ویرایش‌ها

شهید داود بازآرزو

۱۴۱ بایت اضافه‌شده، ‏۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۳
نام پدر وی الله یار بود . شهید تا سن 7سالگی در تهران به سر برد تا اینکه همراه خانواده به مشهد مقدس عزیمت نمود و در این شهر به تحصیل علم ودانش مبادرت ورزید . بعد از اتمام دوره راهنمائی به دلیل فقر مالی خاتواده به صحنه کار و تلاش روی آورده و در شریف کابینت سازی مشغول به کار شد هنوز یکسال تا مسئولیت قانونی این بزرگوار زمان بود که شیهد داوطلبانه به خدمت سربازی رفتند و برای دفاع از حریم مقدس مملکت اسلامیان در برابر تجاوز رژیم بعثی و متجاوز عراق در مصافی جانانه دعوت حق را لبیک گفت و درتاریخ 13/5/67 در سومار بر اثر اصابت ترکش به سرش به فیض شهادت نائل شد
زندگی نامه
شهید در دهم آبانماه 1347 در تهران چشم به جهان گشود. او از آن زمان با رنج و زحمت و کار آشنا شد. هنوز آن دوران تحصیلات ابتدایی نگذاشته بود که خانواده وی به مشهد مقدس مهاجرت نمودند. داوود از همان دوران کودکی و دبستان علاقه عجیبی به مسائل دینی داشت. هوش و استعداد او به حدی بود که در مدت کوتاهی برکات دینی را آموخت و درصد مسائل دینی بر آمد. علاوه بر درس و مدرسه شب ها همراه پدر و برادر بزرگتر در مجالس قرآن شرکت می کرد وی علاقه خاصی به جماعت روحانیت داشت و زمانی که مردم برای تظاهرات کوچه و خیابان می آمدند با شور و علاقه خاصی قدم بر میداشت و خانواده را نیز تشویق می کرد که گوش به فرامین امام بدهید تا از راه راست منحرف نشوید او بیشتر وقت خود را همراه برادر به مبارزه و تکثیر پخش اعلامیه می گذاشت دوران راهنمایی را با پشتکار فراوان پشت سرگذاشت و در سن 18 سالگی به خدمت مقدس سربازی رسید و در منطقه سومار مشغول دفاع از میهن شد دوران سربازی را با توکل و ایمان به خدا گذراند. در چندین عملیات ترکش فراوانی بر بدنش جای گرفت ولی هر بار که برای مداوا به منزل می آمد با عجله وسایلش را جمع میکرد و به منطقه بر می گشت و در مقابل اعتراض والدین می گفت: من راه خود را پیدا کرده ام و می دانم که چه میکنم رسالتی را که من برگزیدم باید تا آخر به پایان برسانم تا پروردگار از من خشنود باشد. اگر بخواهم از اخلاق و خصوصیات وی بگویم همانطور که به نقل دوستانش رزمنده فعال و الگو بود برای بقیه رزمنده ها، از نظر اخلاق و معاشرت نیز چه در خانواده و چه در اجتماع و چه در جنگ یک انسان نمونه بود و به همین خاطره محبوبیتی خاص بین دوستان و آشنایان پیدا زده بود. این شهید عزیز حساسیت عجیبی به یتیمان داشت. همیشه هر طور که بود به یتیمان رسیدگی می کرد و گاهی هم از خرجی روزانه اش وسایل ضروری برای آن ها فراهم می نمود و توصیه مکرر می کرد هیچگاه یتیمان را مورد بی مهری قرار ندهید، چون همه ما یتیم هستیم و یتیم نواز واقعی فقط خداست. آخرین سفری که به دیدار خانواده آمده بود، با تک تک فامیل خداحافظی می کرد و می گفت این آخرین دیدار من و شما است سعی کنید، شرایط من را درک کنید و دعا کنید تا خداوند من را به آرزوی دیرینه ام برساند. از حال و هوای او پیدا بود که روح بلندش در قفس تن نمی گنجد تا اینکه پس از دوری از یار سرانجام در تاریخ 13/5/67 یار را جست و به معبود خود پیوست.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3553 سایت شهدای ارتش]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery>
منبعImage: سایت شهدای ارتش0035703441.jpghttpImage://ajashohada1096472KAKA001-001.irjpg </Home/MartyrDetailsgallery>==پانویس==<references /3553>
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش