ویرایش‌ها

شهید سلیمان علوی

۴۰ بایت اضافه‌شده، ‏۱۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۰
سریع به منطقه اعزام گردید و با استقرار در مناطق جنگی، صحنه های مختلف جنگ را به چشم خود دید و بارها در عملیات مردانه شركت كردو ازاین حضور احساس غرور می كرد. در آخرین مرخصی كه آمده بود، خبر صلح ایران و عراق از صدا و سیما پخش شد و این خبر تعجب او را برانگیخت. وقتی مرخصی او به اتما م رسید مادرش مانع رفتن او شد. اما سلیمان كوله بارش را بسته بود و آما ده ی رفتن شد و ازهمه خدا حافظی كرد.
وقتی به منطقه رسید از مشاهده ی وضعیت نا بسامان منطقه تعجب كرد. عراق آخرین حمله را بعد ازاجرای زمان صلح انجام داده بود. او در این حمله غافل گیر شد، چون هیكلی قوی و درشت داشت، او را با فرمانده اشتباه كرده و به جای فرمانده اسیر شده بود و در نهایت تحت شكنجه های شدید قرارگرفت و سر انجام زیر شكنجه شهید شد.
مادر سلیمان، در انتظار باز گشت جسد فرزند ش، شب وروز آه نا له سر می دهندتا شاید قبل از مرگش جسد او را به چشم خود ببینند.بعد از محاصره ی عراق توسط امریكا و فروپاشی رژیم بعث عراق، جسد سلیمان نیز بعد از 14 سال دوری به زادگاه خود انتقال داده شد و این باز گشت توانست لااقل از فقدان جدایی سلیمان اندكی بكاهد.  سایت شهدای ارتش  <ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/42388سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش