ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید سمیع الله دولتی

۴۷۰ بایت حذف‌شده، ‏۱۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۱
شه ی د سم ی ع اله دولت یشهید سمیع الله دولتی
تار ی خ تاریخ تولد :1344/02/02
تار ی خ تاریخ شهادت : 1365/02/27
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :اردب ی ل اردبیل - خلخال – دارالسلام
==زندگی نامه: در تار ی خ ب ی ستم ارد ی بهشت سال 1344 در روستا ی محروم ول ی مصفا ی داوود خانه از توابع شهرستان خلخال در محفل معنو ی و مذهب ی ی ک خانواده کشاورز و متعهد کودک ی به دن ی ا آمد که نام مبارکش را سم ی ع الله نهادند. پدر سم ی ع الله کتاب الله دولت ی و مادرش کبر ی نور ی نام داشت که هر دو از نعمت سواد محروم بودند. آنان پس از مدتها چشم به انتظار تولد اول ی ن نوزاد خود لحظه شمار ی م ی کردند ا ی ن خانواده ی مستضعف، سنت ی و مذهب ی برا ی تأم ی ن مخارج زندگ ی و امرار معاش خود در دل روستا به کارکشاورز ی و دامدار ی مشغول بودند و پدر سم ی ع الله مدت ی ن ی ز برا ی ک ار در ش ی لات به استان گ ی لان م ی رفت و در واقع شش ماه از سال را در ش ی لات و شش ماه ن ی ز در روستا به کار کشاورز ی م ی پرداخت. سم ی ع الله از دوران کودک ی تنها یی را دوست داشت و علاقه ی ز ی اد ی برا ی باز ی با همسن و سالان خود نشان نم ی داد پدرش برا ی سرگرم ی او دوچرخه ا ی خر ی ده بود که اکثر اوقات سر خود را با آن مشغول م ی کرد. به تدر ی ج ا ی ن کودک فرزانه در مح ی ط روستا بزرگ شد تا به سن 6 سالگ ی رس ی د و جهت کسب علم وارد مدرسه ی ابتدا یی روستا ی داوود خانه گرد ی د و با شوق و ذوق به امر فراگ ی ر ی دروس ابتدا یی پرداخت. وضع ی ت درس ی و تحص ی ل ی او بس ی ار خوب بود و تا چهارم ابتدا یی بدون وقفه و با نمرات خوب درس و مشق را دنبال کرد و در ا ی ن زمان به سن ده سالگ ی رس ی ده بود که پدر و مادرش بخاطر محروم ی ت روستا و مشکلات زندگ ی و نبود امکانات مناسب مجبور شدند روستا را ترک گفته و به شهر خلخال عز ی مت نموده و در ی ک ی از م حله ها ی ا ی ن شهر سکن ی گز ی دند . به ناچار سم ی ع الله ن ی ز محل تحص ی لات ابتدا یی خود را ترک و برا ی ثبت نام در کلاس پنجم در دبستان ناصر ی شهر هرو آباد اقدام و کلاس پنجم را در ا ی ن مدرسه به اتمام رساند و بعد از آن برا ی تحص ی لات راهنما یی وارد مدرسه ی راهنما یی مولو ی خلخال شد و دروس راهنما یی را در ا ی ن مدرسه به اتمام رساند .==
در تاریخ بیستم اردیبهشت سال 1344 در روستای محروم ولی مصفای داوود خانه از توابع شهرستان خلخال بتدر ی ج وضع ی ت اقتصاد ی در محفل معنوی و مذهبی یک خانواده آقا ی دولت ی رو کشاورز و متعهد کودکی به بهبود م ی گذاشت دنیا آمد که نام مبارکش را سمیع الله نهادند. پدر سمیع الله کتاب الله دولتی و مادرش کبری نوری نام داشت که هر دو از نظر امکانات مال ی و اقتصاد ی کار و کسب نعمت سواد محروم بودند. آنان رونق گرفت و قسمت ی پس از مشکلات قبل ی بر طرف گرد ی د مدتها چشم به انتظار تولد اولین نوزاد خود لحظه شماری می کردند. در ا این خانواده ی ن موقع شه ی د سم ی ع الله کم ی بزرگ شده مستضعف، سنتی و مذهبی برای تأمین مخارج زندگی و امرار معاش خود در دل روستا به سن بلوغ رس ی ده بود. اخلاق ن ی ک کارکشاورزی و شا ی سته ی ا ی شان دامداری مشغول بودند و حضور پدر سمیع الله مدتی نیز برای کار در شیلات به استان گیلان می رفت و ی در اجتماعات واقع شش ماه از سال را در شیلات و محافل مذهب ی و اجتماع ی زبانزد خانواده شده بودشش ماه نیز در روستا به کار کشاورزی می پرداخت. او عشق سمیع الله از دوران کودکی تنهایی را دوست داشت و علاقه ی ز ی اد ی به حضور در مساجد زیادی برای بازی با همسن و مراسمها ی مذهب ی از سالان خود نشان م ی نمی داد و به نقل قول پدر بزرگوارش از 15 سالگ ی نمازها ی ی وم ی ه . پدرش برای سرگرمی او دوچرخه ای خریده بود که اکثر اوقات سر خود را ترک نم ی با آن مشغول می کرد . به تدریج این کودک فرزانه در محیط روستا بزرگ شد تا به سن 6 سالگی رسید و رفت جهت کسب علم وارد مدرسه ی ابتدایی روستای داوود خانه گردید و با شوق و آمدش ذوق به مسجد صاحب الزمان بس ی ار ز ی اد بودامر فراگیری دروس ابتدایی پرداخت. متأسفانه پس از پا ی ان دوران راهنما یی به دل ی ل مشکلات خانوادگ ی شه ی د نتوانست ادامه تحص ی ل دهد وضعیت درسی و برا ی ادامه ی فعال ی ت تحصیلی او بسیار خوب بود و کار اداره صنا ی ع دست ی تا چهارم ابتدایی بدون وقفه و با نمرات خوب درس و مشق را برگز ی د دنبال کرد و در آنجا مشغول فعال ی ت شد. بدل ی ل ا ی نکه این زمان به سن ده سالگی رسیده بود که پدر ا ی شان شش ماه از سال و مادرش بخاطر محرومیت روستا و مشکلات زندگی و نبود امکانات مناسب مجبور شدند روستا را در استان گ ی لان بسر م ی برد و ا ی شان اول ی ن فرزند خانواده بودند لذا احساس مسئول ی ت ب ی شتر م ی کرد ترک گفته و به امور برادران شهر خلخال عزیمت نموده و خواهران کوچکتر در یکی از خود رس ی دگ ی م ی نمودمحله های این شهر سکنی گزیدند . سم ی ع اله به اقوام و فام ی لان نزد ی ک ناچار سمیع الله نیز محل تحصیلات ابتدایی خود ن ی ز توجه خاص ی داشت را ترک و برای ثبت نام در کلاس پنجم در دبستان ناصری شهر هرو آباد اقدام و کلاس پنجم را در این مدرسه به افراد فام ی ل ب ی بضاعت کمک م ی نمود به نحو ی که برا ی احداث منزل دا یی خود در روستا اتمام رساند و بعد از هز آن برای تحصیلات راهنمایی وارد مدرسه ی نه ی خودش آجر فراهم کرد راهنمایی مولوی خلخال شد و تحو ی ل آنان دروس راهنمایی را در روستا داد این مدرسه به اتمام رساند .
در زمان شکل گ ی ر ی انقلاب اسلام ی در شهرستان خلخال فعالانه بتدریج وضعیت اقتصادی خانواده آقای دولتی رو به بهبود می گذاشت و از نظر امکانات مالی و اقتصادی کار و کسب آنان رونق گرفت و قسمتی از مشکلات قبلی بر طرف گردید . در تمام تظاهرات این موقع شهید سمیع الله کمی بزرگ شده و راهپ به سن بلوغ رسیده بود. اخلاق نیک و شایسته ی ما یی ها شرکت م ی کرد ایشان و حضور وی در اعتراضات مردم ی بر عل ی ه رژ ی م پهلو اجتماعات و محافل مذهبی و اجتماعی زبانزد خانواده شده بود. او عشق و علاقه ی زیادی به حضور فعال ی در کنار مردم شهر داشت مساجد و مراسمهای مذهبی از خود نشان می داد و حت ی به نقل قول پدر بزرگوارش ت ی ر ی ن ی ز از 15 سالگی نمازهای یومیه را ترک نمی کرد و رفت و آمدش به پا ی شه ی د سم ی ع الله دولت ی اصابت کرده و کم ی آن را مج روح کرده مسجد صاحب الزمان بسیار زباد بود. متأسفانه پس از پایان دوران راهنمایی به مادر خود علاقه ی خاص ی داشت دلیل مشکلات خانوادگی شهید نتوانست ادامه تحصیل دهد و خ برای ادامه ی ل ی تعظ ی م فعالیت و احترام او کار اداره صنایع دستی را م ی کردبرگزید و در آنجا مشغول فعالیت شد. بدلیل اینکه پدر ایشان شش ماه از سال را در کنار کار استان گیلان بسر می برد و تلاش در پا ی گاه مقاومت محل ن ی ز ثبت نام کرده ایشان اولین فرزند خانواده بودند لذا احساس مسئولیت بیشتر می کرد و در کنار بس ی ج ی ان به فعال ی تها ی فرهنگ ی امور برادران و نظام ی م ی پرداختخواهران کوچکتر از خود رسیدگی می نمود. سمیع الله به ورزش فوتبال علاقه داشت اقوام و در اوقات ب ی کار ی مدام فوتبال باز ی م ی کرد و ن ی ز به ورزش وزنه بردار ی ن ی ز فامیلان نزدیک خود نیز توجه و علاقه ی و ی ژه ا ی خاصی داشت و به افراد فامیل بی بضاعت کمک می نمود به نحوی که برای احداث منزل دایی خود در باشگاه وزنه بردار روستا از هزبنه ی خلخال ن ی ز عضو بود خودش آجر فراهم کرد و تحویل آنان در شهر خلخال با بچه ها ی داوود خانه ن ی ز رفاقت داشت مثل لسان الله نوروز ی که او ن ی ز بعدها شه ی د شد روستا داد .
در زمان شکل گیری انقلاب اسلامی در خلخال فعالانه در تمام تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کرد و در اعتراضات مردمی بر علیه رژیم پهلوی حضور فعالی در کنار مردم شهر داشت و حتی به نقل قول پدر بزرگوارش تیری نیز به پای شهید سمیع الله دولتی اصابت کرده و کمی آن را مجروح کرده بود. به مادر خود علاقه ی خاصی داشت و خیلی تعزیم و احترام او را می کرد. در کنار کار و تلاش در پایگاه مقاومت محل نیز ثبت نام کرده و در کنار بسیجیان به فعالیتهای فرهنگی و نظامی می پرداخت. به ورزش فوتبال علاقه داشت و در اوقات بی کاری مدام فوتبال بازی می کرد و نیز به ورزش وزنه برداری نیز توجه و علاقه ی ویژه ای داشت و در باشگاه وزنه برداری خلخال نیز عضو بود و در شهر خلخال با بچه های داوود خانه نیز رفاقت داشت مثل لسان الله نوروزی که او نیز بعدها شهید شد .
به تدر ی ج سم ی ع الله دولت ی به سن خدمت سرباز ی رس ی د و دوران خدمت سرباز ی او ن ی ز مصادف با دوران دفاع مقدس بود که ا ی شان با عشق و علاقه از طر ی ق ارتش جمهور ی اسلام ی ا ی ران لباس خدمت را به تن نموده و در اواخر سال 1362 به خدمت سرباز ی اعزام م ی گردند. ابتدا آموزش سرباز ی را در شهرستان مراغه ط ی نموده و سپس برا ی ادامه ی خدمت به استان اصفهان اعزام م ی گردند و پس از مدت ی برا ی ادامه ی خدمت به استان خوزستان شهر اهواز اعزام م ی شوند و مدت ی در خبازخانه لشگر 84 خرم آباد به خدمت ادامه داده و سپس به مهران عز ی مت م ی نما ی د . دوران خدمت سرب از ی سم ی ع الله به مدت 24 ماه پا ی ان ی افته ول ی به دل ی ل شرا ی ط بحران ی و جنگ ی و هم چن ی ن علاقه و داوطلب ی خود 6 ماه خدمت احت ی اط را ن ی ز پذ ی رفته و در مناطق عمل ی ات ی به عنوان رزمنده به خدمت مقدس سرباز ی خود ادامه م ی دهند و در زمان ها یی که ا ی شان به مرخص ی و استراحت م ی آم دند مدام از رشادتها و شجاعتها ی رزمندگان اسلام برا ی دوستان و خانواده حکا ی ت ها م ی گفتند. به شه ی دان جنگ تحم ی ل ی عشق و علاقه ی خاص ی داشتند و مدام م ی گفتند خوشا به حال شهدا چقدر انسانها ی خاک ی و ساده پوش هستند و من هر چه دارم از شهدا است. در م ی انه ها ی خدمت به دخت ر خاله ی خود اظهار عشق و علاقه کرد و به خانواده توص ی ه کرده بود که برا ی امر خواستگار ی به خانه ی خاله او بروند. اما شوهر خاله ا ی شان هر بار مخالفت کرده و ازدواج را به بعد از خدمت موکول کرده بود. به خواهران خود مدام تذکر م ی داد که حجاب اسلام ی خود را رعا ی ت نما ی ند و هم چن ی ن تأک ی د م ی کرد به تحص ی لات خود اهم ی ت و ی ژه قائل شوند .
در آخر ی ن بار ی که به مرخص ی آمده بود موقع رفتن اظهار م ی داشت که من ا ی ن بار شه ی د خواهم شد گو یی تدریج سمیع الله دولتی به سن خدمت سربازی رسید و ی الهام شده دوران خدمت سربازی او نیز مصادف با دوران دفاع مقدس بود که د ی گر بر نخواهد گشت. بد ی ن سان بود که فرزند دلاور خلخال در ح ی ن نبرد ایشان با کفار بعث ی عشق و علاقه از طریق ارتش جمهوری اسلامی ایران لباس خدمت را به تن نموده و در منطقه ی قلاو ی زان شهر مهران اواخر سال 1362 به خدمت سربازی اعزام می گردند. ابتدا آموزش سربازی را در تار شهرستان مراغه طی نموده و سپس برای ادامه ی خ 1365/02/17 خدمت به ف ی ض شهادت نائل آمد استان اصفهان اعزام می گردند و جنازه پس از مدتی برای ادامه ی پاک خدمت به استان خوزستان شهر اهواز اعزام می شوند و مطهرش مدتی در منطقه باق ی ماند خبازخانه لشگر 84 خرم آباد به خدمت ادامه داده و مفقود الاثر گرد ی د سپس به مهران عزیمت می نماید . دوران خدمت سربازی سمیع الله به مدت 24 ماه پایان یافته ولی به دلیل شرایط بحرانی و آن طور جنگی و هم چنین علاقه و داوطلبی خود 6 ماه خدمت احتیاط را نیز پذیرفته و در مناطق عملیاتی به عنوان رزمنده به خدمت مقدس سربازی خود ادامه می دهند و در زمان هایی که بعد ها ایشان به مرخصی و استراحت می آمدند مدام از ظواهر امر پ ی دا بود ارتش بعث ی عراق تعداد رشادتها و شجاعتهای رزمندگان اسلام برای دوستان و خانواده حکایت ها می گفتند. به شهیدان جنگ تحمیلی عشق و علاقه ی خاصی داشتند و مدام می گفتند خوشا به حال شهدا چقدر انسانهای خاکی و ساده پوش هستند و من هر چه دارم از شهدا ی ارتش را است. در همان منطقه ی عمل ی ات میانه های خدمت به دختر خاله ی مهران در ز ی ر آوارها مدفون کرده بودند خود اظهار عشق و علاقه کرد و به گورستان دسته جمع ی تبد ی ل خانواده توصیه کرده بودند اما بعد از شش ماه گروه تفحص توانسته بود آن جنازه ی مطهر شه که برای امر خواستگاری به خانه ی د خاله او بروند. اما شوهر خاله ایشان هر بار مخالفت کرده و ازدواج را درست شش ماه به بعد در تار ی خ 1365/07/26 کشف نما ی د لذا خانواده ی شهدا ی فوق از خدمت موکول کرده بود. به خواهران خود مدام تذکر می داد که حجاب اسلامی خود را برا ی شناسا یی به منطقه دعوت نموده بودند رعایت نمایند و پس از شناسا یی توسط خانواده جنازه جهت خاکسپار ی هم چنین تأکید می کرد به خلخال انتقال داده شده بود تحصیلات خود اهمیت ویژه قائل شوند .
در آخرین باری که به مرخصی آمده بود موقع رفتن اظهار می داشت که من ابن بار شهید خواهم شد گویی به وی الهام شده بود که دیگر بر نخواهد گشت. بدین سان بود که فرزند دلاور خلخال در حین نبرد با کفار بعثی در منطقه ی قلاویزان شهر مهران در تاریخ 1365/02/17 به فیض شهادت نائل آمد و جنازه ی پاک و مطهر ا مطهرش در منطقه باقی ماند و مفقود الاثر گردید و آن طور که بعد ها از ظواهر امر پیدا بود ارتش بعثی عراق تعدادی از شهدای ارتش را در همان منطقه ی ن شه عملیاتی مهران در زیر آوارها مدفون کرده بودند و به گورستان دسته جمعی تبدیل کرده بودند اما بعد از شش ماه گروه تفحص توانسته بود آن جنازه ی د عز مطهر شهید را درست شش ماه بعد در تاریخ 1365/07/26 کشف نماید لذا خانواده ی ز شهدای فوق را برای شناسایی به منطقه دعوت نموده بودند و پس از شناسایی توسط خانواده جنازه جهت خاکسپاری به خلخال انتقال داده شده بود . جنازه ی پاک و مطهر این شهید عزیز پس از گذشت شش ماه از تار ی خ تاریخ شهادتش پس از شناسا یی شناسایی توسط خانواده به زادگاهش خلخال منتقل و پس از د ی دار دیدار خانواده در م ی ان میان آه و ناله ی دوستان و همرزمان تش یی ع تشییع و پس از اقامه ی نماز توسط آ ی ت آیت الله ی کتا یی یکتایی در گلزار عموم ی شهدا ی عمومی شهدای خلخال به خا ک خاک سپرده شد .
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
==وصیت نامه== در قسمتی از وصیت نامه شهید آمده است :
بار خدایا تو را به یگانگی ات سوگند، شهادت در قسمت ی راه اسلام را نصیبم کن و از وص ی ت نامه شه ی د آمده است :گناهانم در گذر و بنده گنهکارت را در صف شهدا قرار داده .
بار خدا ی ا الها توفیق عنایت فرما تا آخرین لحظات عمرم تنها نام تو را به ی گانگ ی ات سوگند شهادت در راه اسلام را نص ی بم کن زبان داشته و در صراط مستقیم استوار و پایدار بمانم و به مادرش وصیت می کند بعد از گناهانم شنیدن خبر شهادت من اشک مریز و به خواهرانم بگو در گذر سوگ من اشک نریزند زیرا امام بزرگوارمان نیز در سوگ فرزندش اشک نریخت چون می دانست که رضای خدا در آن است و بنده گنهکارت خوشحال باش که فرزندت را در صف شهدا قرار داده راه اسلام و قرآن قربانی دادی .
بار الها توف ی ق عنا ی ت فرما تا آخر ی ن لحظات عمرم تنها نام تو را در زبان داشته آخرین نامه ای که به مادرش ارسال نموده بود چنین نگاشته بود که اکنون وارد سی و در صراط مستق ی م استوار سه روز درگیری و پا ی دار بمانم جنگ با کفار می گردم و هر روزم را به مادرش وص ی ت م ی کند بعد از شن ی دن خبر امید اینکه به درج رفیع شهادت من اشک مر ی ز و برسم به خواهرانم بگو شب می رسانم ولی نمی دانم چرا در سوگ من اشک نر ی زند ز ی را امام بزرگوارمان ن ی ز در سوگ فرزندش اشک ن ر ی خت چون م ی دانست که رضا ی خدا در آن طول این مدت افتخار شهادت نصیبم نگشته است و خوشحال باش که فرزندت . مادر جان خیلی دنبالت گشتم تا از شما حلالیت بطلبم ولی نتوانستم شما را ببینم مادر مرا حلال کن خودت بهتر میدانی من از اول انقلاب در راه اسلام تمام موارد می خواستم سهم و قرآن قربان ی داد ی نقشی داشته باشم .
در آخر ی ن اکنون که این نامه ا ی که به مادرش ارسال نموده بود چن ی ن نگاشته بود که اکنون وارد س ی را می نویسم صدای گلوله ها و سه روز درگ ی ر ی و جنگ با کفار م ی گردم و هر روزم توپهای لشگر کفر همه جا را فرا گرفته برادرانم را می بینم که تکبیر گویان در اثر انفجار توپها شهید می شوند خداوند تو را به ام ی د ا ی نکه به درج رف ی ع یگانگی ات سوگند شهادت برسم به شب م ی رسانم ول ی نم ی دانم چرا در طول ا ی ن مدت افتخار شهادت نص ی بم نگشته است. مادر جان خ ی ل ی دنبالت گشتم تا از او حلال ی ت بطلبم ول ی نتوانستم شما راه اسلام را بب ی نم مادر مرا حلال کن خودت بهتر م ی دان ی من از اول انقلاب نصیبم فرما و گناهانم را ببخش و در تمام موارد م ی خواستم سهم و نقش ی داشته باشم صف شهدا قرارم بده.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/40348 سایت شهدای ارتش]</ref>
اکنون که ا ی ن نامه را م ی نو ی سم صدا ی گلوله ها و توپها ی لشگر کفر همه جا را فرا گرفته برادرانم را م ی ب ی نم که تکب ی ر گو ی ان در اثر انفجار توپها شه ی د م ی شوند خداوند تو را به ی گانگ ی ات سوگند شهادت در راه اسلام را نص ی بم فرما و گناهانم را ببخش و در صف شهدا قرارم بده .==نگارخانه تصاویر==<gallery>
Image:1302027KAKA001-001 (1).jpg
منبع:سایت شهدای ارتش
http:</gallery>==پانویس==<references /ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/40348>
۶٬۷۳۸
ویرایش