ید [[شهید مالک جعفری]]
تاریخ تولد :[[1343/03/01�تاریخ شهادت : 1363/01/20]]
محل تاریخ شهادت : نامشخص�محل آرامگاه :اردبیل - مشگین شهر - اهل ایمان[[1363/01/20]]
�محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :اردبیل - مشگین شهر - اهل ایمان ==زندگی نامه==
زندگی نامه
شهید مالک جعفری فرزند ابراهیم در اولین روز خرداد ماه سال 1343 در خانواده اي مذهبی در روستایي از توابع مشگین شهر، چشم به جهان گشود؛ پدر زحمت کش خانواده مشغول کشاورزی بود که خبر تولد سومین فرزندش از یک خانواده 8 نفری را شنید و کار را رها کرد و به خانه رفت وقتی رسید و همسرش گل بهار و بچه اش را سالم دید نماز شکر خواند و اسم مالک را براي او انتخاب نمود.
اعتقادات مذهبی خانواده سبب شد كه مالك کودکي متدین بار آيد پدر در تربیتش بسیار کوشید، مالک را با قرآن آشنا ساخت و با وجود علاقه اي كه در او ديد مالك را برای رفتن به کلاس هاي قرآنی آماده كرد. او قرآن را فرا گرفت و در لحظه، لحظه زندگی اش پیاده نمود 5 ساله بود که در کنار پدرش به نماز می ایستاد، وضو می گرفت با وجودي که آرام و ساکت بود؛ اما هوش بالايي داشت. همه می گفتند که اگر بزرگ شود به مدرسه برود حتماً به بهترین موقعيت ها خواهد رسید؛ اما افسوس که نبود و امکانات فرصت تحصیل را از مالک گرفت و او را به سوی مزارعی که پدرش مشغول کشاورزی بود کشاند تقدیر این چنین بود.
مالك تازه کشاورزی را یاد گرفته بود، درست در سن 13 سالگی پدرش را از دست داد و مسئولیت خانواده بر دوشش گذاشته شد و او هم با تلاش های شبانه روزی اش می کوشید تا خانواده کمبود ی احساس نکنند. با خانواده اش مهربان و صمیمی بود؛ به آنها محبت می کرد و علاوه بر کارهایی که در بیرون انجام می داد در کارهای خانه به مادرش کمک می نمود تا در نبود پدرش زیاد سختی نکشد.
اوقات فراغتش بیشتر به کار کردن می گذشت؛ شب ها به مسجد می رفت و در فعالیت ههای مذهبی مشارکت می نمود؛ در ماه محرم در خدمت عزاداران بود و عاشقانه خدمت می نمود؛ با وجود سن کمی که داشت مسئولیت بیشتری بر دوشش بود اما با توکل بر خدا همه مشکلات را حل کرد و روح و جانش را آماده کرده بود تا تقدیم پروردگارش گرداند. اين [[شهيد]] گرامي با خانم ربابه آقا احمدی عقد نمود و تصمیم داشت که بعد از سربازی زندگي خود را شروع کند اما سرنوشت چیز دیگری را رقم زده بود. قبل از پيروزي انقلاب او نيز همراه و همگام مردم به مبارزه علیه رژیم دست نشانده پرداخت و به همراه دوستانش در تظاهرات به صورت گسترده شرکت می کرد.
ای مذهبی مشارکت می نمود؛ در ماه محرم با حمله عراق به کشور عزیزمان به فرمان [[امام خمینی]] رضوان الله تعالی در خدمت عزاداران حالی که زمان سربازی اش بود لبیک گفت و عاشقانه عازم جبهه و جهاد شد و در جبهه نیز تمام اوقات در خدمت رزمندگان بود به طوری كه غلام رضا کیشی زاده دوست گرامی شهید نقل می نمود؛ کند كه مالک مرد با وجود سن کمی که داشت مسئولیت بیشتری بر دوشش بود اما ایمان و با توکل بر خدا همه مشکلات را حل کرد تقوا، و روح عاشق جنگ و جانش را آماده کرده جبهه، و آرزویش [[شهادت]] بود به گفته هم سنگرانش زمانی که آنها دیده بانی می دادند محل دیده بانی اش منطقه ای در تیر رس دشمن بود تا تقدیم پروردگارش گرداند.
اين شهيد گرامي با خانم ربابه آقا احمدی عقد نمود دوستانش می گفتند آب تمام شده است یعنی هر روز باید پایین تر از سنگرشان می رفتند و تصمیم داشت آب می آوردند آن روز بچه ها خسته بودند و هیچ کس نای رفتن نداشت؛ مالک فداكار داوطلب شد که بعد از سربازی زندگي خود را شروع کند آب بیاورد، همه خوشحال بودیم وقتی می رفت دشمن متوجه شده بود همه ما منتظر بودیم اما سرنوشت چیز دیگری را رقم زده وقتی می خواست برگردد با قمقمه آبی که در درستش بود. قبل از پيروزيانقلاب او نيز همراه و همگام مردم به مبارزه علیه رژیم دست نشانده پرداخت و به همراه دوستانش زیر گلوله دشمن در تظاهرات تاریخ 1363/01/20در منطقه [[شرهانی]] به صورت گسترده شرکت می کرد[[شهادت]] رسید.<ref>[http://ajashohada.ir/home/MartyrDetails/6864 سایت شهدای ارتش]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery>
با حمله عراق به کشور عزیزمان به فرمان امام خمینی رضوان الله تعالی در حالی که زمان سربازی اش بود لبیک گفت و عازم جبهه و جهاد شد و در جبهه نیز تمام اوقات در خدمت رزمندگان بود به طوری كه غلام رضا کیشی زاده دوست گرامی شهید نقل می کند كه مالک مرد با ایمان و با تقوا، و عاشق جنگ و جبهه، و آرزویش شهادت بود به گفته هم سنگرانش زمانی که آنها دیده بانی می دادند محل دیده بانی اش منطقه ای در تیر رس دشمن بودImage:1186792KAKA006-001.jpgImage:1186792KAKA005-001.jpgImage:1186792KAKA001-001.jpgImage:جعفری.jpg
دوستانش می گفتند آب تمام شده است یعنی هر روز باید پایین تر از سنگرشان می رفتند و آب می آوردند آن روز بچه ها خسته بودند و هیچ کس نای رفتن نداشت؛ مالک فداكار داوطلب شد که آب بیاورد، همه خوشحال بودیم وقتی می رفت دشمن متوجه شده بود همه ما منتظر بودیم اما وقتی می خواست برگردد با قمقمه آبی که در درستش بود زیر گلوله دشمن در تاریخ 1363</01/20در منطقه شرهانی به شهادت رسید.gallery>
منبع:سایت شهدای ارتش==پانویس==<references />
� HYPERLINK "http://ajashohada.ir/home/MartyrDetails/6864" �http://ajashohada.ir/home/MartyrDetails/6864
== ردهها ==