==زندگینامه==
در تاریخ 1349/10/15 در [[روستای ششده ]] به دنیا آمد و بزرگ شد. دوران ابتدايی را در همان روستای به پایان برد و دوره ی راهنمايی به شهرستان [[فسا ]] آمد. پس از دوران راهنمايی وارد دبیرستان شد و در سال 1367 دیپلم گرفت. در سال 1368 وارد ارتش گرديد و چند سال در ارتش با مدرک لیسانس نظامی با درجه [[ستوان دومی ]] خدمت کرد. شهید مهرزاد علاقه ی زیادی به نیروی هوایی داشت و دوره ی خلبانی را در [[اصفهان ]] دید.اين شهید گرامي فردی با خدا، سر به زیر، عاقل، فهمیده و دلسوز انقلاب بود. روزها در ارتش خدمت می نمود و شب ها با بسیج محله همکاری می کرد و بیشتر اوقات فراغتش در مسجد محله بود. از نظر نماز و عبادت در خانواده نمونه بود، با تواضع و بی ریا، خوشرو و خوش ذوق بود. شهید بزرگوار در تاریخ 1375/01/21 در اصفهان در اثر صانحه سانحه هوایی به شهادت رسید و در گلزار شهدای فسا به خاک سپرده شد.
بعد از آن توان صحبت کردن هم نداشتم، شب رفتم بیمارستان و دکترا گفته بودند باهاش حرف بزنید و بگویید مهرزاد حالش خوب است و به پسرش بگویید که زنگ بزند و با مادرش صحبت کند تا از این حالت بیرون بیاید. به مهرزاد خبر داده بودند برایم زنگ زد و با من حرف زد گفت: مادر چرا نگرانی؟ من که حالم خوب است هر چه حرف می زد من نمی توانستم جوابش را بدهم. وقتی صدایش را شنیدم بعد از مدتی حالم بهتر شد.
مهرزاد هم مرخصی گرفت و به فسا آمد خیلی نگران حال من بود. گفت: مادر چطور شد كه حالت بد شد؟ من هم جریان خواب را به او گفتم. مهرزاد گفت: مادر كسالتی داشتم که بر طرف شد شما نباید این قدر نگران من باشید. وقتی که مهرزاد تازه شهید شده بود یک پرنده سفید موقع غروب داخل حیاط ما مي آمد به او آب و دانه می دادیم و مدتی می ماند بعد می رفت و ما خیلی به این کبوتر سفید عادت کرده بودیم و حس می کردیم که این مهرزاد است که هر روز به من سر می زند.1
rId5
<ref>سایت نوید شاهد</ref>