ویرایش‌ها

شهید شاپور غیور دشتکی

۱۷ بایت اضافه‌شده، ‏۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۴
شه ی د شهید شاپور غ ی وردشتک یغیوردشتکی تار ی خ تاریخ تولد :1344/04/08 تار ی خ تاریخ شهادت : 1366/10/29 
محل شهادت : نامشخص
 
محل آرامگاه :فارس - مرودشت – دشتک
==زندگی نامه==
در تاریخ 1344/04/08 در روستای دشتک و در خانواده ای عشایری پسری دیده به جهان گشود نامش را شاپور گذاشتند پدر و مادرش به همراه دام های خود به ییلاق و قشلاق می رفتند و او از دوران ابتدایی تا راهنمایی در منزل مادر بزرگش که فردی با ایمان بود زندگی می کرد دوران ابتدایی را در دشتک و راهنمایی را در روستای درودزن گذارند سپس برای گذارندن دوره متوسطه راهی شیراز شد مدت دو سال در آن جا در خانه کرایه ای زندگی می کرد و سال سوم دبیرستان را در تهران گذراند و موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید در ایام تعطیلات وقتی به خانه برمی گشت دوشا دوش پدر مشغول به کار می شد شاپور تنها شخص سواد دار در ایل بود و چون مطالعات زیادی داشت دیگران را با حقایق اسلام و انقلاب آشنا می کرد و شخصیت ارزشمند امام را به همه می شناساند. بعد از اخذ مدرک دیپلم به خدمت مقدس سربازی می رفت و پس از پایان دوره آموزشی عازم جبهه گردید هر وقت که برای مرخصی می آمد به پدر و برادرانش می گفت: شما هم باید به جبهه بیاید چون جبهه احتیاج به نیرو دارد او عضو نیروی ارتش جمهوری اسلامی بود. سرانجام در تاریخ 1366/10/28 در منطقه قهر عنبر با اصابت تیر به سینه اش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
زندگی نامه: در تار ی خ 1344/04/08 در روستا ی دشتک و در خانواده ا ی عشا ی ر ی پسر ی د ی ده به جهان گشود نامش را شاپور گذاشتند پدر و مادرش به همراه دام ها ی خود به یی لاق و قشلاق م ی رفتند و او از دوران ابتدا یی تا راهنما یی در منزل مادر بزرگش که فرد ی با ا ی مان بود زندگ ی م ی کرد دوران ا بتدا یی را در دشتک و راهنما یی را در روستا ی درودزن گذارند سپس برا ی گذارندن دوره متوسطه راه ی ش ی راز شد مدت دو سال در آن جا در خانه کرا ی ه ا ی زندگ ی م ی کرد و سال سوم دب ی رستان را در تهران گذراند و موفق به اخذ مدرک د ی پلم گرد ی د در ا ی ام تعط ی لات وقت ی به خانه برم ی گشت دوشا دوش پدر مشغول به کار م ی شد شاپور تنها شخص سواد دار در ا ی ل بود و چون مطالعات ز ی اد ی داشت د ی گران را با حقا ی ق اسلام و انقلاب آشنا م ی کرد و شخص ی ت ارزشمند امام را به همه م ی شناساند. بعد از اخذ مدرک د ی پلم به خدمت مقدس سرباز ی م ی رفت و پس از پا ی ان دوره آموزش ی عازم جبهه گرد ی د هر وقت که برا ی مرخص ی م ی آمد به پدر و برادرانش م ی گفت: شما هم با ی د به جبهه ب ی ا ی د چون جبهه احت ی اج به ن ی رو دارد او عضو ن ی رو ی ارتش جمهور ی اسلام ی بود. سرانجام در تار ی خ 1366/10/28 در منطقه قهر عنبر با اصابت ت ی ر به س ی نه اش به درجه رف ی ع شهادت نائل آمد .  ==وصیت نامه:==بسم الله الرحمن الرح ی مالرحیمهمانا که خداونداز مومنان جانها ی شان جانهایشان و مالشان را خر ی د خرید و در مقابل برا ی برای آن ها بهشت قرار داد و مومنان م ی جنگ ی ند می جنگیند در راه خدا و کشته م ی می شدند. پس شاد باش ی د باشید که معامله که؟؟؟ نمودند و ا ی ن این است آن رستگار ی رستگاری بزرگ. خدواندا توفق ی قات ی توفقیقاتی عطا فرما که از جمله کسان ی باش ی م کسانی باشیم که خود ب شارت بشارت به آن ها داد ی دادی که در ا ی ن این معامله شرکت جو ی ند جویند و ا ی کس ی ای کسی که جز تو کس ی د ی گر ی کسی دیگری ندارم از تو خواهانم که زندگ ی م زندگیم را زندگ ی محمد ی زندگی محمدی (ص) و مرگم را مردن محمد ی محمدی قرار ده ی دهی و صل عل ی علی و الله محمد دود بر امام امت رهبر مستضعفان جهان و رهبر دردمندان و مص ی بت مصیبت زدگان رهبر زحمتکشان و؟ ؟؟ و؟؟؟ و مظلوم ی ن مظلومین جهان چرا که ا ی ن این طبقه دل وابسته اند و ام ی دوارند امیدوارند که رهبر ی رهبری او به رهبر ی رهبری و ق ی ام قیام حضرت امام زمان مهد ی مهدی موعود (عج) متصل گردد انشاء الله پرودرگارا از تو م ی می خواهم که با کمک ا ی ن این ملت غ ی ور غیور و مسلمان انقلاب و اسلام ی ان اسلامیان به رهبر ی رهبری امام زمان پرچمش فرازتر و ندا ی اس ام ندای اسام اسلام مهد ی مهدی سراسر منطقه را فرار گ ی رد گیرد و؟؟؟ از حکومت عل ی علی در (ع) در ا ی ن این منطقه استقرا ی ابد یابد بار الها خدا ی ا مستضعف ی ن خدایا مستضعفین جهان را بر مستکبر ی ن پ ی روز مستکبرین پیروز بگردان تا مستضعف ی ن مستضعفین سرنوشت شان را در دست گ ی رند گیرند حضرت بار ی تعال ی وضع ی ت باری تعالی وضعیت را تغ یی ر نم ی تغییر نمی دهد نگذار ی د نگذارید که تصم ی م بگ ی ر ی م تصمیم بگیریم و ارداه کن ی م کنیم با عزم ی عزمی راسخ و استوار راه عل ی علی (ع) و صراط مستق ی م مستقیم را انتخاب نما ی م خدا ی ا نمایم خدایا ما را برقرار ی برقراری و پا برجا شدن راه عل ی علی (ع) کمک کن افسوس که من ب ی شتر بیشتر از ی ک یک جان در بدن ندارم.با نثار و از خود گذشتگ ی گذشتگی اسلام عز ی ز عزیز را ی ار ی نمائ ی م یاری نمائیم خدا به بخش که اگر خدا ی خدای ناکرده حرف ی حرفی اگر بر ع ل ی ه علیه اسلام قدم ی قدمی را بر عل ی ه علیه اسلام برداشته ام چرا؟ که از کوته فکر ی فکری و جهل خودم بوده است. بارالها مرگ و شهادتم را در راه خودت قرار ده باز الها مرا برا ی برای کمک به اهتزار در اون پرچم مهد ی مهدی پرچم مستضعف ی ن مستضعفین جهان ی ار ی یاری فرمات خدا ی ا خدایا شهادتم را جزء شهدا ی شهدای اسلام به گفت شما حزء ز مان حتم ی ؟؟؟ زمان حتمی؟؟؟ که اکمل موجودات افضل انسان ها و اشرف مخلوقات است قرار بده خدا شکر م ی می کنم که تو ا ی ن این نعمت را به من داد ی دادی که بتوانم در راه تو در؟؟؟ اهداف حکومت اسلام ی اسلامی که از لذت ها و محبت ها ی د ی نو ی های دینوی را فراموش کنم و فقط راه تو در نظر داشته باشم خدا ی ا خدایا هر چه خواستم زند گ ی زندگی به من اعطا فرمود ی حت ی فرمودی حتی شهادت در راه تو خودت را از من در ی غ دریغ نه نمود ی نمودی من چطور بتوانم از عهده تشکر تو بر ا ی م ایم. و مادر عز ی زم ا ی ن عزیزم این راه بر من تحم ی ل ی ن ی ست تحمیلی نیست چنان چه خود م ی دان ی د می دانید که من زندگ ی م چن ی ن زندگیم چنین بود و ی ا؟؟؟ یا؟؟؟ هم چن ی ن چنین شد پس بر من گر ی ه گریه نکن گر ی ه برا ی کس ی گریه برای کسی است که در رختخو اب رختخواب خانه اش بم ی رد بمیرد.پدر عز ی زم م ی عزیزم می دانم که محبت من در دل شما بس ی ار بسیار است و رنج و اندوه از دست رفتن من برا ی ت سنگ ی ن ول ی برایت سنگین ولی در راه الله و در راه به ثمر رس ی دن رسیدن حکومت اسلام ی اسلامی بس ناچ ی ز ناچیز است و از درگاه خداوند شما با ی د باید شکر کنم. که ا ی ن این نعمت بر شما ارزان ی ارزانی داشته و شما را از ا ی ن ث واب این ثواب برخوردار گردان ی د گردانید است.مادر عز ی زم عزیزم تو را به حضرت ی ار ی یاری لقاء قسم م ی می دهم که مرا فراموش کن.مبادا خدا ی خدای ناکرده گر ی ه نکن ی د گریه نکنید و اجر و منزلت خود را در برابر حضرت پروردگار از م ی ان ببر ی میان ببری.پدر عز ی زم عزیزم از تو تشکر م ی می کنم که همواره از کوچک ی برا ی ا ی ن کوچکی برای این که انسان شوم مرا ترب ی ت تربیت و ت شو ی ق نمود ی تشویق نمودی من از شما تشکر م ی می کنم که در راه سرانجام مرا همت و بخشش ها ی های پرودرگا مرا ی ار ی داد ی یاری دادی و مادر عز ی زم م ی عزیزم می دانم غم از دست دادن فرزند برا ی برای ما در بس ی ار بسیار مشکل و دشوار است گر چه م ی گو ی م می گویم مادر مرا فراموش کن ول ی م ی ولی می دانم که ا ی ن این امر برا ی برای مادر امکان پذ ی ر ن ی ست ول ی ما در عز ی زم پذیر نیست ولی مادر عزیزم عمر دن ی ا دنیا کوتاه است بالاخره آدم ی ی ک آدمی یک روز به دن ی ا م ی آ ی د دنیا می آید و ی ک یک روز هم م ی م ی رد می میرد چه بهتر که مرگ شهادت انسان باشد در راه الله ام ی دوارم امیدوارم که گر ی ه نکن ی گریه نکنی چون هر قطره اشک باعث کم رنگ شدن خون من م ی می شود م ی می دانم که تو برا ی برای من زحمت ز ی اد کش ی د ی ول ی با ی د زیاد کشیدی ولی باید حلالم کن ی کنی چون د ی ن دین خدا در خطر است و خداوند از شما راض ی راضی باشد تو را به خدا م ی می سپارم. برادرم شهرام م ی می دانم که زحمت کش ی ده ا ی ول ی نم ی کشیده ای ولی نمی توانم جبران زحمات شما را بکنم مرا حلال کن ام ی دوارم امیدوارم که نزد خدا ی خدای بزرگ اجر و منزلت ببر ی ببری و هم ی شه همیشه در کارت محکم و استوار باش ی باشی. خواهرانم عز ی زانم ام ی دوارم عزیزانم امیدوارم شما هم چون ز ی نب زینب عمل کن ی د کنید و بعد از برادرتان ن ی ز نیز دادمه راه دهنده راه او باش ی د باشید و در راه هدفتان پا بر جا باش ی د باشید انشاء الله برادرانم شهرام و بهرام و جاو ی د ام ی دوارم جاوید امیدوارم در راه برادرتان را ادامه ده ی د مط ی ع دهید مطیع امر پدر و مادر باش ی د باشید خداوند در راه هدفتان ی ار ی کن ی د یاری کنید و در آ خر آخر به شما توص ی ه م ی توصیه می کنم که به نزد ی کان نزدیکان و فام ی ل فامیل ها و آشنا ی ان آشنایان دارم ا ی ن این است که راه سرخ حس ی ن ی حسینی را ادمه ده ی د دهید. شه ی د شهید قلب تار ی خ تاریخ است، شه ی د شهید شمع تار ی خ تاریخ است.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/40261 سایت شهدای ارتش]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery>
Image:1550239KAKA001-001.jpg
Image:1550239KAKA005-001.jpg
منبع</gallery>==پانویس== <references />== رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض:شاپور_غیور_دشتکی}}[[رده: شهدا]][[رده:سایت شهدای ارتشجمهوری اسلامی ایران]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان فارس]][[رده: شهدای شهرستان مرودشت]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش