شهیددمحمد غلامی: تفاوت بین نسخهها
Heydari9711 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | شهید محمد غلامی | + | [[شهید]] [[محمد غلامی]] |
| − | تاریخ تولد :1346/10/06 | + | تاریخ تولد :[[1346/10/06]] |
| − | تاریخ شهادت : 1366/09/01 | + | تاریخ شهادت : [[1366/09/01]] |
محل شهادت : نامشخص | محل شهادت : نامشخص | ||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
| − | زندگی نامه | + | ==زندگی نامه== |
| + | شهید محمد غلامی فرزند نصیر در سال 1346 در روستای اسفستانج شهرستان مراغه در یک خانواده خوش نشین و مومن و معتقد به دین اسلام و خادم دیار سیدالشهداء (ع) چشم به جهان گشود. پدرش کشاورز بود و زندگی ساده ای داشتند ولی بعداً برای کمک به معیشت خانواده مانند پدر به کشاورزی پرداخت. ایشان در عمر 20 ساله اش از انجام اعمال زشت و ناپسند خودداری می کرد و سعی بر این داشت اعمال واجبات را به موقع انجام دهد ایشان با اینکه در سال قیام بر علیه ظلم سن کمتری داشت ولی به همراه پدرش در تظاهرات شرکت می کرد. شهید از اوایل کودکی فردی آرام و مطیع و در ایام ماه محرم در سوگواری سالار شهیدان شرکت می نمود. او که در دوره نوجوانی و جوانی در خانواده محبوب بود به تقوا و امور دینی اهمیت زیادی می داد و از طرفی فرمایشات امام نیز چنان در قلب و روح او اثر گذاشته بود که از او یک نیروی فعال در خط ولایت ساخته بود. شهید در سال 1365 به خدمت سربازی قبل از موعد مقرر به صورت داوطلب به حوزه جهت اعزام به دوره آموزشی مراجعه کرد. او به هنگام اعزام آنچنان شاد و راسخ بود که باعث افتخار هر مسلمانی می شد. اعزام او مصادف بود با ایام دفاع مقدس که رزمندگان اسلام در جبهه های جنگ به دفاع از مرز و بوم [[ایران]] زمین مشغول بودند و محمد نیز به پادگان قوشچی ارومیه اعزام شد و به جرگه آنان پیوست و در [[لشکر 64 ارومیه]] به عنوان سرباز وظیفه به مبارزه با دشمن بعثی پرداخت و پس از اتمام دوره آموزشی به پادگان پسوه اعزام و دوره جنگاوران را سپری و به منطقه [[حاجی عمران]] اعزام و پس از شرکت در چهار [[عملیات (کربلای 7 و 6- نصر 3- نصر 9)]] شرکت کرد و در تاریخ 1366/09/01 در منطقه حاجی عمران مشغول مبارزه با دشمن متجاوز بود که با اجرای عملیاتی [[خاکریزهای عراق]] به تصرف رزمندگان ما در آمده بود که حدود ساعت 11 صبح بعثی ها پاتک زده بودند که در اثر اصابت [[گلوله توپ]] سنگین بعثی ها به میان بچه ها تعدادی از آنها شهید شدند و به علت شدت انفجار جنازه بعضی از آنها متلاشی شد به طوری که حتی قابل جمع آوری هم نبودند و محمد نیز جزو آنها بود. لذا اثری از جنازه آنها به دست نیامد به همین خاطر شهیدان را فراموش نکنید چرا که شهیدان قلب تاریخ هستند.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/42203 سایت شهدای ارتش]</ref> | ||
| − | |||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۷
تاریخ تولد :1346/10/06
تاریخ شهادت : 1366/09/01
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - مراغه – گلشن
زندگی نامه
شهید محمد غلامی فرزند نصیر در سال 1346 در روستای اسفستانج شهرستان مراغه در یک خانواده خوش نشین و مومن و معتقد به دین اسلام و خادم دیار سیدالشهداء (ع) چشم به جهان گشود. پدرش کشاورز بود و زندگی ساده ای داشتند ولی بعداً برای کمک به معیشت خانواده مانند پدر به کشاورزی پرداخت. ایشان در عمر 20 ساله اش از انجام اعمال زشت و ناپسند خودداری می کرد و سعی بر این داشت اعمال واجبات را به موقع انجام دهد ایشان با اینکه در سال قیام بر علیه ظلم سن کمتری داشت ولی به همراه پدرش در تظاهرات شرکت می کرد. شهید از اوایل کودکی فردی آرام و مطیع و در ایام ماه محرم در سوگواری سالار شهیدان شرکت می نمود. او که در دوره نوجوانی و جوانی در خانواده محبوب بود به تقوا و امور دینی اهمیت زیادی می داد و از طرفی فرمایشات امام نیز چنان در قلب و روح او اثر گذاشته بود که از او یک نیروی فعال در خط ولایت ساخته بود. شهید در سال 1365 به خدمت سربازی قبل از موعد مقرر به صورت داوطلب به حوزه جهت اعزام به دوره آموزشی مراجعه کرد. او به هنگام اعزام آنچنان شاد و راسخ بود که باعث افتخار هر مسلمانی می شد. اعزام او مصادف بود با ایام دفاع مقدس که رزمندگان اسلام در جبهه های جنگ به دفاع از مرز و بوم ایران زمین مشغول بودند و محمد نیز به پادگان قوشچی ارومیه اعزام شد و به جرگه آنان پیوست و در لشکر 64 ارومیه به عنوان سرباز وظیفه به مبارزه با دشمن بعثی پرداخت و پس از اتمام دوره آموزشی به پادگان پسوه اعزام و دوره جنگاوران را سپری و به منطقه حاجی عمران اعزام و پس از شرکت در چهار عملیات (کربلای 7 و 6- نصر 3- نصر 9) شرکت کرد و در تاریخ 1366/09/01 در منطقه حاجی عمران مشغول مبارزه با دشمن متجاوز بود که با اجرای عملیاتی خاکریزهای عراق به تصرف رزمندگان ما در آمده بود که حدود ساعت 11 صبح بعثی ها پاتک زده بودند که در اثر اصابت گلوله توپ سنگین بعثی ها به میان بچه ها تعدادی از آنها شهید شدند و به علت شدت انفجار جنازه بعضی از آنها متلاشی شد به طوری که حتی قابل جمع آوری هم نبودند و محمد نیز جزو آنها بود. لذا اثری از جنازه آنها به دست نیامد به همین خاطر شهیدان را فراموش نکنید چرا که شهیدان قلب تاریخ هستند.[۱]