ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید سید یحیی موسوی

۳۵ بایت اضافه‌شده، ‏۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۵
==خاطرات==
• در [[عملیات والفجر 8]] بعد از عبور از [[اروند رود]] و مسیرهای تعیین شده به طرف جاده بصره _ فاو حرکت کردیم . در این مسیر برخوردهای متعددی با عراقیها داشتیم که هر کدام به جای خود شنیدنی است. ساعت یک بامداد به جاده [[بصره]] رسیدیم . موقعیت ما طوری بود که دشمن از سه طرف ما را زیر آتش می گرفت آنجا [[سه راهی مرگ]] نام داشت . سید یحیی در همان سه راهی به شدت مجروح شد و او را با [[برانکارد]] به پشت خط فرستادیم. در روی برانکارد لبهای سید یحیی در حرکت بود . نمی دانم چه می گفت.مدتی در [[بیمارستان]] بستری بود . بعد او را به منزل آوردند . بعد از بهبودی دو مرتبه به [[جبهه آمد]] و با همان مسؤلیت و با کیفیت بسیار خوب برای [[عملیات]] تک مهران که عراق برای دفعه دوم آنجا را گرفته بود ، آماده شدیم. در این [[عملیات]] در دامنه کوه کله قندی در نزدیکی صبح به [[شهادت]] رسید.
• ما قبل از عملیاتها و در حین [[عملیات]] شوخی می کردیم . او به من می گفت: تو نورانی شده ای در این []عملیات]] به [[شهادت]] می رسی و من هم این مطلب را به او می گفتم. بعد از [[مجروح]] شدن که مجدد به [[جبهه]] آمد به من گفت: من از مرگ فرار کردم حالا نوبت شماست بنده هم جوابهایی مثل همیشه به او می دادم . نهایتا قرار گذاشتیم هرکدام به [[شهادت]] رسیدیم دیگری در مراسم او شرکت کند . بعد از [[شهادت]] سید یحیی چند روزی [[عملیات]] ادامه داشت بعد از مدتی از منطقه به [[مشهد]] آمدم و به گلمکان رفتم. روز هفتم آن [[شهید]] بود که در آن مراسم شرکت کردم و به در خواست بستگان آن [[شهید]] چند دقیقه ای هم در [[مسجد]] در مورد خصوصیات آن بزرگوار صحبت کردم.منبع سایت یاران رضا<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7189سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
۶٬۷۳۸
ویرایش