ویرایش‌ها

شهید سید حسن عابدیان

۸ بایت حذف‌شده، ‏۱۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۹
خاطرات
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی
متن کامل خاطره
من معمولا هر ماهی سه روز در خانه روضه خوانی دارم یک شب خواب دیدم که روضه داریم وسید حسن آمد گفتم مادر جان خوب به موقع آمدی مراسم روضه خوانی داریم گفت مادر جان من دیدم شما مراسم دارید آمدم لامپ های شما را روشن کنم گفتم نه نه جان لامپ های ما که روشن است گفت مادر جان هر وقت شما روضه خوانی دارید من لامپ های شما را روشن میکنم
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی
متن کامل خاطره
یک روز برای کاهگل پشت بام منزلمان خاک وکاه آماده کرده بودیم و می خواستیم بر پشت بام بکشیم غروب من با خودم گفتم ای کاش سید حسن هم میبود و در این کار کمکمان میکرد شب که خوابیدم خواب دیدم که پسر عزیز شهیدم آمده و می گوید مادر جان غصه نخور من خودم صبح می آیم و تمام این کاه گلها را میبرم بر پشت بام خانه و درست میکنم در همین حال از خواب بیدار شدم
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش