ویرایش‌ها

شهید سید علی حسینی

۱٬۰۷۱ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۰
منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان
== خاطرات ==
 
*جوان مرد
 
دخترمون نه روزه بود که علی از منطقه اومد. برای عقیقه گوسفند خرید و شروع کردیم به تدارک مقدمات مهمونی. برنامه ریزی ها شد، مهمون ها هم دعوت شدند. یه مرتبه زنگ زدند گفتند: «مأموریتی پیش اومده و باید بیای اهواز».
وقتی به من گفت، خیلی نارحت شدم و کلی گریه کردم. بهش گفتم: «ما فردا مهمون داریم، برنامه ریزی کردیم».
وقتی حال من رو اینطور دید به دوستاش زنگ زد و رفتنش رو کنسل کرد. گفته بود: «بی انصافیه اگه همسرم رو تنها بزارم، این همه سختی رو تحمل کرده حالا یه بار از من خواسته بمونم. اگه بیام اهواز با روح جوان مردی سازگار نیست».
<ref> فلش کارت مهروماه، موسسه مطاف عشق</ref>
==پانویس==
<references />
== رده‌ها ==
{{ترتیب‌پیش‌فرض: سید_علی_حسینی}}
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش