شهید شکراله دست بردهان: تفاوت بین نسخهها
Kheyri9803 (بحث | مشارکتها) (←زندگی نامه) |
|||
| سطر ۱۳: | سطر ۱۳: | ||
روزي در جاده شيراز ـ کازرون جهت زيارت امام زاده سيد حسين (عليه السلام) رفته بوديم. در راه پسر بچه اي 15 ـ 16 ساله ديديم كه کنار جاده ايستاده بود. هوا خيلي گرم و موتور او خراب شده بود او مدت زيادي وقت خود را گذاشت و موتور پسربچه را بدون گرفتن دستمزد درست كرد و گفت: از انصاف دور است که او را در راه تنها بگذاريم و برويم او هم برادر ديني ماست. | روزي در جاده شيراز ـ کازرون جهت زيارت امام زاده سيد حسين (عليه السلام) رفته بوديم. در راه پسر بچه اي 15 ـ 16 ساله ديديم كه کنار جاده ايستاده بود. هوا خيلي گرم و موتور او خراب شده بود او مدت زيادي وقت خود را گذاشت و موتور پسربچه را بدون گرفتن دستمزد درست كرد و گفت: از انصاف دور است که او را در راه تنها بگذاريم و برويم او هم برادر ديني ماست. | ||
| − | شكراله به سن 18 سالگي رسيد و جهت رفتن به سربازي آماده شد و داوطلبانه خود را به گروهان معرفي کرد. در سن 19 سالگي در سال 1359 در پادگان چهل دختر به سربازي اعزام گرديد و در تاريخ 1359/10/29 در جبهه مهاباد شهيد گرديد. | + | شكراله به سن 18 سالگي رسيد و جهت رفتن به سربازي آماده شد و داوطلبانه خود را به گروهان معرفي کرد. در سن 19 سالگي در سال 1359 در پادگان چهل دختر به سربازي اعزام گرديد و در تاريخ 1359/10/29 در جبهه مهاباد شهيد گرديد.<ref>[http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10775 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10775 | + | |
==نگارخانه تصاویر== | ==نگارخانه تصاویر== | ||
<gallery> | <gallery> | ||
| سطر ۲۴: | سطر ۲۱: | ||
</gallery> | </gallery> | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۴
شهید شکراله دست بردهان تاریخ تولد :1339/09/01 تاریخ شهادت : 1359/10/29 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :فارس - کازرون – سیدمحمدنوربخش
زندگی نامه
برادر شهيد شکرالله دست بردهان در سال 1339 در شهر کازرون به دنيا آمد. در سن هفت سالگي با پدرش به مسجد مي رفت و پس از خواندن نماز به مسائل ديني و موعظه گوش فرا مي داد و پس از بازگشت به خانه هر چه را شنيده بود براي پدر و مادر خود مي گفت. تحصيلات خود را تا کلاس چهارم ابتدايي بيشتر ادامه نداد و کارگر آجر زني کوره بود. در سن 14 سالگي از انقلاب و مردم مبارز صحبت مي کرد. در تيم هاي فوتبال شرکت کرد و کم کم به عنوان بازيکن و دروازه بان به تيم فوتبال هما راه يافت و با عده اي از رفقايش براي مسابقه به شهر بوشهر رفت.
پس از كار و فعاليت هاي زياد به شهر کازرون برگشت. براي برگزاري مسابقه به شهرهاي نور آباد ممسني، شيراز و جهرم رفت و تيم آنها در مسابقات موفق شد. از در آمد و دست رنج خود به ضعيفان و بيچارگان كمك مي کرد و هيچ وقت به مجلس عروسي جشن و تفريحات و سينما علاقه نداشت. او هميشه از نماز، روزه و دين اسلام صحبت مي کرد.
روزي در جاده شيراز ـ کازرون جهت زيارت امام زاده سيد حسين (عليه السلام) رفته بوديم. در راه پسر بچه اي 15 ـ 16 ساله ديديم كه کنار جاده ايستاده بود. هوا خيلي گرم و موتور او خراب شده بود او مدت زيادي وقت خود را گذاشت و موتور پسربچه را بدون گرفتن دستمزد درست كرد و گفت: از انصاف دور است که او را در راه تنها بگذاريم و برويم او هم برادر ديني ماست.
شكراله به سن 18 سالگي رسيد و جهت رفتن به سربازي آماده شد و داوطلبانه خود را به گروهان معرفي کرد. در سن 19 سالگي در سال 1359 در پادگان چهل دختر به سربازي اعزام گرديد و در تاريخ 1359/10/29 در جبهه مهاباد شهيد گرديد.[۱]