ویرایش‌ها

شهید تقی کیانی

۲۱۱ بایت اضافه‌شده، ‏۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۰
rId5
 
 
==زندگینامه==
مادرش درباره خصوصيات اين دوره از زندگى او مى ‏گويد: در پانزده تا هيجده سالگى از نظر اخلاقى، عصبى مزاج بود و بعضى وقتها مجبور بوديم كه حرفهاى او را گوش كنيم. نسبت به انجام آنچه كه مى‏ خواست حساس بود و در غير اين صورت عصبانى مى ‏شد. به افراد خانواده و به برادران و خواهران خود علاقه ‏مند بود و با همسايه‏ ها گرم بود و مخصوصاً با بچه هاى محل دوست بود و با آنان بازى مى‏ كرد. در ايام زمستان براى تامين مخارج زندگى به صيد ماهى از رودخانه و يا دريا مى ‏پرداخت و ماهيها را در بازار مى ‏فروخت. گاهى اوقات براى جمع ‏آورى هيزم به جنگل مى ‏رفت و با سختى و مرارت فراوان هيزم جمع ‏آورى مى ‏كرد.
كيانى در 2 تير 1354 به خدمت سربازى رفت. دوره آموزشى را در بيرجند گذراند و سپس به خرم آباد اعزام شد. در دوران خدمت سربازى از سوى ارتش شاهنشاهى براى مبارزه با چريك هاى [[جنگ ظفار |ظفار]] به عمان اعزام شد. پس از بازگشت به كشور، دوره سربازى را در 2 تير 1356 به پايان رساند. . بعد از مدتى با يكى از دخترهاى فاميل كه در رشت زندگى مى ‏كردند، ازدواج كرد. مراسم عقد و ازدواج در روستاى ولاغوز كردكوى برگزار و او به همراه همسرش - نرگس‏خاتون كيانى - روانه رشت شدند. آنها در منزل پدرى خانم به مدت شش ماه ساكن بودند كه انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى آغاز شد. در اين شرايط، به دليل بروز ركود امور ساختمانى، تقى به كردكوى باز گشت و در اين شهر در فعاليتهاى انقلابى شركت كرد. مادرش مى‏گويد:
وقتى كه حمزه طيبى به دست ژاندارمرى رژيم شاه به شهادت رسيد او جوانان را براى انتقام از خون آن شهيد تحريك و تشويق كرد و بالاخره با كشتن يك سرباز طاغوت انتقام خون او را گرفتند. تقى در اين زمان بيشتر در خدمت انقلاب بود و زندگى را از طريق صيادى و بنايى مى ‏گذراند.
آخرين شبى كه در منزل بود و فردا مى‏ خواست به جبهه برگردد ماه رمضان بود. بعد از خوردن سحرى به نماز صبح ايستاد. نمازى كه در آن روز به جا آورد در طول زندگى مشترك نديده بودم. در سجده دوم آنقدر گريه كرد كه هرگز از او نديده بودم. بعد از سلام، نشست. آنقدر مشغول فكر بود كه متوجه هيچ‏كس نمى ‏شد. حدود دو تا سه ساعت با چشمان بسته در سجاده نشسته بود و عميقاً به فكر فرو رفته بود. از همان حركات و عبادت او متوجه خيلى چيزها شدم. صبح كه عازم جبهه بود، مقدارى غذا كه براى بين راه او درست كرده بودم به او دادم. وقتى كه از بچه‏ها خداحافظى كرد هنوز از حياط خارج نشده بود كه برگشت و غذا را از ساك بيرون آورد و به يكى از بچه‏ها داد.
كيانى در عمليات نصر 4 در منطقه ماووت عراق شركت كرد. در اين عمليات مأموريت سختى به لشكر 25 كربلا واگذار شده بود. فرماندهى لشكر، گردان ويژه شهدا به فرماندهى كيانى را به ماموريت اعزام كرد، با اينكه اين گردان تازه از ماوريت برگشته بود. كيانى به همراه نيروهاى گردان تحت امر، بى ‏درنگ حركت كردند و با رشادتهايى كه از خود نشان دادند ماموريت را با موفقيت كامل انجام دادند. پس از اين ماموريت بود كه سردار تقى كيانى در ماه مبارك رمضان در حالى كه در سجده نماز ظهر و عصر بود در منطقه عملياتى نصر 4 در ماووت عراق بر اثر اصابت تركش راكت هواپيماهاى عراقى بر پيشانى مجروح شد و در 4 تير 1366 در بيمارستان - پس از چهل ماه حضور در جبهه‏ هاى نبرد - به شهادت رسيد. پيكر او را در شهر كردكوى تشييع و در گلزار شهداى اين شهر به خاك سپردند. از او به هنگام شهادت دخترى هفت ساله به نام مريم و سه پسر به نامهاى احمد (شش ساله) و امير (چهارساله) و سيف‏اللَّه سيف‏ اللَّه (دو ساله) به يادگار ماند. دختر دوم او - زهرا - نيز در سال 1366 بعد از شهادت پدر به دنيا آمد.<ref>[http://navideshahed.com/fa/news/436598منبع 436598 سایت نوید شاهد]</ref>
==پانویس==
<references/>
==رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:تقی_کیانی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان گلستان]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش