كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
سيدجلال آدمي بسيار خاكي و سر به زير و بسيار متدين و با تقوا بود. بعد از اتمام تحصيل در سال 1357 در فعاليت هاي انقلابي و در تظاهرات و پخش اعلاميه هاي حضرت امام خميني (ره) حضوري فعال داشت و پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي اولين نفري بود كه با تمام وجود به امام (ره) و انقلاب عشق ميورزيد و انقلاب را مظهر اقتدار سياسي ملت و امام را الگو و سمبل ارتقاء و رشد انقلاب و پيشواي مسلمين مي دانست .روش و منش امام را سر لوحه زندگي فردي و خانوادگي خويش قرار داد و ديگران را نيز به اين مساله سفارش مي كرد. با تشكيل بسيج 20 ميليوني وارد بسيج شد و پس از طي آموزش نظامي ، لباس مقدس سربازي به تن كرد و از آنجا كه خون و غيرت اسلامي در رگهايش مي جوشيد. هيچ گاه نتوانست تجاوز دشمن به خاك كشور اسلامي را تحمل كند و 20 سال بيشتر نداشت كه عازم جبهه شد و در يكي از عمليات ها طي پنج مرحله از تاريخ 23/4/61 با رمز يا صاحب الزمان(عج) ادركني در ساعت 30/21 آغاز شد تا تاريخ 6/5/61 مدت 15 روز به طول انجاميد . در اين عمليات 5 فروند هواپيما سرنگون و 1097 دستگاه تانك و نفر بر و انواع مختلف منهدم و 7400 نفر زخمي و 1315 نفر اسير شدند. سيد جلال هميشه به ما مي گفت هر لحظه آماده شنيدن خبر شهادت من باشيد.
شاهدم من
مادر خوبم مكن شيون برايم من شهيدم
بلبلي بلبلي بودم كه از بستان اين دنيا پريدم
سال ها مشتاق ديدار وصال يار بودم
گرچه گرچه پرپر شد تنم اما به محبوبم رسيدم
جسم من در خاك و روحم در ميان آسمان ها
شاهدم شاهدم من گرچه از گرچه از چشمان مردم ناپديدم
نقشه هاي كه دشمن داشت در سر، بهر ايران
من من به خون خود بر آنها خطي از بطلان كشيدم
پشتت جبهه، اي منافق تو خيالي خام داري
چون چون كه در جبهه ها نور امام عصر ديدم
رهبرم مي گفت كه من خاك وطن را دوست دارم
من چه خوش بختم كه پيش رهبر خود رو سفيدم
افتخار من همين چون كه در ميان آتش
خرم خرم و خندان چو مردان رو سفيدم<ref>سایت نوید شاهد</ref>