ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید رضا برزوئی

۳۰۲ بایت اضافه‌شده، ‏۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۹
گلزار : بهشت‌شهدا
 
rId6
 
- یک شب خواب دیدم رضا و همرزمانش در حال پیشروی به سوی دشمن هستند . من به او گفتم رضا جان صبر کن من هم بیایم مگر قرار نبود ما هم باشیم و از هم جدا نشویم . او گفت : نه تو میان مرد ها عیب است بیایی برگرد و او رفت . من هم پشت سرش دویدم رسیدیم به یک دریا آنها رد شدند من ایستادم و نتوانستم که بروم بعد دیدم آنها یک دسته کل لاله شده اند با خود گفتم : لاله به معنای شهید است رضا حتماً شهید شده است . صبح که از خواب بیدار شدم بعد از چند روز خبر شهادت او را به ما دادند .
- موقعی که پدرم فوت کرد من شب خواب رضارا دیدم که به من می گفت :جای بابا خوب است و جای من هم خوب است . من به او گفتم : یک جاهم برای من درست کن تا من هم بیایم .او گفت :نوبت تو نرسیده است . منبع <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4018 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 4018= رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض:رضا_برزوئی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]] [[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان سبزوار]]
۶٬۷۳۸
ویرایش