[[شهید ]] [[سلطان علی اشکانی]] تاریخ تولد : [[1328/03/01 ]] تاریخ شهادت : [[1360/06/17]] نام پدر: ابوالحسن محلصدورشناسنامه: [[نیشابور]] نوع حادثه: حوادث مربوط به [[جنگ تحمیلى]] شرح حادثه: حوادث ناشى از درگیرى مستقیم بادشمن-توسط دشمن در [[جبهه]] استان: [[بنیاد شهید]] استان [[خراسان]]
==زندگینامه==
شهید درسال 1328 در روستای از توابع شهرستان نیشابور به دنیا آمد. دوران کودکی فردی مظلوم و متکی بود [[شهید]] تحصیلات را از همان روستا آغاز کرد و در سن 14 سالگی از پدر و مادرش جدا شد و در شهرستان نیشابور خانه گرفت و مستقل زندگی را ادامه می داد. و با مشکلات و سختی های بسیاری در مورد زندگی و درس خواندن مواجه بود.
بسمه تعالی[[شهید درسال 1328 در روستای از توابع شهرستان نیشابور به دنیا آمد. دوران کودکی فردی مظلوم و به متکی بود شهید تحصیلات را از همان روستا آغاز کرد و در سن 14 سالگی از پدر و مادرش جدا شد و در شهرستان نیشابور خانه گرفت و مستقل زندگی را ادامه می داد. و ]] با مشکلات و سختی های بسیار ی در مورد زندگی و درس خواندن مواجه بود. شهیدبا همه این مشکلات از ایمان به الله و کوشش برای مفید بودن درجامعخ درجامعه دست بر نمی داشت. تا اینکه به [[خدمت مقدس سربازی ]] خوانده شد و درهمان در همان جا وارد [[ارتش ]] شدند. پس از چندی متوجه گشت که درارتش در ارتش آن زمان جز ظلم و زور وحق و حق کشی چیزی وجود ندارد درسن 25 سالگی ازدواج نموده و روز بروز بیشتر نسبت به خدمتش دراتش ناراضی بود بارها و بارها تقاضا استعفا را نموده ولی موافقت نکردند.بیشتر اوقات بیکاری شهید صرف قرآن خواندن و کسب مسائل دینی شد وبرای همسر خود یک معلم و مربی به تمام معنی بود بیشتر اطرافیان و همسایه ها درمورد مسائل دین مشکلات خود را با شهید درمیان می گذاشتند درزمان انقلاب شهید به صف شرکت کنندگان در راهپیمایی ها پیوست و به گفته خودش بهترین لحظه ای بود که امام عزیز به ایران برگشت و ارتش همبستگی خود را با مردم اعلام کرد. با شروع جنگ حق علیه باطل به جبهه اعزام شد و با اینکه تولد دومین بچه اش بود به جبهه رفت شهید در زمان حضور در جبهه دوبار مجروح شد و زمانی که بهبودی یافت به جبهه اعزام میشد. شهید هر وقت که به مرخصی می آمد آروم و قرار نداشت و همیشه می گفت برادران من درجبهه درحال نبرد با دشمن بعثی هستند اما من اینجا باید راست راست راه بروم و کارمفید انجام ندهم و قبل از پایان مرخصی به جبهه برمی گشت. شهیددر آخرین مرخصی که به مشهد آمد حل و روحیه اش طوری دیگری بود خیلی شاد و خوشحال بود و همیشه مارا آماده می کرد و برای شهادتش درتاریخ 21 مرداد آفرین خداحافظی را با اطرافیان نموده و راهی جبهه شدند. و در تاریخ 17 شهریور درجبهه دارخویین توسط ترکش خمپاره به قسمت نخاع گردن به آرزوی خود که همان شهادت بود رسید وبه لقاء الله پیوست.روحش شاد ویادش گرامی باد.
بیشتر اوقات بیکاری شهید صرف [[قرآن]] خواندن و کسب مسائل دینی شد وبرای همسر خود یک معلم و مربی به تمام معنی بود بیشتر اطرافیان و همسایه ها درمورد مسائل دین مشکلات خود را با شهید درمیان می گذاشتند درزمان انقلاب شهید به صف شرکت کنندگان در [[راهپیمایی]] ها پیوست و به گفته خودش بهترین لحظه ای بود که امام عزیز به ایران برگشت و ارتش همبستگی خود را با مردم اعلام کرد.
با شروع جنگ حق علیه باطل به [[جبهه]] اعزام شد و با اینکه تولد دومین بچه اش بود به جبهه رفت شهید در زمان حضور در جبهه دوبار مجروح شد و زمانی که بهبودی یافت به جبهه اعزام میشد. شهید هر وقت که به مرخصی می آمد آروم و قرار نداشت و همیشه می گفت برادران من در جبهه درحال نبرد با [[دشمن بعثی]] هستند اما من اینجا باید راست راست راه بروم و کار مفید انجام ندهم و قبل از پایان مرخصی به جبهه بر می گشت. شهید در آخرین مرخصی که به [[مشهد]] آمد حل و روحیه اش طوری دیگری بود خیلی شاد و خوشحال بود و همیشه ما را آماده می کرد و برای شهادتش درتاریخ 21 مرداد آخرین خداحافظی را با اطرافیان نموده و راهی جبهه شدند. و در تاریخ 17 شهریور در [[جبهه دارخویین]] توسط [[ترکش]] [[خمپاره]] به قسمت نخاع گردن به آرزوی خود که همان [[شهادت]] بود رسید وبه لقاء الله پیوست.
==وصیت نامه==
(خمس و سهم امام علیه السلام) نداده ام هر چه تعیین كردند بدهید.
(زكات)تا بحال نداده ام علما هر چه تعیین كردند بدهید.
(بدهى به ) بانك ملى پنج راه ابومسلم چهل و شش قسط هر قسطى 1769 تومان.
(محل غسل) [[مشهد]]
نام: سلطانعلى
نام خانوادگى: اشكانى
نام پدر: ابوالحسن
تاریختولد: 1328/03/01
ش.ش: 1
محلصدورشناسنامه: نیشابور
تاریخ شهادت: 1360/06/17
نوع حادثه: حوادثمربوط بهجنگتحمیلى
شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسطدشمندرجبهه
استان: بنیادشهیداستانخراسان
شهر: ادارهبنیادشهیدمشهد
(خمس و سهم امام علیه السلام) نداده ام هر چه تعیین كردند بدهید
(زكات)تا بحال نداده ام علما هر چه تعیین كردند بدهید
(بدهى به ) بانك ملى پنج راه ابومسلم چهل و شش قسط هر قسطى 1769 تومان
(محل غسل) مشهد
(محل دفن)خواجه ربیع
(تلاوت قرآن) خوانده شود. (اطعام روزهاى سوم و هفتم و چهلم و سال) بدهند.
(وارث شرعى و قانونى اینجانب در حال حاضر)
(نام و شهرت) (شماره شناسنامه) (محل صدور) (سمت نسبت بوصیت كننده)
اعظم سپهوش 4 9 1 1 تهران همسر جلیلى اشكانى 6 6 6 1 مشهد فرزند نجمه اشكانى 4 9 مشهد فرزند
سلطانعلى اشكانى - امضا
1359/07/07.<ref>سایت شهدای ارتش</ref> ==پانویس==<references />
منبع== ردهها =={{ترتیبپیشفرض:سلطان_علی_اشکانی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]][[رده: سایت شهدای ارتشجمهوری اسلامی ایران]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان نیشابور]]