شهید بیژن قاسمی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۶ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
 
نام خانوادگى: قاسمى
 
نام خانوادگى: قاسمى
 
نام پدر: قاسم
 
نام پدر: قاسم
تاریخ‌تولد: 1342/10/05
+
تاریخ‌ تولد: 1342/10/05
 
ش.ش: 1911
 
ش.ش: 1911
محل‌صدورشناسنامه: آبادان
+
محل‌ صدور شناسنامه: آبادان
تاریخ شهادت: 1363/04/06
+
تاریخ شهادت: 1363/04/06
نوع حادثه: حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلى
+
نوع حادثه: حوادث‌ مربوط به‌ جنگ‌ تحمیلى
شرح حادثه: حوادث‌غیرمترقبه‌مناطق عملیاتى-تیرسهوى‌نیروى‌خودى
+
شرح حادثه: حوادث‌ غیرمترقبه‌ مناطق عملیاتى-تیر سهوى‌ نیروى‌ خودى
استان: بنیادشهیداستان‌خوزستان
+
استان: بنیاد شهید استان‌ خوزستان
شهر: اداره‌بنیادشهیدآبادان
+
شهر: اداره‌ بنیاد شهید آبادان
 
   
 
   
 
قسمتى از وصیت نامه شهید بیژن قاسمى
 
قسمتى از وصیت نامه شهید بیژن قاسمى
وقتى كه مردم روى تابوت پارچه سیاهى بگذارید كه بدانندزندگى سیاهى داشتم، دستهایم را از تابوت بیرون بگذاریدكه بدانندبه آنچه خواستم نرسیدم، و چشمهایم را باز نگذارید كه بدانند چشم انتظار بودم، آنكه تكه یخى روى قلبم بگذارید كه بجاى مادرم اشك بریزدپدرم و مادرم نمى‌دانم كه از شما چطور تشكر كنم كه من را به راه راست هدایت كردید و من به سربازى رفتم و به جبهه ها رفتم و به رزمندگان پیوستم. پدر و مادر من نمى‌دانم كه شما با چه زجرى بچه را بزرگ كردید و براى شما سخت است كه او را از دست بدهیدولى پدر و مادرجان این قسمت همه است كه باید بروند و هیچ كس در دنیا نمى‌ماند.پدر و مادر نمى‌دانم كه چه بگویم كه شما مرا ببخشید واز پسرتان قبول دار باشید.
+
وقتى كه مردم روى تابوت پارچه سیاهى بگذارید كه بدانند زندگى سیاهى داشتم، دستهایم را از تابوت بیرون بگذاریدكه بدانندبه آنچه خواستم نرسیدم، و چشمهایم را باز نگذارید كه بدانند چشم انتظار بودم، آنكه تكه یخى روى قلبم بگذارید كه بجاى مادرم اشك بریزدپدرم و مادرم نمى‌دانم كه از شما چطور تشكر كنم كه من را به راه راست هدایت كردید و من به سربازى رفتم و به جبهه ها رفتم و به رزمندگان پیوستم. پدر و مادر من نمى‌دانم كه شما با چه زجرى بچه را بزرگ كردید و براى شما سخت است كه او را از دست بدهیدولى پدر و مادرجان این قسمت همه است كه باید بروند و هیچ كس در دنیا نمى‌ماند.پدر و مادر نمى‌دانم كه چه بگویم كه شما مرا ببخشید واز پسرتان قبول دار باشید.
 
شما براى من خیلى زحمت كشیدیدو خیلى خوبى كردید.
 
شما براى من خیلى زحمت كشیدیدو خیلى خوبى كردید.
 
اصولا شهدا گوئیا قبل از شهادت خویش خبر مى‌شوندكه كلماتشان حكایت از تحولى است كه در زندگیشان پیش آمده كه این شهید عزیز از این امر مستثنى نیست كه از مرگ خویش خبر میدهد و گوئیاهنگام وداع حس كرده كه از پدر و مادرش بخاطرحقى كه به گردن او دارند حلیت مى‌طلبد و از آنها مى‌خواهد كه او را ببخشند تا سبكبال عروسى شهادت را در آغوش گیرد.
 
اصولا شهدا گوئیا قبل از شهادت خویش خبر مى‌شوندكه كلماتشان حكایت از تحولى است كه در زندگیشان پیش آمده كه این شهید عزیز از این امر مستثنى نیست كه از مرگ خویش خبر میدهد و گوئیاهنگام وداع حس كرده كه از پدر و مادرش بخاطرحقى كه به گردن او دارند حلیت مى‌طلبد و از آنها مى‌خواهد كه او را ببخشند تا سبكبال عروسى شهادت را در آغوش گیرد.
 
روحش شاد و راهش مستدام باد
 
روحش شاد و راهش مستدام باد
 
باشد كه ما هم رهرو راه او باشیم و خون تمام شهدا را پاس داریم
 
باشد كه ما هم رهرو راه او باشیم و خون تمام شهدا را پاس داریم
والسلام على من التبع الهدى<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/20861منبع سایت شهدای ارتش]</ref>
+
والسلام على من التبع الهدى<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/20861 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
==پانویس==
 
<references/>
 
 
==نگارخانه تصاویر==
 
==نگارخانه تصاویر==
 
[[File:6310638.jpg]]
 
[[File:6310638.jpg]]
 +
 +
==پانویس==
 +
<references />
 
== رده‌ها ==
 
== رده‌ها ==
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:شهید بیژن قاسمی }}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:شهید بیژن قاسمی }}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۴

شهید بیژن قاسمی تاریخ تولد :1342/10/05 تاریخ شهادت : 1363/04/06 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خوزستان - آبادان - بهشت رضا


وصیتنامه

بسمه تعالی نام: بیژن نام خانوادگى: قاسمى نام پدر: قاسم تاریخ‌ تولد: 1342/10/05 ش.ش: 1911 محل‌ صدور شناسنامه: آبادان تاریخ شهادت: 1363/04/06 نوع حادثه: حوادث‌ مربوط به‌ جنگ‌ تحمیلى شرح حادثه: حوادث‌ غیرمترقبه‌ مناطق عملیاتى-تیر سهوى‌ نیروى‌ خودى استان: بنیاد شهید استان‌ خوزستان شهر: اداره‌ بنیاد شهید آبادان

قسمتى از وصیت نامه شهید بیژن قاسمى وقتى كه مردم روى تابوت پارچه سیاهى بگذارید كه بدانند زندگى سیاهى داشتم، دستهایم را از تابوت بیرون بگذاریدكه بدانندبه آنچه خواستم نرسیدم، و چشمهایم را باز نگذارید كه بدانند چشم انتظار بودم، آنكه تكه یخى روى قلبم بگذارید كه بجاى مادرم اشك بریزدپدرم و مادرم نمى‌دانم كه از شما چطور تشكر كنم كه من را به راه راست هدایت كردید و من به سربازى رفتم و به جبهه ها رفتم و به رزمندگان پیوستم. پدر و مادر من نمى‌دانم كه شما با چه زجرى بچه را بزرگ كردید و براى شما سخت است كه او را از دست بدهیدولى پدر و مادرجان این قسمت همه است كه باید بروند و هیچ كس در دنیا نمى‌ماند.پدر و مادر نمى‌دانم كه چه بگویم كه شما مرا ببخشید واز پسرتان قبول دار باشید. شما براى من خیلى زحمت كشیدیدو خیلى خوبى كردید. اصولا شهدا گوئیا قبل از شهادت خویش خبر مى‌شوندكه كلماتشان حكایت از تحولى است كه در زندگیشان پیش آمده كه این شهید عزیز از این امر مستثنى نیست كه از مرگ خویش خبر میدهد و گوئیاهنگام وداع حس كرده كه از پدر و مادرش بخاطرحقى كه به گردن او دارند حلیت مى‌طلبد و از آنها مى‌خواهد كه او را ببخشند تا سبكبال عروسى شهادت را در آغوش گیرد. روحش شاد و راهش مستدام باد باشد كه ما هم رهرو راه او باشیم و خون تمام شهدا را پاس داریم والسلام على من التبع الهدى[۱]

نگارخانه تصاویر

6310638.jpg

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده‌ها