شهید شاپور غیور دشتکی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۴ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
شه ی د شاپور غ ی وردشتک ی
+
شهید شاپور غیوردشتکی
 
+
تاریخ تولد :1344/04/08
تار ی خ تولد :1344/04/08
+
تاریخ شهادت : 1366/10/29
 
+
تار ی خ شهادت : 1366/10/29
+
 
+
 
محل شهادت : نامشخص
 
محل شهادت : نامشخص
 
 
محل آرامگاه :فارس - مرودشت – دشتک
 
محل آرامگاه :فارس - مرودشت – دشتک
  
 
+
==زندگی نامه==
==زندگینامه==
+
در تاریخ 1344/04/08 در روستای دشتک و در خانواده ای عشایری پسری دیده به جهان گشود نامش را شاپور گذاشتند پدر و مادرش به همراه دام های خود به ییلاق و قشلاق می رفتند و او از دوران ابتدایی تا راهنمایی در منزل مادر بزرگش که فردی با ایمان بود زندگی می کرد دوران ابتدایی را در دشتک و راهنمایی را در روستای درودزن گذارند سپس برای گذارندن دوره متوسطه راهی شیراز شد مدت دو سال در آن جا در خانه کرایه ای زندگی می کرد و سال سوم دبیرستان را در تهران گذراند و موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید در ایام تعطیلات وقتی به خانه برمی گشت دوشا دوش پدر مشغول به کار می شد شاپور تنها شخص سواد دار در ایل بود و چون مطالعات زیادی داشت دیگران را با حقایق اسلام و انقلاب آشنا می کرد و شخصیت ارزشمند امام را به همه می شناساند. بعد از اخذ مدرک دیپلم به خدمت مقدس سربازی می رفت و پس از پایان دوره آموزشی عازم جبهه گردید هر وقت که برای مرخصی می آمد به پدر و برادرانش می گفت: شما هم باید به جبهه بیاید چون جبهه احتیاج به نیرو دارد او عضو نیروی ارتش جمهوری اسلامی بود. سرانجام در تاریخ 1366/10/28 در منطقه قهر عنبر با اصابت تیر به سینه اش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
 
+
در تار ی خ 1344/04/08 در روستا ی دشتک و در خانواده ا ی عشا ی ر ی پسر ی د ی ده به جهان گشود نامش را شاپور گذاشتند پدر و مادرش به همراه دام ها ی خود به یی لاق و قشلاق م ی رفتند و او از دوران ابتدا یی تا راهنما یی در منزل مادر بزرگش که فرد ی با ا ی مان بود زندگ ی م ی کرد دوران ا بتدا یی را در دشتک و راهنما یی را در روستا ی درودزن گذارند سپس برا ی گذارندن دوره متوسطه راه ی ش ی راز شد مدت دو سال در آن جا در خانه کرا ی ه ا ی زندگ ی م ی کرد و سال سوم دب ی رستان را در تهران گذراند و موفق به اخذ مدرک د ی پلم گرد ی د در ا ی ام تعط ی لات وقت ی به خانه برم ی گشت دوشا دوش پدر مشغول به کار م ی شد شاپور تنها شخص سواد دار در ا ی ل بود و چون مطالعات ز ی اد ی داشت د ی گران را با حقا ی ق اسلام و انقلاب آشنا م ی کرد و شخص ی ت ارزشمند امام را به همه م ی شناساند. بعد از اخذ مدرک د ی پلم به خدمت مقدس سرباز ی م ی رفت و پس از پا ی ان دوره آموزش ی عازم جبهه گرد ی د هر وقت که برا ی مرخص ی م ی آمد به پدر و برادرانش م ی گفت: شما هم با ی د به جبهه ب ی ا ی د چون جبهه احت ی اج به ن ی رو دارد او عضو ن ی رو ی ارتش جمهور ی اسلام ی بود. سرانجام در تار ی خ 1366/10/28 در منطقه قهر عنبر با اصابت ت ی ر به س ی نه اش به درجه رف ی ع شهادت نائل آمد .
+
 
+
  
 
==وصیت نامه==
 
==وصیت نامه==
 +
بسم الله الرحمن الرحیم
 +
همانا که خداونداز مومنان جانهایشان و مالشان را خرید و در مقابل برای آن ها بهشت قرار داد و مومنان می جنگیند در راه خدا و کشته می شدند. پس شاد باشید که معامله که؟؟؟ نمودند و این است آن رستگاری بزرگ. خدواندا توفقیقاتی عطا فرما که از جمله کسانی باشیم که خود بشارت به آن ها دادی که در این معامله شرکت جویند و ای کسی که جز تو کسی دیگری ندارم از تو خواهانم که زندگیم را زندگی محمدی (ص) و مرگم را مردن محمدی قرار دهی و صل علی و الله محمد دود بر امام امت رهبر مستضعفان جهان و رهبر دردمندان و مصیبت زدگان رهبر زحمتکشان و؟؟؟ و مظلومین جهان چرا که این طبقه دل وابسته اند و امیدوارند که رهبری او به رهبری و قیام حضرت امام زمان مهدی موعود (عج) متصل گردد انشاء الله پرودرگارا از تو می خواهم که با کمک این ملت غیور و مسلمان انقلاب و اسلامیان به رهبری امام زمان پرچمش فرازتر و ندای اسام اسلام مهدی سراسر منطقه را فرار گیرد و؟؟؟ از حکومت علی در (ع) در این منطقه استقرا یابد بار الها خدایا مستضعفین جهان را بر مستکبرین پیروز بگردان تا مستضعفین سرنوشت شان را در دست گیرند حضرت باری تعالی وضعیت را تغییر نمی دهد نگذارید که تصمیم بگیریم و ارداه کنیم با عزمی راسخ و استوار راه علی (ع) و صراط مستقیم را انتخاب نمایم خدایا ما را برقراری و پا برجا شدن راه علی (ع) کمک کن افسوس که من بیشتر از یک جان در بدن ندارم.با نثار و از خود گذشتگی اسلام عزیز را یاری نمائیم خدا به بخش که اگر خدای ناکرده حرفی اگر بر علیه اسلام قدمی را بر علیه اسلام برداشته ام چرا؟ که از کوته فکری و جهل خودم بوده است. بارالها مرگ و شهادتم را در راه خودت قرار ده باز الها مرا برای کمک به اهتزار در اون پرچم مهدی پرچم مستضعفین جهان یاری فرمات خدایا شهادتم را جزء شهدای اسلام به گفت شما حزء زمان حتمی؟؟؟ که اکمل موجودات افضل انسان ها و اشرف مخلوقات است قرار بده خدا شکر می کنم که تو این نعمت را به من دادی که بتوانم در راه تو در؟؟؟ اهداف حکومت اسلامی که از لذت ها و محبت های دینوی را فراموش کنم و فقط راه تو در نظر داشته باشم خدایا هر چه خواستم زندگی به من اعطا فرمودی حتی شهادت در راه تو خودت را از من دریغ نه نمودی من چطور بتوانم از عهده تشکر تو بر ایم. و مادر عزیزم این راه بر من تحمیلی نیست چنان چه خود می دانید که من زندگیم چنین بود و یا؟؟؟ هم چنین شد پس بر من گریه نکن گریه برای کسی است که در رختخواب خانه اش بمیرد.پدر عزیزم می دانم که محبت من در دل شما بسیار است و رنج و اندوه از دست رفتن من برایت سنگین ولی در راه الله و در راه به ثمر رسیدن حکومت اسلامی بس ناچیز است و از درگاه خداوند شما باید شکر کنم. که این نعمت بر شما ارزانی داشته و شما را از این ثواب برخوردار گردانید است.مادر عزیزم تو را به حضرت یاری لقاء قسم می دهم که مرا فراموش کن.مبادا خدای ناکرده گریه نکنید و اجر و منزلت خود را در برابر حضرت پروردگار از میان ببری.پدر عزیزم از تو تشکر می کنم که همواره از کوچکی برای این که انسان شوم مرا تربیت و تشویق نمودی من از شما تشکر می کنم که در راه سرانجام مرا همت و بخشش های پرودرگا مرا یاری دادی و مادر عزیزم می دانم غم از دست دادن فرزند برای ما در بسیار مشکل و دشوار است گر چه می گویم مادر مرا فراموش کن ولی می دانم که این امر برای مادر امکان پذیر نیست ولی مادر عزیزم عمر دنیا کوتاه است بالاخره آدمی یک روز به دنیا می آید و یک روز هم می میرد چه بهتر که مرگ شهادت انسان باشد در راه الله امیدوارم که گریه نکنی چون هر قطره اشک باعث کم رنگ شدن خون من می شود می دانم که تو برای من زحمت زیاد کشیدی ولی باید حلالم کنی چون دین خدا در خطر است و خداوند از شما راضی باشد تو را به خدا می سپارم. برادرم شهرام می دانم که زحمت کشیده ای ولی نمی توانم جبران زحمات شما را بکنم مرا حلال کن امیدوارم که نزد خدای بزرگ اجر و منزلت ببری و همیشه در کارت محکم و استوار باشی. خواهرانم عزیزانم امیدوارم شما هم چون زینب عمل کنید و بعد از برادرتان نیز دادمه راه دهنده راه او باشید و در راه هدفتان پا بر جا باشید انشاء الله برادرانم شهرام و بهرام و جاوید امیدوارم در راه برادرتان را ادامه دهید مطیع امر پدر و مادر باشید خداوند در راه هدفتان یاری کنید و در آخر به شما توصیه می کنم که به نزدیکان و فامیل ها و آشنایان دارم این است که راه سرخ حسینی را ادمه دهید. شهید قلب تاریخ است، شهید شمع تاریخ است.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/40261 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
  
بسم الله الرحمن الرح ی م
+
Image:1550239KAKA001-001.jpg
 
+
Image:1550239KAKA005-001.jpg
همانا که خداونداز مومنان جانها ی شان و مالشان را خر ی د و در مقابل برا ی آن ها بهشت قرار داد و مومنان م ی جنگ ی ند در راه خدا و کشته م ی شدند. پس شاد باش ی د که معامله که؟؟؟ نمودند و ا ی ن است آن رستگار ی بزرگ. خدواندا توفق ی قات ی عطا فرما که از جمله کسان ی باش ی م که خود ب شارت به آن ها داد ی که در ا ی ن معامله شرکت جو ی ند و ا ی کس ی که جز تو کس ی د ی گر ی ندارم از تو خواهانم که زندگ ی م را زندگ ی محمد ی (ص) و مرگم را مردن محمد ی قرار ده ی و صل عل ی و الله محمد دود بر امام امت رهبر مستضعفان جهان و رهبر دردمندان و مص ی بت زدگان رهبر زحمتکشان و؟ ؟؟ و مظلوم ی ن جهان چرا که ا ی ن طبقه دل وابسته اند و ام ی دوارند که رهبر ی او به رهبر ی و ق ی ام حضرت امام زمان مهد ی موعود (عج) متصل گردد انشاء الله پرودرگارا از تو م ی خواهم که با کمک ا ی ن ملت غ ی ور و مسلمان انقلاب و اسلام ی ان به رهبر ی امام زمان پرچمش فرازتر و ندا ی اس ام اسلام مهد ی سراسر منطقه را فرار گ ی رد و؟؟؟ از حکومت عل ی در (ع) در ا ی ن منطقه استقرا ی ابد بار الها خدا ی ا مستضعف ی ن جهان را بر مستکبر ی ن پ ی روز بگردان تا مستضعف ی ن سرنوشت شان را در دست گ ی رند حضرت بار ی تعال ی وضع ی ت را تغ یی ر نم ی دهد نگذار ی د که تصم ی م بگ ی ر ی م و ارداه کن ی م با عزم ی راسخ و استوار راه عل ی (ع) و صراط مستق ی م را انتخاب نما ی م خدا ی ا ما را برقرار ی و پا برجا شدن راه عل ی (ع) کمک کن افسوس که من ب ی شتر از ی ک جان در بدن ندارم.با نثار و از خود گذشتگ ی اسلام عز ی ز را ی ار ی نمائ ی م خدا به بخش که اگر خدا ی ناکرده حرف ی اگر بر ع ل ی ه اسلام قدم ی را بر عل ی ه اسلام برداشته ام چرا؟ که از کوته فکر ی و جهل خودم بوده است. بارالها مرگ و شهادتم را در راه خودت قرار ده باز الها مرا برا ی کمک به اهتزار در اون پرچم مهد ی پرچم مستضعف ی ن جهان ی ار ی فرمات خدا ی ا شهادتم را جزء شهدا ی اسلام به گفت شما حزء ز مان حتم ی ؟؟؟ که اکمل موجودات افضل انسان ها و اشرف مخلوقات است قرار بده خدا شکر م ی کنم که تو ا ی ن نعمت را به من داد ی که بتوانم در راه تو در؟؟؟ اهداف حکومت اسلام ی که از لذت ها و محبت ها ی د ی نو ی را فراموش کنم و فقط راه تو در نظر داشته باشم خدا ی ا هر چه خواستم زند گ ی به من اعطا فرمود ی حت ی شهادت در راه تو خودت را از من در ی غ نه نمود ی من چطور بتوانم از عهده تشکر تو بر ا ی م . و مادر عز ی زم ا ی ن راه بر من تحم ی ل ی ن ی ست چنان چه خود م ی دان ی د که من زندگ ی م چن ی ن بود و ی ا؟؟؟ هم چن ی ن شد پس بر من گر ی ه نکن گر ی ه برا ی کس ی است که در رختخو اب خانه اش بم ی رد .پدر عز ی زم م ی دانم که محبت من در دل شما بس ی ار است و رنج و اندوه از دست رفتن من برا ی ت سنگ ی ن ول ی در راه الله و در راه به ثمر رس ی دن حکومت اسلام ی بس ناچ ی ز است و از درگاه خداوند شما با ی د شکر کنم. که ا ی ن نعمت بر شما ارزان ی داشته و شما را از ا ی ن ث واب برخوردار گردان ی د است.مادر عز ی زم تو را به حضرت ی ار ی لقاء قسم م ی دهم که مرا فراموش کن.مبادا خدا ی ناکرده گر ی ه نکن ی د و اجر و منزلت خود را در برابر حضرت پروردگار از م ی ان ببر ی .پدر عز ی زم از تو تشکر م ی کنم که همواره از کوچک ی برا ی ا ی ن که انسان شوم مرا ترب ی ت و ت شو ی ق نمود ی من از شما تشکر م ی کنم که در راه سرانجام مرا همت و بخشش ها ی پرودرگا مرا ی ار ی داد ی و مادر عز ی زم م ی دانم غم از دست دادن فرزند برا ی ما در بس ی ار مشکل و دشوار است گر چه م ی گو ی م مادر مرا فراموش کن ول ی م ی دانم که ا ی ن امر برا ی مادر امکان پذ ی ر ن ی ست ول ی ما در عز ی زم عمر دن ی ا کوتاه است بالاخره آدم ی ی ک روز به دن ی ا م ی آ ی د و ی ک روز هم م ی م ی رد چه بهتر که مرگ شهادت انسان باشد در راه الله ام ی دوارم که گر ی ه نکن ی چون هر قطره اشک باعث کم رنگ شدن خون من م ی شود م ی دانم که تو برا ی من زحمت ز ی اد کش ی د ی ول ی با ی د حلالم کن ی چون د ی ن خدا در خطر است و خداوند از شما راض ی باشد تو را به خدا م ی سپارم. برادرم شهرام م ی دانم که زحمت کش ی ده ا ی ول ی نم ی توانم جبران زحمات شما را بکنم مرا حلال کن ام ی دوارم که نزد خدا ی بزرگ اجر و منزلت ببر ی و هم ی شه در کارت محکم و استوار باش ی . خواهرانم عز ی زانم ام ی دوارم شما هم چون ز ی نب عمل کن ی د و بعد از برادرتان ن ی ز دادمه راه دهنده راه او باش ی د و در راه هدفتان پا بر جا باش ی د انشاء الله برادرانم شهرام و بهرام و جاو ی د ام ی دوارم در راه برادرتان را ادامه ده ی د مط ی ع امر پدر و مادر باش ی د خداوند در راه هدفتان ی ار ی کن ی د و در آ خر به شما توص ی ه م ی کنم که به نزد ی کان و فام ی ل ها و آشنا ی ان دارم ا ی ن است که راه سرخ حس ی ن ی را ادمه ده ی د . شه ی د قلب تار ی خ است، شه ی د شمع تار ی خ است.
+
 
+
  
منبع:سایت شهدای ارتش
+
</gallery>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:شاپور_غیور_دشتکی}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان فارس]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان مرودشت]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۴

شهید شاپور غیوردشتکی تاریخ تولد :1344/04/08 تاریخ شهادت : 1366/10/29 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :فارس - مرودشت – دشتک

زندگی نامه

در تاریخ 1344/04/08 در روستای دشتک و در خانواده ای عشایری پسری دیده به جهان گشود نامش را شاپور گذاشتند پدر و مادرش به همراه دام های خود به ییلاق و قشلاق می رفتند و او از دوران ابتدایی تا راهنمایی در منزل مادر بزرگش که فردی با ایمان بود زندگی می کرد دوران ابتدایی را در دشتک و راهنمایی را در روستای درودزن گذارند سپس برای گذارندن دوره متوسطه راهی شیراز شد مدت دو سال در آن جا در خانه کرایه ای زندگی می کرد و سال سوم دبیرستان را در تهران گذراند و موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید در ایام تعطیلات وقتی به خانه برمی گشت دوشا دوش پدر مشغول به کار می شد شاپور تنها شخص سواد دار در ایل بود و چون مطالعات زیادی داشت دیگران را با حقایق اسلام و انقلاب آشنا می کرد و شخصیت ارزشمند امام را به همه می شناساند. بعد از اخذ مدرک دیپلم به خدمت مقدس سربازی می رفت و پس از پایان دوره آموزشی عازم جبهه گردید هر وقت که برای مرخصی می آمد به پدر و برادرانش می گفت: شما هم باید به جبهه بیاید چون جبهه احتیاج به نیرو دارد او عضو نیروی ارتش جمهوری اسلامی بود. سرانجام در تاریخ 1366/10/28 در منطقه قهر عنبر با اصابت تیر به سینه اش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم همانا که خداونداز مومنان جانهایشان و مالشان را خرید و در مقابل برای آن ها بهشت قرار داد و مومنان می جنگیند در راه خدا و کشته می شدند. پس شاد باشید که معامله که؟؟؟ نمودند و این است آن رستگاری بزرگ. خدواندا توفقیقاتی عطا فرما که از جمله کسانی باشیم که خود بشارت به آن ها دادی که در این معامله شرکت جویند و ای کسی که جز تو کسی دیگری ندارم از تو خواهانم که زندگیم را زندگی محمدی (ص) و مرگم را مردن محمدی قرار دهی و صل علی و الله محمد دود بر امام امت رهبر مستضعفان جهان و رهبر دردمندان و مصیبت زدگان رهبر زحمتکشان و؟؟؟ و مظلومین جهان چرا که این طبقه دل وابسته اند و امیدوارند که رهبری او به رهبری و قیام حضرت امام زمان مهدی موعود (عج) متصل گردد انشاء الله پرودرگارا از تو می خواهم که با کمک این ملت غیور و مسلمان انقلاب و اسلامیان به رهبری امام زمان پرچمش فرازتر و ندای اسام اسلام مهدی سراسر منطقه را فرار گیرد و؟؟؟ از حکومت علی در (ع) در این منطقه استقرا یابد بار الها خدایا مستضعفین جهان را بر مستکبرین پیروز بگردان تا مستضعفین سرنوشت شان را در دست گیرند حضرت باری تعالی وضعیت را تغییر نمی دهد نگذارید که تصمیم بگیریم و ارداه کنیم با عزمی راسخ و استوار راه علی (ع) و صراط مستقیم را انتخاب نمایم خدایا ما را برقراری و پا برجا شدن راه علی (ع) کمک کن افسوس که من بیشتر از یک جان در بدن ندارم.با نثار و از خود گذشتگی اسلام عزیز را یاری نمائیم خدا به بخش که اگر خدای ناکرده حرفی اگر بر علیه اسلام قدمی را بر علیه اسلام برداشته ام چرا؟ که از کوته فکری و جهل خودم بوده است. بارالها مرگ و شهادتم را در راه خودت قرار ده باز الها مرا برای کمک به اهتزار در اون پرچم مهدی پرچم مستضعفین جهان یاری فرمات خدایا شهادتم را جزء شهدای اسلام به گفت شما حزء زمان حتمی؟؟؟ که اکمل موجودات افضل انسان ها و اشرف مخلوقات است قرار بده خدا شکر می کنم که تو این نعمت را به من دادی که بتوانم در راه تو در؟؟؟ اهداف حکومت اسلامی که از لذت ها و محبت های دینوی را فراموش کنم و فقط راه تو در نظر داشته باشم خدایا هر چه خواستم زندگی به من اعطا فرمودی حتی شهادت در راه تو خودت را از من دریغ نه نمودی من چطور بتوانم از عهده تشکر تو بر ایم. و مادر عزیزم این راه بر من تحمیلی نیست چنان چه خود می دانید که من زندگیم چنین بود و یا؟؟؟ هم چنین شد پس بر من گریه نکن گریه برای کسی است که در رختخواب خانه اش بمیرد.پدر عزیزم می دانم که محبت من در دل شما بسیار است و رنج و اندوه از دست رفتن من برایت سنگین ولی در راه الله و در راه به ثمر رسیدن حکومت اسلامی بس ناچیز است و از درگاه خداوند شما باید شکر کنم. که این نعمت بر شما ارزانی داشته و شما را از این ثواب برخوردار گردانید است.مادر عزیزم تو را به حضرت یاری لقاء قسم می دهم که مرا فراموش کن.مبادا خدای ناکرده گریه نکنید و اجر و منزلت خود را در برابر حضرت پروردگار از میان ببری.پدر عزیزم از تو تشکر می کنم که همواره از کوچکی برای این که انسان شوم مرا تربیت و تشویق نمودی من از شما تشکر می کنم که در راه سرانجام مرا همت و بخشش های پرودرگا مرا یاری دادی و مادر عزیزم می دانم غم از دست دادن فرزند برای ما در بسیار مشکل و دشوار است گر چه می گویم مادر مرا فراموش کن ولی می دانم که این امر برای مادر امکان پذیر نیست ولی مادر عزیزم عمر دنیا کوتاه است بالاخره آدمی یک روز به دنیا می آید و یک روز هم می میرد چه بهتر که مرگ شهادت انسان باشد در راه الله امیدوارم که گریه نکنی چون هر قطره اشک باعث کم رنگ شدن خون من می شود می دانم که تو برای من زحمت زیاد کشیدی ولی باید حلالم کنی چون دین خدا در خطر است و خداوند از شما راضی باشد تو را به خدا می سپارم. برادرم شهرام می دانم که زحمت کشیده ای ولی نمی توانم جبران زحمات شما را بکنم مرا حلال کن امیدوارم که نزد خدای بزرگ اجر و منزلت ببری و همیشه در کارت محکم و استوار باشی. خواهرانم عزیزانم امیدوارم شما هم چون زینب عمل کنید و بعد از برادرتان نیز دادمه راه دهنده راه او باشید و در راه هدفتان پا بر جا باشید انشاء الله برادرانم شهرام و بهرام و جاوید امیدوارم در راه برادرتان را ادامه دهید مطیع امر پدر و مادر باشید خداوند در راه هدفتان یاری کنید و در آخر به شما توصیه می کنم که به نزدیکان و فامیل ها و آشنایان دارم این است که راه سرخ حسینی را ادمه دهید. شهید قلب تاریخ است، شهید شمع تاریخ است.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده‌ها