محل آرامگاه : قم - ام سلمه وام کلمه
rId4
==زندگی نامه==
او در اوايل خدمت، نامزدی داشت به نام فاطمه ميرحسين، او به نامزدش می رسيد و نامزدش از او راضي بود. فرزندم هميشه در جنگ به فکر من بود چون میدانست که من خيلی دوستش دارم و عکس و پوسترهای خودش و دوستانش را برای من میفرستاد، او بعضی اوقات که از جبهه به مرخصی میآمد نزد من میآمد و با من درد دل میکرد، او از شهيدان برای من می گفت و گريه میکرد و با خود زمزمه میكرد كه کاش من هم به شما میپيوستم.
او میگفت: خدايا من را به جمع بزرگ شهيدان بپيوندان و من به خاطر جگر گوشهام، به خاطر اين صحبت ها اشک میريختم تا يک روز بعد از مدت ها که پسرم را نديده بودم ناگهان در خانه داغی و آشوبی به جگرم افتاد به طوری که اشکهايم سرازير شده و بعد از چند روز خبر [[شهادت]] پسرم به گوشم رسيد.<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29309 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
</gallery>
<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29309 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />