شهید عبدالرحیم ایزدی: تفاوت بین نسخهها
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
نام : ایزدی / عبدالرحیم | نام : ایزدی / عبدالرحیم | ||
| − | |||
نام پدر : فضل اله | نام پدر : فضل اله | ||
| − | |||
تاریخ تولد : ۱۳۴۴-۰۱-۲۳ | تاریخ تولد : ۱۳۴۴-۰۱-۲۳ | ||
| − | |||
محل تولد : نجف آباد | محل تولد : نجف آباد | ||
| − | |||
تاریخ شهادت : ۱۳۶۲-۷-۲۹ | تاریخ شهادت : ۱۳۶۲-۷-۲۹ | ||
| − | |||
محل شهادت : مریوان - والفجر4 | محل شهادت : مریوان - والفجر4 | ||
| − | |||
شهرستان : نجف آباد | شهرستان : نجف آباد | ||
| − | |||
یگان : بسیج | یگان : بسیج | ||
| − | |||
مسئولیت : | مسئولیت : | ||
| − | |||
تحصیلات : دوم متوسطه | تحصیلات : دوم متوسطه | ||
| − | |||
محل تحصیل : نجف آباد | محل تحصیل : نجف آباد | ||
| − | |||
گلزار : جنت الشهدا نجف اباد | گلزار : جنت الشهدا نجف اباد | ||
| − | |||
| − | |||
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | |||
| − | |||
بسم الله الرحمن الرحیم یا ایتها النفس المطمئنه* ارجعی الی ربک راضیه *مرضیه فادخلی فی عبادی *وادخلی جنتی.«فجر/27-30» | بسم الله الرحمن الرحیم یا ایتها النفس المطمئنه* ارجعی الی ربک راضیه *مرضیه فادخلی فی عبادی *وادخلی جنتی.«فجر/27-30» | ||
| − | درود و سلام ، خدمت منجی عالم بشریت حضرت مهدی -عج الله تعالی فرجه- و نائب بر حقش امام خمینی و امت شهید پرور ایران. این حقیر چند کلمه ای به عنوان وصیت می نویسم و امیدوارم که مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و امّا اوّلین وصیت و یا تذکر من به امّت اسلامی: که ای ملت ایران! وحدت و یکپارچگی خود را حفظ کنید که این پیروزی ها در گرو همین وحدت شماست و همان طور که در قرآن مجید آمده که «واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا» (آل عمران/103) به ریسمان خدا چنگ بزنید و متفرق نشوید. دیگر اینکه در هر زمان و در هر کجا گوش به فرمان امام باشید که «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»(نساء-59) در همه جا و در همه زمان ها بر هر فردی واجب است و دیگر اینکه همیشه دعا گوی امام باشید که خداوند تعالی او را تا انقلاب مهدی - عج الله تعالی فرجه- و حتّی در کنار ایشان آن را حفظ کند و پیام و وصیت من به امام، اینکه: ای امام عزیز! تا آخرین قطره قطره خونمان خواهیم ایستاد و نخواهیم گذاشت که این انقلاب -که با خون های جوانان زیادی به اینجا رسیده- از بین برود. وصیّت من به طلاب، که ای دوستان و ای سربازان امام زمان شما همیشه در پی کسب علم باشید و اگر من حقیر لیاقت آن را نداشتم که به این درس ادامه بدهم، شما عزیزان ادامه دهندگان این راه باشید. ای طلاب عزیز و ای برادران از برادر بهتر! درس هایی را که من حقیر موفّق به ادامة آن نشدم بخوانید، زیرا جامعة ما امروز احتیاج به مبلّغ دارد و فردا هم که عراق و فرداها که کشورهای استعماری آزاد می شوند، احتیاج به شماهاست و شمایی که می توانید اسلام را در آن کشورها زنده کنید. اگر در این چند سال اذیت و آزاری از من دیدید مرا ببخشید. و اما وصیت من به پدر و مادر و دیگر بستگانم : «ما اصاب من مصیبه الا باذن الله»(تغابن/11) درود بر تو ای پدر قهرمان که تاکنون دو فرزندت محمدرضا و عبدالحسین را هدیه راه خدا کرده ای و از اینکه فرزند سوّمت نیز در این راه کشته شود باکی نداری، ای پدر عزیز! من خواسته ام تا خدا مرا نیامرزیده از این دنیا نبرد و از تو هم می خواهم که اگر در دوران زندگی ام اذیت و آزاری به تو کرده ام مرا ببخشی که من در آن دنیا طاقت تحمل ]مجازات الهی را ندارم، به مدد الهی به این نتیجه رسیدم آنهایی به سعادت نایل می شوند که[ بی پروا در راه خدا جهاد کنند و از کشته شدن در این راه ابایی نداشته باشند و مرگ در راه خدا را فوزی عظیم دانسته و شهادت را وسیله ای برای رسیدن به معشوق خود، مادر عزیز! اگر در دوران زندگی ام به تو اذیتی کرده ام مرا ببخش. ]شما[ مادر عزیز و دیگر بستگانم! همانطور که برادر شهیدم عبدالحسین گفت اگر من لیاقت شهادت در راه خدا را داشتم و کشته شدم در مرگ من گریه و زاری نکنید که شهید عزادار نمی خواهد پیرو می خواهد، زیرا خود این راه را انتخاب کرده و خوب راهی است. از تمام بستگانم، از خواهر و برادر گرفته تا تمام خویشان و دوستان، که این حقیر را ببخشند. خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار | + | درود و سلام ، خدمت منجی عالم بشریت حضرت مهدی -عج الله تعالی فرجه- و نائب بر حقش امام خمینی و امت شهید پرور ایران. این حقیر چند کلمه ای به عنوان وصیت می نویسم و امیدوارم که مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و امّا اوّلین وصیت و یا تذکر من به امّت اسلامی: که ای ملت ایران! وحدت و یکپارچگی خود را حفظ کنید که این پیروزی ها در گرو همین وحدت شماست و همان طور که در قرآن مجید آمده که «واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا» (آل عمران/103) به ریسمان خدا چنگ بزنید و متفرق نشوید. دیگر اینکه در هر زمان و در هر کجا گوش به فرمان امام باشید که «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»(نساء-59) در همه جا و در همه زمان ها بر هر فردی واجب است و دیگر اینکه همیشه دعا گوی امام باشید که خداوند تعالی او را تا انقلاب مهدی - عج الله تعالی فرجه- و حتّی در کنار ایشان آن را حفظ کند و پیام و وصیت من به امام، اینکه: ای امام عزیز! تا آخرین قطره قطره خونمان خواهیم ایستاد و نخواهیم گذاشت که این انقلاب -که با خون های جوانان زیادی به اینجا رسیده- از بین برود. وصیّت من به طلاب، که ای دوستان و ای سربازان امام زمان شما همیشه در پی کسب علم باشید و اگر من حقیر لیاقت آن را نداشتم که به این درس ادامه بدهم، شما عزیزان ادامه دهندگان این راه باشید. ای طلاب عزیز و ای برادران از برادر بهتر! درس هایی را که من حقیر موفّق به ادامة آن نشدم بخوانید، زیرا جامعة ما امروز احتیاج به مبلّغ دارد و فردا هم که عراق و فرداها که کشورهای استعماری آزاد می شوند، احتیاج به شماهاست و شمایی که می توانید اسلام را در آن کشورها زنده کنید. اگر در این چند سال اذیت و آزاری از من دیدید مرا ببخشید. و اما وصیت من به پدر و مادر و دیگر بستگانم : «ما اصاب من مصیبه الا باذن الله»(تغابن/11) درود بر تو ای پدر قهرمان که تاکنون دو فرزندت محمدرضا و عبدالحسین را هدیه راه خدا کرده ای و از اینکه فرزند سوّمت نیز در این راه کشته شود باکی نداری، ای پدر عزیز! من خواسته ام تا خدا مرا نیامرزیده از این دنیا نبرد و از تو هم می خواهم که اگر در دوران زندگی ام اذیت و آزاری به تو کرده ام مرا ببخشی که من در آن دنیا طاقت تحمل ]مجازات الهی را ندارم، به مدد الهی به این نتیجه رسیدم آنهایی به سعادت نایل می شوند که[ بی پروا در راه خدا جهاد کنند و از کشته شدن در این راه ابایی نداشته باشند و مرگ در راه خدا را فوزی عظیم دانسته و شهادت را وسیله ای برای رسیدن به معشوق خود، مادر عزیز! اگر در دوران زندگی ام به تو اذیتی کرده ام مرا ببخش. ]شما[ مادر عزیز و دیگر بستگانم! همانطور که برادر شهیدم عبدالحسین گفت اگر من لیاقت شهادت در راه خدا را داشتم و کشته شدم در مرگ من گریه و زاری نکنید که شهید عزادار نمی خواهد پیرو می خواهد، زیرا خود این راه را انتخاب کرده و خوب راهی است. از تمام بستگانم، از خواهر و برادر گرفته تا تمام خویشان و دوستان، که این حقیر را ببخشند. خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.<ref>[http://khayyen.ir/shahid/216 سایت خین]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| − | + | Image:216 (1).jpg | |
| − | + | </gallery> | |
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۵
نام : ایزدی / عبدالرحیم
نام پدر : فضل اله
تاریخ تولد : ۱۳۴۴-۰۱-۲۳
محل تولد : نجف آباد
تاریخ شهادت : ۱۳۶۲-۷-۲۹
محل شهادت : مریوان - والفجر4
شهرستان : نجف آباد
یگان : بسیج
مسئولیت :
تحصیلات : دوم متوسطه
محل تحصیل : نجف آباد
گلزار : جنت الشهدا نجف اباد
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم یا ایتها النفس المطمئنه* ارجعی الی ربک راضیه *مرضیه فادخلی فی عبادی *وادخلی جنتی.«فجر/27-30»
درود و سلام ، خدمت منجی عالم بشریت حضرت مهدی -عج الله تعالی فرجه- و نائب بر حقش امام خمینی و امت شهید پرور ایران. این حقیر چند کلمه ای به عنوان وصیت می نویسم و امیدوارم که مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و امّا اوّلین وصیت و یا تذکر من به امّت اسلامی: که ای ملت ایران! وحدت و یکپارچگی خود را حفظ کنید که این پیروزی ها در گرو همین وحدت شماست و همان طور که در قرآن مجید آمده که «واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا» (آل عمران/103) به ریسمان خدا چنگ بزنید و متفرق نشوید. دیگر اینکه در هر زمان و در هر کجا گوش به فرمان امام باشید که «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»(نساء-59) در همه جا و در همه زمان ها بر هر فردی واجب است و دیگر اینکه همیشه دعا گوی امام باشید که خداوند تعالی او را تا انقلاب مهدی - عج الله تعالی فرجه- و حتّی در کنار ایشان آن را حفظ کند و پیام و وصیت من به امام، اینکه: ای امام عزیز! تا آخرین قطره قطره خونمان خواهیم ایستاد و نخواهیم گذاشت که این انقلاب -که با خون های جوانان زیادی به اینجا رسیده- از بین برود. وصیّت من به طلاب، که ای دوستان و ای سربازان امام زمان شما همیشه در پی کسب علم باشید و اگر من حقیر لیاقت آن را نداشتم که به این درس ادامه بدهم، شما عزیزان ادامه دهندگان این راه باشید. ای طلاب عزیز و ای برادران از برادر بهتر! درس هایی را که من حقیر موفّق به ادامة آن نشدم بخوانید، زیرا جامعة ما امروز احتیاج به مبلّغ دارد و فردا هم که عراق و فرداها که کشورهای استعماری آزاد می شوند، احتیاج به شماهاست و شمایی که می توانید اسلام را در آن کشورها زنده کنید. اگر در این چند سال اذیت و آزاری از من دیدید مرا ببخشید. و اما وصیت من به پدر و مادر و دیگر بستگانم : «ما اصاب من مصیبه الا باذن الله»(تغابن/11) درود بر تو ای پدر قهرمان که تاکنون دو فرزندت محمدرضا و عبدالحسین را هدیه راه خدا کرده ای و از اینکه فرزند سوّمت نیز در این راه کشته شود باکی نداری، ای پدر عزیز! من خواسته ام تا خدا مرا نیامرزیده از این دنیا نبرد و از تو هم می خواهم که اگر در دوران زندگی ام اذیت و آزاری به تو کرده ام مرا ببخشی که من در آن دنیا طاقت تحمل ]مجازات الهی را ندارم، به مدد الهی به این نتیجه رسیدم آنهایی به سعادت نایل می شوند که[ بی پروا در راه خدا جهاد کنند و از کشته شدن در این راه ابایی نداشته باشند و مرگ در راه خدا را فوزی عظیم دانسته و شهادت را وسیله ای برای رسیدن به معشوق خود، مادر عزیز! اگر در دوران زندگی ام به تو اذیتی کرده ام مرا ببخش. ]شما[ مادر عزیز و دیگر بستگانم! همانطور که برادر شهیدم عبدالحسین گفت اگر من لیاقت شهادت در راه خدا را داشتم و کشته شدم در مرگ من گریه و زاری نکنید که شهید عزادار نمی خواهد پیرو می خواهد، زیرا خود این راه را انتخاب کرده و خوب راهی است. از تمام بستگانم، از خواهر و برادر گرفته تا تمام خویشان و دوستان، که این حقیر را ببخشند. خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.[۱]
