هنگام خداحافظی که برادرم مهدی میخواست به منطقه اعزام شود فرزند دخترش که هنوز در قنداق بود بغل کرده بودم هنگامیکه خواستم دخترش را نزد او ببرم که فرزندش را ببیند به من گفت:برادر این کار را نکن زیرا میترسم که علاقه ام نسبت به او با دیدنش تحریک شود و مانع رفتن من گردد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15566 سایت یاران رضا]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:شهید مهدی غلامی بشرویه.jpg
</gallery>
==پانویس==
<references />