شهید سعید پولاد خوان: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۲۸: سطر ۲۸:
 
امدادگر جبهه هاى شور و یقین و تخریب چى میادین مین که دیروز طلبه بیدار مدرسه ذوالفقار در اصفهان بود، امروز به فرمان امامش حماسه مى آفریند. اولین اعزامش در سال 61 به جبهه کردستان و کارش امداد رسانى و تبلیغ بود. در عملیاتى وقتى فرمانده مجروح مى شود، او در حالى که به یک دست
 
امدادگر جبهه هاى شور و یقین و تخریب چى میادین مین که دیروز طلبه بیدار مدرسه ذوالفقار در اصفهان بود، امروز به فرمان امامش حماسه مى آفریند. اولین اعزامش در سال 61 به جبهه کردستان و کارش امداد رسانى و تبلیغ بود. در عملیاتى وقتى فرمانده مجروح مى شود، او در حالى که به یک دست
 
خود سلاح داشته، او را از غرق شدن در آب نجات مى دهد.
 
خود سلاح داشته، او را از غرق شدن در آب نجات مى دهد.
آخرین عملیاتى که شرکت مى کند، عملیات محرم است. در حالى که تیر بارى بر دوش نهاده، ترکش خمپاره اى پشت سرش را نشانه مى رود. این مجاهد فى سبیل الله، دست هایش را روى زخم فشار مى دهد تا بتواند راهش را ادامه دهد؛ اما زخم عمیق و خونریزى فراوان او را به زمین مى افکند. آب باران وسیل او را با خود مى برد و چند روز بعد پیکر خونینش را در لابه لاى گل و لاى، در خاک خون خیز جنوب مى یابند. این شهید والا مقام در تاریخ 1/ 9/ 61 در گلستان شهداى اصفهان دفن م ىشود. در آخرین شب در حال عملیات، به همرزمش مى گوید: «بیا با هم غذا بخوریم که بناست در بهشت میهمان خدا باشیم...»
+
آخرین عملیاتى که شرکت مى کند، عملیات محرم است. در حالى که تیر بارى بر دوش نهاده، ترکش خمپاره اى پشت سرش را نشانه مى رود. این مجاهد فى سبیل الله، دست هایش را روى زخم فشار مى دهد تا بتواند راهش را ادامه دهد؛ اما زخم عمیق و خونریزى فراوان او را به زمین مى افکند. آب باران وسیل او را با خود مى برد و چند روز بعد پیکر خونینش را در لابه لاى گل و لاى، در خاک خون خیز جنوب مى یابند. این شهید والا مقام در تاریخ 1/ 9/ 61 در گلستان شهداى اصفهان دفن م ىشود. در آخرین شب در حال عملیات، به همرزمش مى گوید: «بیا با هم غذا بخوریم که بناست در بهشت میهمان خدا باشیم...»<ref>[http://khayyen.ir/shahid/453 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
+
==پانویس==
منبع: سایت خین
+
<references />
http://khayyen.ir/shahid/453
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۰

نام : پولاد خوان / سعید

نام پدر : رحمت الله

تاریخ تولد : ۱۳۴۴-۰۱-۱۹

محل تولد : اصفهان

تاریخ شهادت : ۱۳۶۱-۰۸-۱۱

محل شهادت : عین خوش- فتح المبین

شهرستان : اصفهان

یگان :

مسئولیت :

تحصیلات :

محل تحصیل : حوزه علمیه ذوالفقار اصفهان

گلزار : گلستان شهدای اصفهان


زندگی نامه

امدادگر جبهه هاى شور و یقین و تخریب چى میادین مین که دیروز طلبه بیدار مدرسه ذوالفقار در اصفهان بود، امروز به فرمان امامش حماسه مى آفریند. اولین اعزامش در سال 61 به جبهه کردستان و کارش امداد رسانى و تبلیغ بود. در عملیاتى وقتى فرمانده مجروح مى شود، او در حالى که به یک دست خود سلاح داشته، او را از غرق شدن در آب نجات مى دهد. آخرین عملیاتى که شرکت مى کند، عملیات محرم است. در حالى که تیر بارى بر دوش نهاده، ترکش خمپاره اى پشت سرش را نشانه مى رود. این مجاهد فى سبیل الله، دست هایش را روى زخم فشار مى دهد تا بتواند راهش را ادامه دهد؛ اما زخم عمیق و خونریزى فراوان او را به زمین مى افکند. آب باران وسیل او را با خود مى برد و چند روز بعد پیکر خونینش را در لابه لاى گل و لاى، در خاک خون خیز جنوب مى یابند. این شهید والا مقام در تاریخ 1/ 9/ 61 در گلستان شهداى اصفهان دفن م ىشود. در آخرین شب در حال عملیات، به همرزمش مى گوید: «بیا با هم غذا بخوریم که بناست در بهشت میهمان خدا باشیم...»[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش