شهید عبدالله مقدسی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(برچسب: ویرایش موبایل)
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
  
 
*خاطره ای از زبان مادر شهيد  
 
*خاطره ای از زبان مادر شهيد  
عبدالله با اين که فرزند ارشد خانواده بود هيچ گاه حتي با برادر کوچکش تندي نمی کرد و هيچ کس را از خود نرنجاند. هميشه با خنده رويي به همه سلام مي کرد، آرام و متين سخن مي گفت و خود را کوچکتر از همه مي دانست، به همه احترام مي گذاشت. خاطره عبدالله در دل هاي همه به خصوص دوستان و آشنايانش جاي گرفته و همه او را به عنوان شهيدي مظلوم مي دانند.
+
عبدالله با اين که فرزند ارشد خانواده بود هيچ گاه حتي با برادر کوچکش تندي نمی کرد و هيچ کس را از خود نرنجاند. هميشه با خنده رويي به همه سلام مي کرد، آرام و متين سخن مي گفت و خود را کوچکتر از همه مي دانست، به همه احترام مي گذاشت. خاطره عبدالله در دل هاي همه به خصوص دوستان و آشنايانش جاي گرفته و همه او را به عنوان شهيدي مظلوم مي دانند.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/25662 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
  
منبع
+
Image:1716532KAKA003-001.jpg
سایت شهدای ارتش
+
Image:1716532KAKA001-001.jpg
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/25662
+
 
 +
</gallery>
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۴

شهید عبداله مقدسی تاریخ تولد :1345/11/22 تاریخ شهادت : 1366/05/14 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا

زندگینامه

شهید والامقام عبدالله مقدسی شهید در سال 1345در تهران به دنیا آمد . ایشان تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم اقتصاداجتماعی ادامه داد . از همان کودکی اخلاقی اسلامی داشت و مومن و با گذشت بود . در زمان انقلاب شهید با سن کمش در تظاهرات به صورت چشمگیر شرکت داشت .عبدالله ارادت خاصی نصبت به امام و اسلام داشت . در زمان جنگ تحمیلی شهید سال سوم دبیرستان را پشت سرگذاشت که بعد از آن به جبهه اعزام شد ا طریق مسجد مسلمین .شهید خیلی عاشق جبهه و جنگ بود . شهید میگفت من باید به جبهه بروم اگر من و امثال من به جبهه نروند کی می خواهد از این خاک دفاع کند اگر نرویم دشمن به خانهایمان حمله میکند و معلوم نیست که چه بر سر خواهرهایمان می اید . شهید پس از سه ماه آموزشی در تهران به کردستان رفت و د رتاریخ 7/5/66 از مریوان به میمک فرستاده می شود و سرانجام در تاریخ 14/5/66 در روز عید قربان مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار میگیرد و به درجه شهادت نایل می آید

خاطرات

  • خاطره ای از زبان مادر شهيد

عبدالله با اين که فرزند ارشد خانواده بود هيچ گاه حتي با برادر کوچکش تندي نمی کرد و هيچ کس را از خود نرنجاند. هميشه با خنده رويي به همه سلام مي کرد، آرام و متين سخن مي گفت و خود را کوچکتر از همه مي دانست، به همه احترام مي گذاشت. خاطره عبدالله در دل هاي همه به خصوص دوستان و آشنايانش جاي گرفته و همه او را به عنوان شهيدي مظلوم مي دانند.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش