ویرایش‌ها

شهید سید رضا حسین کهنوج

۳۵ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۸
گلزار : بهشت‌رضا
 
rId6
 
 
==خاطرات==
- وقتى که پرچمهاى عزادارى را مى‏خواستند نصب کنند، یک شب مادر سید رضا خواب دید که به او مى‏گویند که: روى دست ایشان علامتى دارد که وقتى هم به دنیا آمد آن علامت روى دستش بود .
- در آن ایامى که مادر سید رضا او را حامله بود مى‏خواست او را سقط کند. به همین جهت دارویى براى سقط کردن او خورد. در خواب دید که در تکیه نشسته و در آنجا حضرت ابوالفضل رادید که با یک دست جلوى ایشان را گرفته و راه نمى‏دهند ولى خواهر ایشان را راه مى‏دهند و مى‏گفتند:چون تو نسل ذاکرین و شیعیان ما را مى‏خواهى از بین ببرى ما تو را نمى‏بخشیم . منبع <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6810 سایت شهدای یاران رضا]</ref>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6810=پانویس==<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش