ویرایش‌ها

شهید مهدی غلامی 1367/04/01

۵ بایت حذف‌شده، ‏۲۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۹
گلزار :
خاطرات
شجاعت و شهامت
موضوع شجاعت و شهامت
راوی
یک خاطره در جبهه از مهدى دارم. در تنگه چزابه از پشت یک کوه می‏رفتیم که ناگهان سه سرباز عراقى را دیدیم. که اسلحه‏ هاى خود را بالا گرفه و می‏گویند دخیل الخمینى و بعد اسیر شدند. فردا صبح هوا هنوز تاریک بود که یک مرتبه دیدیم حدود 150 سرباز عراقى اسلحه‏هاى خود را بالا گرفته و گویا مى‏خواستند که اسیر شوند و فرمانده گفت: یک نفر جان فدا میخواهم تا برود جلو بفهمد. اینها واقعاً میخواهند اسیر شوند یا نه، بعدا مهدى قبول کرد تا به جلو برود و یک آر پى جى برمى دارد و جلو مى‏رود و وقتى خوب جلو مى‏رود به آنها میگوید که اسلحه هایتان را به زمین بگذارید. ولى در این هنگام باران گلوله بود که به طرف او می‏ آمد و او فهمید که آنها قصدشان چه بوده و مهدى یا مهدى ادرکنى به طرف ما می‏رود و یک تیر، پایش میخورد که با کمک دوستان او را به بهدارى میبرند.
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15553 یاران رضا]</ref>
 
==پانویس==
<references/>
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش