ویرایش‌ها

شهید عباس دهقان

۲۴ بایت اضافه‌شده، ‏۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۱
اما پاسدار جوان تازه وارد با انگیزه ای هر چه تمام تر به تک تک سئوالات پاسخ داد و یکی یکی به رد شبهاتی که ما مطرح کردیم پرداخت و با بینشی عمیق و دقیق حرف از نظام و انقلاب و امام و رهبری و ولایت فقیه می زد . مواضع او در مورد رهبری و ولایت فقیه کاملا روشن و پررنگ و به دور از هرگونه ابهام و محافظه کاری بود! قیافه اش نشان می داد که مقداری جوش آورده ... انگار غیرتی شده بود و  اندکی عصبانی از اینکه دیگر همکاران سپاهی اش به خاطر پول، یا از سر اجبار و چون
شغلی نداشته اند وارد سپاه شده و لباس پاسداری به تن کرده اند...! �در ابتدا اینگونه گمان کرده بود، چون بچه ها با او جدی بحث کردند! وقتی دیدم ناراحت شده و کم کم ممکن است از کوره در برود به او گفتم :(( بابا ! داریم باهات شوخی می کنیم !خواستیم ببینیم چند مرده حلاجی؟! چیکاره ای ؟! هدفت چیه؟! لبخندی زد و آرام شد ... نفس عمیقی کشید و سکوت کرد ... بعد هم نگاهی به ما کرد وخندید ... 
پس از این ماجرا و دفاعیات زیبایی او از نظام و رهبری و سپاه پاسدارن ، فهمیدم که با بینش خاصی وارد سپاه شده و کاملا به نظام وانقلاب پایبند است و حرص خوردن و عصبانی شدنش هم به هنگام بحث ، ناشی از همین پایبندی او به نظام و انقلاب بود . آقا سجاد هدفدار و هدفمند و با دیدی باز و دلی سرشار از عشق به رهبری، پا به سپاه پاسداران گذاشته بود و لباس این نیروی مقدس را با کمال خلوص و دینداری و از سر تکلیف به تن کرده بود. بینش عمیق و دقیق و ایده ها و فکرهای تازه و جالب او تنها به مساله رهبری و ولایت فقیه و انقلاب و... ختم نمی شد بلکه در زمینه تخریب نیز همین گونه بود...! برخی مواقع نظراتی می داد و کارهایی می کرد که ناشی از هوش و ذکاوت و مطالعه ونگرش دقیق او در مسائل تخریب بود. �برای نمونه می توانم این مطلب را بگویم: ما در العیس بودیم که آقا سجاد می گفت: باید به جای منهدم کردن واز بین بردن ادوات خنثی نشده، راز و رمز سیم پیچی هایش را متوجه شویم، و آن سیم و چاشنی های انفجاری را به گونه ای دستکاری کنیم تا بتوانیم علیه دشمن استفاده کنیم. این کار، فوق العاده خطرناک بودچون هر آن امکان انفجار آن بمب و یا گلوله خنثی نشده وجود داشت اما آقا سجاد، که دل و جراتش را داشت، این کار را انجام می داد، مثلا یکی از دوستانم می گفت: گلوله تفنگ 107 یا مینی کاتیوشا را دستکاری کرده و به سمت داعشی ها شلیک کرده بود. حیف شد که خودم نبودم تا راه وروش دستکاری کردن سیم ها و چاشنی های انفجاری را از نزدیک ببینم و آن را یاد بگیرم...!   منبع: <ref>خاطره ای از همکار و همرزم شهید سجاد دهقان/[[کتاب سجاد فرمانده تخریب]]</ref>==پانویس== <references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش