شهیدرحیم کوچه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «ابسمه تعالی شهید رحیم کوچه : تاریخ تولد : 25/09/1345 تاریخ شهادت : 12/02/1367 محل شهادت :...» ایجاد کرد)
 
 
(۵ نسخه‌های متوسط توسط ۵ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
ابسمه تعالی
+
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
شهید رحیم کوچه :
+
|نام فرد                = رحیم کوچه
تاریخ تولد : 25/09/1345
+
|تصویر                  = Rahim-koche.JPG
تاریخ شهادت : 12/02/1367
+
|توضیح تصویر            =
 +
|ملیت                  = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
 +
|شهرت                  =
 +
|دین و مذهب            = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
 +
|تولد                  =  [[زادروزهای 25 آذر|1345/09/25]]
 +
|شهادت                  = [[الگو:شهدای 12 اردیبهشت|1367/02/12]]
 +
|وفات                  =
 +
|مرگ                    =
 +
|محل دفن                =
 +
|مفقود                  =
 +
|جانباز                =
 +
|اسارت                  =
 +
|نیرو                  =
 +
|یگانهای خدمت          =
 +
|طول خدمت              =
 +
|درجه                  =
 +
|سمت‌ها                  =
 +
|جنگ‌‌ها                  =
 +
|نشان‌های لیاقت          =
 +
|عملیات‌              =
 +
|فعالیت‌ها              =
 +
|تحصیلات                =
 +
|تخصص‌ها                =
 +
|شغل                    =
 +
|خانواده                =
 +
}}
 +
 
 +
 
 +
بسمه تعالی
 +
[[شهید رحیم کوچه]] :
 +
تاریخ تولد : [[25/09/1345]]
 +
تاریخ شهادت : [[12/02/1367]]
 
محل شهادت : نامشحص
 
محل شهادت : نامشحص
محل آرامگاه: آذربایجان شرقی – تبریز – وادیرحمت
+
محل آرامگاه: [[آذربایجان شرقی]] [[تبریز]] – وادیرحمت
  
  
زندگینامه :
+
==زندگینامه==
رحیم خیلی بچه براه و دوست داشتنی بود و خیلی با نظافت و پاکیزه و با ایمان بود. او فردی بود تلاشگر و فداکار و مومن و مقدس و اعتماد به نفس و با لیاقت. به همه کس نیکی می کرد و تا آنجا که در توان داشت به مردم کمک می کرد. رحیم دوره دبستان را در علیزاده و 3 دوره راهنمایی را در کسری تمام کرد و بعد آن سرباز اسلام شد و در راه دین و دفاع از خاک میهن هرچه در توان داشت جنگ می کرد. او عاشق جبهه و شهادت بود و چند بار دوستانش به او پیشنهاد داده بودند که دوره سربازی تو را به تبریز انتقال بدهیم. به آن ها جواب رد داده بود که من جبهه و شهادت را خیلی دوست دارم. او با جان و دل در جبهه تلاش می کرد که دشمن را به خاک بنشاند. او 2 سال دوره سربازی را تمام کرد. در پایان، 4 ماه از طرف دولت اضافه خدمت آمد و آخرهای 4 ماه بود که به شهادت رسید. او جوانی ایده آل بود. گویا که خداوند او را به شهادت آفریده بود و آخرین دفعه که آمده بود می گفت فکر می کنم دفعه آخرم باشد که شما ها را می بینم و وقت رفتن از همسایه ها خداحافظی کرده و حلالیت خواسته بود. چنان که خودش گفته بود، رفت و به شهادت نایل شد. به گفته دوستانش جوانی در جبهه که نوبت عملیات او بود که برود، گفته بود که می ترسم بروم و به شهادت برسم و بچه هایم بماند. رحیم نگذاشته بود که او برود و به جای او رفته و به شهادت رسیده بود و شب هم رحیم در خواب دیده بود که به شهادت رسیده و به دوستانش گفته بود و شبی دیده بود که صبح آن روز به شهادت نایل شد. در همان ساعت که در جبهه به شهادت رسیده بود مادر هم به خواب دیده بود که از بینی رحیم خون آمد و از دنیا رفت.
+
رحیم خیلی بچه براه و دوست داشتنی بود و خیلی با نظافت و پاکیزه و با ایمان بود. او فردی بود تلاشگر و فداکار و مومن و مقدس و اعتماد به نفس و با لیاقت. به همه کس نیکی می کرد و تا آنجا که در توان داشت به مردم کمک می کرد. رحیم دوره دبستان را در علیزاده و 3 دوره راهنمایی را در کسری تمام کرد و بعد آن سرباز اسلام شد و در راه دین و دفاع از خاک میهن هرچه در توان داشت جنگ می کرد. او عاشق جبهه و شهادت بود و چند بار دوستانش به او پیشنهاد داده بودند که دوره سربازی تو را به تبریز انتقال بدهیم. به آن ها جواب رد داده بود که من جبهه و شهادت را خیلی دوست دارم. او با جان و دل در جبهه تلاش می کرد که دشمن را به خاک بنشاند. او 2 سال دوره [[سربازی]] را تمام کرد. در پایان، 4 ماه از طرف دولت اضافه خدمت آمد و آخرهای 4 ماه بود که به شهادت رسید. او جوانی ایده آل بود. گویا که خداوند او را به شهادت آفریده بود و آخرین دفعه که آمده بود می گفت فکر می کنم دفعه آخرم باشد که شما ها را می بینم و وقت رفتن از همسایه ها خداحافظی کرده و حلالیت خواسته بود. چنان که خودش گفته بود، رفت و به شهادت نایل شد. به گفته دوستانش جوانی در جبهه که نوبت عملیات او بود که برود، گفته بود که می ترسم بروم و به شهادت برسم و بچه هایم بماند. رحیم نگذاشته بود که او برود و به جای او رفته و به شهادت رسیده بود و شب هم رحیم در خواب دیده بود که به شهادت رسیده و به دوستانش گفته بود و شبی دیده بود که صبح آن روز به شهادت نایل شد. در همان ساعت که در جبهه به شهادت رسیده بود مادر هم به خواب دیده بود که از بینی رحیم خون آمد و از دنیا رفت.
 
زندگی رحیم به نظر من خیلی با ارزش بود. در عمر کوتاه خود کارهای مثبتی انجام می داد. با اینکه سن و سالی نداشت زندگی مملو از شجاعت و پاکدامنی و صداقت و بی ریایی بود و بچه ای بود مهربان و دلسوز و در راه حق از هیچ چیزی واهمه نداشت.
 
زندگی رحیم به نظر من خیلی با ارزش بود. در عمر کوتاه خود کارهای مثبتی انجام می داد. با اینکه سن و سالی نداشت زندگی مملو از شجاعت و پاکدامنی و صداقت و بی ریایی بود و بچه ای بود مهربان و دلسوز و در راه حق از هیچ چیزی واهمه نداشت.
وصیت نامه :
+
==وصیت نامه==
اولیاءالله مرگ به صورت شهادت را بلاشرط از خدا طلب میکنند زیرا شهادت هر دو خصلت را دارد. هم عمل و هم تکامل است   شهید مطهری
+
اولیاءالله مرگ به صورت شهادت را بلاشرط از خدا طلب میکنند زیرا شهادت هر دو خصلت را دارد. هم عمل و هم تکامل است   [[شهید مطهری]]
من شهید رحیم کوچه فرزند محمد هستم. پیام من همانند سایر شهدا استقرار حکومت اسلامی و سعادت دنیا و آخرت مسلمانان می باشد. امیدوارم که شما هموطنان و هم کیشان هزیزم پیرو راه خونینم باشید. من در تاریخ 10/02/1367 در عملیات غرب کشور در یگانی که جز تیپ سه لشکر 58 ذوالفقار بود، مشغول نبرد با دشمن مهاجم و اشغالگر عراق بودم که به علت توسط دشمن در جبهه به فیض شهادت نایل گردیدم و هم اکنون نیز در گلزار شهدای وادی رحمت مدفون هستم. پیام من، پیروی از خط ولایت فقیه و همچنین وحدت در برابر دشمنان قسم خورده اسلام و دوری از تفرقه به هر شکل و نوع آن است که اگر چنین شود ما نیز با دعاهای خودمان در پیشگاه خداوند متعال پشتیبان شما خواهیم بود.
+
من [[شهید رحیم کوچه]] فرزند محمد هستم. پیام من همانند سایر شهدا استقرار حکومت اسلامی و سعادت دنیا و آخرت مسلمانان می باشد. امیدوارم که شما هموطنان و هم کیشان عزیزم پیرو راه خونینم باشید. من در تاریخ 10/02/1367 در عملیات غرب کشور در یگانی که جز تیپ سه [[لشکر 58 ذوالفقار]] بود، مشغول نبرد با دشمن مهاجم و اشغالگر [[عراق]] بودم که به علت توسط دشمن در جبهه به فیض شهادت نایل گردیدم و هم اکنون نیز در [[گلزار شهدای وادی رحمت]] مدفون هستم. پیام من، پیروی از خط [[ولایت فقیه]] و همچنین وحدت در برابر دشمنان قسم خورده اسلام و دوری از تفرقه به هر شکل و نوع آن است که اگر چنین شود ما نیز با دعاهای خودمان در پیشگاه خداوند متعال پشتیبان شما خواهیم بود.
پروردگارا درجه شهدای ما عالیست متعالی فرما
+
پروردگارا درجه شهدای ما عالیست متعالی فرما<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/44581 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
  
 +
Image:1635700MAKA007-001.jpg
 +
Image:1635700MAKA002-001.jpg
 +
Image:1635700KAKA001-001.jpg
  
سایت شهدای ارتش
+
</gallery>
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/44581
+
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۴

رحیم کوچه
Rahim-koche.JPG
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد 1345/09/25
شهادت 1367/02/12


بسمه تعالی شهید رحیم کوچه : تاریخ تولد : 25/09/1345 تاریخ شهادت : 12/02/1367 محل شهادت : نامشحص محل آرامگاه: آذربایجان شرقیتبریز – وادیرحمت


زندگینامه

رحیم خیلی بچه براه و دوست داشتنی بود و خیلی با نظافت و پاکیزه و با ایمان بود. او فردی بود تلاشگر و فداکار و مومن و مقدس و اعتماد به نفس و با لیاقت. به همه کس نیکی می کرد و تا آنجا که در توان داشت به مردم کمک می کرد. رحیم دوره دبستان را در علیزاده و 3 دوره راهنمایی را در کسری تمام کرد و بعد آن سرباز اسلام شد و در راه دین و دفاع از خاک میهن هرچه در توان داشت جنگ می کرد. او عاشق جبهه و شهادت بود و چند بار دوستانش به او پیشنهاد داده بودند که دوره سربازی تو را به تبریز انتقال بدهیم. به آن ها جواب رد داده بود که من جبهه و شهادت را خیلی دوست دارم. او با جان و دل در جبهه تلاش می کرد که دشمن را به خاک بنشاند. او 2 سال دوره سربازی را تمام کرد. در پایان، 4 ماه از طرف دولت اضافه خدمت آمد و آخرهای 4 ماه بود که به شهادت رسید. او جوانی ایده آل بود. گویا که خداوند او را به شهادت آفریده بود و آخرین دفعه که آمده بود می گفت فکر می کنم دفعه آخرم باشد که شما ها را می بینم و وقت رفتن از همسایه ها خداحافظی کرده و حلالیت خواسته بود. چنان که خودش گفته بود، رفت و به شهادت نایل شد. به گفته دوستانش جوانی در جبهه که نوبت عملیات او بود که برود، گفته بود که می ترسم بروم و به شهادت برسم و بچه هایم بماند. رحیم نگذاشته بود که او برود و به جای او رفته و به شهادت رسیده بود و شب هم رحیم در خواب دیده بود که به شهادت رسیده و به دوستانش گفته بود و شبی دیده بود که صبح آن روز به شهادت نایل شد. در همان ساعت که در جبهه به شهادت رسیده بود مادر هم به خواب دیده بود که از بینی رحیم خون آمد و از دنیا رفت. زندگی رحیم به نظر من خیلی با ارزش بود. در عمر کوتاه خود کارهای مثبتی انجام می داد. با اینکه سن و سالی نداشت زندگی مملو از شجاعت و پاکدامنی و صداقت و بی ریایی بود و بچه ای بود مهربان و دلسوز و در راه حق از هیچ چیزی واهمه نداشت.

وصیت نامه

اولیاءالله مرگ به صورت شهادت را بلاشرط از خدا طلب میکنند زیرا شهادت هر دو خصلت را دارد. هم عمل و هم تکامل است   شهید مطهری من شهید رحیم کوچه فرزند محمد هستم. پیام من همانند سایر شهدا استقرار حکومت اسلامی و سعادت دنیا و آخرت مسلمانان می باشد. امیدوارم که شما هموطنان و هم کیشان عزیزم پیرو راه خونینم باشید. من در تاریخ 10/02/1367 در عملیات غرب کشور در یگانی که جز تیپ سه لشکر 58 ذوالفقار بود، مشغول نبرد با دشمن مهاجم و اشغالگر عراق بودم که به علت توسط دشمن در جبهه به فیض شهادت نایل گردیدم و هم اکنون نیز در گلزار شهدای وادی رحمت مدفون هستم. پیام من، پیروی از خط ولایت فقیه و همچنین وحدت در برابر دشمنان قسم خورده اسلام و دوری از تفرقه به هر شکل و نوع آن است که اگر چنین شود ما نیز با دعاهای خودمان در پیشگاه خداوند متعال پشتیبان شما خواهیم بود. پروردگارا درجه شهدای ما عالیست متعالی فرما[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش