول خوردن نهار شدند، شروع به گفتن اذان نمود و به حرفهاى دیگران هیچ توجهى نمىکرد و کار خودشان را انجام مىدادند. منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15064سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />== ردهها =={{ترتیبپیشفرض:قاسم(بلال)_علیایی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]]